X
تبلیغات
متفرقه

فهرست

1.      مقدمه

2.      عمارت ذوالفقاری

3.      تاریخچه خاندان ذوالفقاری

4.      معرفی خانه ذولفقاری و توصیف بنا- مراحل ساخت عکس- تزئینات بنا

5.      مدارک و نقشه (پلان سایت) پلان طبقه همکف و اول (عکس) تمام عکس های برش B-A – ج – د- ه – و – نمای شمال.جنوب.غرب.شرق  و عکسها زده شوند.

6.      جزئیات اجرایی: پی سازی. انواع پوشش ها. دیوارها. قوس ها. آجر کاری. اجرای ستون. اجرای درگاه ها

7.      بیماری شناسی

8.      معرفی فعالیت های انجام گرفته مرمتی

الف. حذف ملاحضات

ب. استحکام بخشی

ج- اقدامات حفاظتی

د. عملیات بهسازی

 

 

 

مقدمه

خانه ذوالفقاری قریب صد سال از احداث آن می گذرد یکی از آثار ارزشمند شهر زنجان است که در یاد و خاطر مردمان این شهر همواره جایگاه خاصی دارد. موقعیت فعلی این بنا در نبش خیابان های طالقانی (ذوالفقاری) و زینبیه می باشد. اما در حقیقت خیابان فوق از داخل حیاط خانه ذوالفقاری عبور کرده و پیوستگی فضای عمارت را قطع کرده است در گذشته خانه ذوالفقاری ها شامل اندرونی و بیرونی است که اکنون فقط بخش بیرونی از آن باقی مانده. اتفاقات مهم تاریخی در این بنا رخ داده که در بخش های مربوط به آن پرداخته شده است.

در سالهای اخیر و در پی متروک شدن خانه آسیب های فراوانی به آن وارد شد و موجب گشته تا این اثر تاریخی در معرض تخریب قرار گیرد.در سال 1379 اداره میراث فرهنگی زنجان تصمیم به محافظت و مرمت این خانه گرفت و در نهایت با تامین بودجه این کار از سوی شهرداری زنجان، اداره مدیریت و برنامه ریزی استان و میراث فرهنگی زنجان مقدمات کار فراهم شد.

پروژه حاضر در زمانی شروع به انجام شد که بخش عمده ای از عملیات استحفاظی و مرمتی بنا انجام شده بود. از این رو در بخش آسیب شناسی تلاش کردیم از منابع اطلاعات مرمت و آرشیو عکس های موجود و مربوط به قبل از سال 79 استفاده کرده و گزارشی از وضعیت بیماری شناسی بنای حاضر ارائه دهیم همچنین گزارشی از وضعیت مرمت و استحفاظ بنا و جزئیات اجرایی طراحی شده برای این منظور در بخش های دیگری از پروژه ارائه گردیده است. لذا لازم بذکر است که اطلاعات تاریخی و جغرافیایی در رابطه با موضوع پروژه از مطالعات شرکت خشت و خورشید در رابطه با خانه ذوالفقاری اخذ شده است. تابستان 82

معرفی فعالیت های انجام گرفته مرمتی

الف)حذف ملاحضات

ب)استحکام بخشی

ج)اقدامات حفاظتی

د)عملیات بهسازی

موقعیت عکسها و طبقه همکف –اول-چهارم در پلان همکف کادر نشان داده شده.

فهرست فعالیت های انجام گرفته در خانه ذوالفقاری

الف)حذف مداخلات شامل

1.کور کردن روزانه ها

2.تعویض در و پنجره

3.مداخلات ساز .(دیوار چینی ها و دخالت در سازمان معماری)

4.حذف عناصر معماری مانند کلاه فرهنگی

ب)استحام بخشی (بخاطر نشت بنا و منحرف شدن جوزها)

1. اجرای پی بندی در زیر کلیه جوزها و دیوارهای باربر

2.اجرای پوشش های تخت با تقویت های جدید

3.سبک نمودن پوشش قوس(از طریق اجرای کانال بندی)

4.تعویض خرپا و پوشش شیروانی بام

5. تقویت نعل در گاه

کروکی موارد فوق در موضوعات فوق آمده.

ج)اقدامات حفاظتی (جلوگیری از روند تخریب)

1.احیای کانالها و سیستم های دفع آب

2.اجدای کانالهای تاسیسات د تمامی فضای طبقه همکف

3.اجرای بلوکاژ در اتاق ها

4. دیوار کشی پیرامون بنا

د) بهسازی (جهت رعایت مسائل منظر شهری )

1.مرمت نمای چهار گانه

2.تعبیه برخی عناصر جدید با توجه به طراحی اصلی

3.حذف مداخلات در نمای جنوبی

4. ایجاد روزانه های جدید در نمای شمالی در دو جهت مطابق با کاربرد جدید

5. ایجاد روزنه های مسدود شده در نمای شرق و غرب

احیاء : خانه ذوالفقاری های به عنوان اداره میراث فرهنگی زنجان خانه ذوالفقاری خای زنجان پیشنهاد احیاء با لاقوه اکنون با عنوان اداره سازمان میراث فرهنگی زنجان در دست مرمت احیاء می باشد از جمله پیشنهادات احیاء این بنای توان به خانه فرهنگ و ارشاد اشاره کرد از انجا که این بنا در حال مرمت و احیا می باشد بنا براین به طرح در حال اجرای پردازیم و آن را توضیح می دهیم

برای احیا بنا  و کار بخشی آن به عنوان سازمان میراث فرهنگی کارهایی صورت گرفته که در فعالیت های انجام شده جهت مرمت و و احیاء بنا ذکر شده است در مبحث حذف مداخلات به تعویض در و پنجره اشاره شده که به منظئر هماهنگی با طرح احیاء و همچنین منظر شهری و با توچه به مکان تاریخی بنا صورت گرفته است علاوه بر این بخش کالسکه خانه تعاری یکی از آرمانهای بیش از طرح احیاءبود که اکنون این کاربری ناهمگون از آن شکل گرفته شده است.

این سری اقدامات، کارهای اولیه ای است که در طرح احیا هر بنا به طور کلی صورت می گیرد. برای احیا این بنا به طور خاص با توجه به عنوان طرح احیا (سازمان میراث فرهنگی زنجان) و همچنین جایگاه قرارگیری آن از نظر شهری، کارهای دیگر از نظر تاسیسات و منظر شهری صورت گرفته است.

اقدامات حفاظتی به منظور جلوگیری از روند تخریب طرح های احیا مرمتی را منجر شد.

به منظور حفاظت بیشتر ساختمان بعد از دیوار کشی پیرامون بناف احیاء کانالها و سیستم های دفع آب صورت گرفت.

در اجرای این سری اقدامات جهت احیا کانالهای رفع آب به منظور احیا نیز توجه شده که منجر شد تا از امکانات وسیع تری برای این امر استفاده کنند تا جوابگوی نیاز طرح باشند. اجرای کانالهای تاسیساتی دیگر که شامل گرمایش و سرمایش و نور و ... می باشد در تمامی نقاط بنا صورت گرفته و برای کاربری در نظر گرفته شده طراحی شده است. 

 فضای موتور خانه در داخل بنا تر ندارد و به محوطه انتقال پیدا کرده و فضای جدایی ساخته شده که موتور خانه و آن است.

منبع انبساط تاسیسات در ضلع جنوبی (گوشه) قرار گرفته است.در طرح احیاء و بهساز یجهت رعایت مسائل منظری شهری اقداماتی صورت گرفته نمای 4 طرفه کاملاً مرمت شده و در جهات مختلف عناصر جدیدی تعبیه شده الف. تعیین این عناصر جدید با توجه به طرح اصلی مطابق با اصالت تاریخی و همچنین حفظ فاصله مناسب از بنا بوده است . در نمای جنوبی به دلیل آنکه وجه اصلی  بنا محسوب می شود بیشتر به حذف مداخلات پرداخته شده و سعی شده تا نمای آن به طور کامل مطرح شده .یکدیگرعناصر با فاصله نسبتاً زیادی از بنا در این جهت نسبت به سایر جهات صورت گرفته و مقادیر آن نیز کمتر است. این عناصر بیشتر در فضای ارک متنند ایجاد شده به وجود آمده اند استفاده از دو پنجره جدید و ضلع شمالی و جنوبی نیز یکی دیگر از اقدامات اجرایی می باشد احیاءروزانه های ازبین رفته در دو ضلع شرق و مغرب بنا نیز جهت نورگیری بیشتر می باشد پس از بررسی طرح های احیاء بطور کلی در بناها من جمله در این بنا و همچنین اقدامات احیاء از نظر شهری و تاسیسات و ... اکنون به بررسی فضا های داخلی طرح احیاء بنا ذولفقار یهای زنجان به عنوان سازمان میراث فرهنگی زنجان می پردازیم.

طبقه همکف به امور عمومی اختصاص یافته و فوق های کتابخانه و نمایشگاه در این طبقه قرار دارند طبقه اول نسبتاًخوصوصی بود. و مربوط به امور اداری می باشد. که فعالیتهای مختص به خود را دارد و ریاست دفتر فنی و پژوهشی در این طبقه قرار دارند ارتباطات فضایی در این بنا با کاربری اولیه خود که شدن مسکونی بود متقارن است در قسمت ورودی و اطراف ان جایگاهی برای نگهبانی و اطلاعت قرار دارد 3 انتخاب کلی جهت نمایشگاه و کتابخانه کار پردازی انتضار و کارهای اداری و نمازخانه... وجود دارد .در طبقه دوم دو قسمت عمده ای و تحقیقاتی قرار گرفته که اطراف فضای پلکان و محوطه ان واقع شده اند. عکس از دیا گرام های فضای طبقه همکف اول را بزنم.

دیا گرام فضایی بنا با توجه به کاربردی جدید نمایش داده شده اند با توجه فضا های موجود همچنین ارتباطات آنها در بعضی از فضاهای  سابق دستکاری صورت گرفته به این منظور بعضی از فضاهای به واسطه تیغه ها تقسیم شده اند و بعضی از جرزها به خاطر ارتباط و ایجاد فضای عبور به منظور گذراز آن قسمتی از آن بر داشته شده است. به این ترنیب طرح احیاء صورت گرفته به طور کلی می توان گفت طرح احیاء این بنا در 3 دسته تقسیم می ود . طرح حیاء فضایی کلی و تاسیسات طرح احیاء فضایی (فضاهایی داخلی به منظور کاربری جدید)طرح احیاء منظر شهری و فضای سبز اطراف نمایش بنا در آن.

عمارت ذوالفقاری : در مرکز بافت قدیمی، مجموعه تاریخی ذوالفقاری واقع شده.این مجموعه شامل ساختمانهای اندورنی و بروین و قسمتهای اداری است که قبل از احداث خیابان ذوالفقاری(طالقانی کنونی) بایک شبکه ارتباطی در طبقه هم کف وزیر زمین به یکدیگر مرتبط بوده است. هم‌اكنون اين مجموعه تقسيم شده و قسمت‌هايي از آن از بين رفته است.از جالب‌ترين بناهاي باقي مانده اين مجموعه‌، بناي تاريخي مركز به عنوان مجموعه بيروني است.اين بنا در دو طبقه و يك سردابه ساخته شده، پلان بنا ايراني و سبك ساختماني آن تقليدي از بناهاي گوتيك اروپا است. دو طبقه همکف، ورودی بنا که یک سقف سرپوشیده است با 2 ستون تعبیه شده به هشتی منتهی است در این طبقه قسمت اداری و حسابداری قرار گرفته و سمت شرقی بنا احتمالا عملکردی غیر اداری و احیاناً گلخانه بوده است. در طبقه دوم که دارای 2 راه پله است تالارهای پذیرایی، اطاقهای خواب، اطاقهای نشیمن و سرویسهای بهداشتی قرار گرفته است. هسته مرکزی این بنا به سبک چهار طاقی با سقف گنبدی اجرا شد. جرز و دیوارهای باربر سنیگنی سقف را تحمل می کنند. خدمات جانبی این چهار طاقی با تیرهای چوبی پوشیده شده است. کل مجموعه با پوششی خارجی شیردانی است که تا زمان احداث در این شهر سابقه نداشته است.

در بالای هسته مرکزی بنا نورگیر زیبایی تعبیه شده که به کلاه فرنگی معروف است این نور گیر با پلان هشت ضلعی با روش گره سازی به فرم گنبد تبدیل گردیده.  سقف اتاقها در طبقه ها به طرز لمه کوبی شده و شامل طرح های هندسی و گره سازی است و من حیث المجموع از ؟؟ ایرانی استفاده شده است. از تزئ ینات داخل بنا در طبقه همکف از کاشیکاری به سبک قاجار  می توان یاد نمود که طرح معروف لوتوس (نیلوفر آبی) دیده می شود. تزئینات بنا در نما جالب بوده و قرینه سازی بنا از هنر ایرانی و کسب ستونهای تقلیدی از معماری اروپا است. نمای ساختمان یبا آجرهای قالبی و پیشبر مزین شده است. پنجره های بنا عموماً دو کفه و اطراف آن مشبک است که با بکار گیری شیشه های رنگین کنتر است. جالبی را در داخل اطاقها ایجاد نموده بغل درگاهی پنجره ها در طبقه همکف مسطح و در طبقه منتهی الیه جنوب غربی حیاط مشرف به خیابان تعبیه شده اند و طاقهای تزئینی در اطراف در ورودی دیده می شوند ، در این قسمت نیز که از خیابان بلا واسطه داخل مجموعه می شود معما ری اروپا الهام گرفته شده. این بنا من حیث المجموع از بناهای تاریخی و با ارزش شهری است که به سبک بناهای اواخر دوران قاجار ساخته شده است.

تاریخچه خاندان ذوالفقاری و عمارت فعلی، عمارت بیرونی از مجموعه بناهای ذوالفقاری هاست. نام ذوالفقاری در ایام نهضت پیشه وری (قائله آذربایجان) مشهور گردید، چه در آن ایام ذوالفقاری ها بودند که در مقابل دموکراتها مقاومت جدی کردند و موجبات تزلزل قدرت دموکراتها در زنجان فراهم ساختند. شهرت این خاندان تنها محدود به قائله آذربایجان نبوده بلکه از زمان نادرشاه صاحب منصبان بسیاری در این خاندان ظهور نموده اند. خاندان ذوالفقاری همگی نوادگان ذوالفقار خان افشار لیدلو (افشار خمسه ای) از سرداران دلیر نادرشاه افشار هستند. وی بعد از کشته شدن نادر به سوی خمسه آمده و در قسمت جنوب آن ساکن شدند. ذوالفقارخان افشار خمسه ای که عنوان مهمترین خان ایلات افشار در مرکزیت خمسه (شهر زنجان) ایالت خود مختار خمسه را که طوایف افشار در آنها مستقر بودند اداره می کرد. سردار اسعدالدری که بنای بیرونی عمارت ذوالفقاری منسوب به اوست از چهار همسر خود به نام های (قمرتاج خانم حاجب الدوله دختر فخیم الدوله مظفری نوه مظفر الدوله) سکینه خانم منور الدوله (دختر سلطان علی خان وزیر افخم) بدرالملوک خانم (دختر سلطان علی خان وزیر افخم) سکینه خانم صاحب 11 پسر و 6 دختر به نام های : احمد خان میع الدوله- محمو خان- ناصر خان- حمید خان- مصطفی قلی خان- امیر حسین خان- ذوالفقار خان (بیوک خان)- مرتضی خان- رضا خان- هدایت اله خان- اشرف خانم – اکرم خانم- بتول خانم- فخر ایران خانم- پروانه خانم- نصرت خانم

سردار اسدوالدوله در فروردین ماه 1326 در سن 68 سالگی فوت نمودند. در حالیکه ایشان از سن 45 سالگی به علت مرض قند نابینا بود. ایشان پس از فوت برادر خود علیقلی خان اعظم السلطنه پسر ایشان محمد ذوالفقاری (اعظم السلطنه) را در کنار دیگر فرزندان خود سرپرستی نمود.

بعضی از القاب و سمت های فرزندان ایشان به شرح زیر است:

محمود ذوالفقاری اعظم السلطنه معروف به سلطان محمد، نماینده شورای ملی، معاون آیت ا... کاشانی و نایب رئیس اول مجلس شورای ملی، استاندار اصفهان، استاندار مازندران، سفیر کبیر ایران در افغانستان و سناتور انتسابی محمد رضا شاه.

محمو خان: ایل سالار زنجان، نماینده مجلس، رئیس جمعیت شیر و خورشید زنجان

ناصر قلی : نماینده مجلس شورای ملی- شهردار تهران- وزیر مشاور دکتر علی امینی- معاون پارلمانی حسین علا (نخست وزیر وقت) رئیس انتشارات و رادیو.

مصطفی خان: شهر دار زنجان، وکیل مجلس شورای ملی از زنجان، بیجار، رئیس جمعیت شیر و خورشید زنجان

رضا خان: چند دورعه نمایندگی مجلس شورای ملی

هداست ذوالفقاری: عمارت بیرونی ذوالفقاری را به نام محمود خان ذوالفقاری می شناسند و بسیاری از مردم میانسال زنجان خاطرات عزاداریهای زنجان را همواره با یاد محمود خان نقل می کنند. محمود خان برای بسیاری از مردم اصیل زنجان یک سردار ملی است و شعرهایی نیز به زبان آذری از رشادتهای محمودخان در دوران نبرد ساخته اند و بعضاً هنوز آنها را بخاطر دارند. شهرت محمو خان بواسطه مقاومتی است که در واقعه آذربایجان بین سالهای 1324 تا 1326 از خود نشان داد. شکل (3-1) داخل دوربین محمو خان در سال 1366 بر اثر سکته قلبی در تهران و در سن 81 سالگی و در گمنامی فوت نمود و در کنار پدرش سردار اسعد در مقبره خانوادگی ذوالفقاریها در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد.

معرفی خانه ذوالفقاری ها:

توضیف بنا

مراحل ساخت

تزئینات

توصیف بنا: مجموعه بناهاي ذوالفقاري مشتمل بر ساختمان‌هاي اندروني و بيروني بوده كه در حال حاضر فقط عمارت بيروني آن باقي مانده است. اقدامات شهرداري در سال‌هاي گذشته سبب جدايي باغ از عمارت بيروني توسط خیابان زینبیه شده که در پی آن باغ مذکور به پارك عمومي تبديل گشته است.   

امروزه مردم زنجان عمارت بیرونی را با نام محمو خان ذوالفقاری می شناسند، اما بنابر روایتی عمارت بیرونی منصوب به حسینقلی خان سردار اسعدالدوله است. با توجه به شواهد مختلف چون عکس هوایی ، عکس های تاریخی و روایات شفاهی مکان و موقعیت های دیگر ابنیه متعلق به مجموعه مشخص گردیده است. ساختمانهای اندرونی این مجموعه در سمت شمال، شمال غربی و غرب عمارت بیرونی (بنای باقی مانده) قرار داشته داند که در  زمان حکومت پهلوی اول خیابان طالقانی مجموعه باغ و ساختمان ها را در محور اصلی طولی (محور شمالی و جنوبی) قطع کرده است. نمای سر در عمارت بیرونی شامل یک ورودی با قوس جناغی و دو طاق نما با قوسهای نیم دایره در طرفین بوده است. طاق نمای غربی سر در به هنگام تعویض بوسیله خیابان طالقانی از بین رفته است. نمای سر در آجرهای پیش بر  با نقوش و تزئین پوشیده شده است که نماد هیچ اثری از آن باقی نیست.  برای سر در ورودی نوشته

مراحل ساخت: ساختمان فعلی حاصل چندین مرحله ساخت و ساز است: ساختمان اولیه در یک طبقه ی شده است که در مرکز فضا حوض بیضی شکلی بوده است که در حین عملیات کاوشی و گچانواری نمایان گشته است.

در مرحله بعدی سختمان به دو طبقه گسترش یافته که ایوانچه ورودی نیز با فضای اولیه در سمت جنوب اضافه شده است. در این مرحله در مرکز فضا بر روی حوض مذکور یک پلکان احداث شده است که دسترسی به طبقه بالا را ؟؟ می کند.

مرحله سوم گسترش بعد از آتش سوزی حدود سالهای 1305، الهات بخش شرقی بنا بوده است. پس از تبدیل ساختمان به دو طبقه عنصر کلاه فرنگی در فضای مرکزی عمارت افزوده گردیده است.

تزئینات: این بنا دارای تزئینات فلزی، سنگی، آجری، کاشی، گچی و چوبی است. در طبقه همکف کاشی برجسته با رنگهای قهوه ای و زرد و قرمز وجود دارد. این کاشی ها در ازاره ها به ارتفاع حدود 1 متر از کف، سطح دیوارها را پوشانده است.

تزئینات سنگی به ستون های ورودی و ازاره های نما محدود می شود که تمامی اجزای ستون شامل سرستون، میان ستون و پایه ستون همگی از سنگ هستند. ستون های طبقه بالای ورودی (ایوانچه) چوبی بوده است و سر ستون تزئینی گچی دارند پایه ستون آنها، با آجرهای پیش بر زینت داده شده اند. در ایوان شرقی نیز ستون های چوبها وجود دارد که قطر آنها از ستونهای ورودی باریک تر است این ستون ها دارای سرستون با تزئینات گچی هستند.

تزئینات چوبی که در این عمارت بکار گرفته شده است شامل تزئینات در و پنجره و به صورت عمده دربند کاری منقوش سقف استفاده شده است.سقف استفاده شده است. تعدادی از بندهای سقف از جنس ورق آهن سیاه باشند. این گونه تزئینات از زمان قاجاریه بسیار متداول گشته است اما در سالهای نه چندان دور حجم بسیاری از تزئینات به غارت رفته است. از دیگر تزئینات بکار رفته که می توان به آنها اشاره نمود کارهای آهنی بسیار زیبایی است که بصورت نرده (چلنگری) در این بنا استفاده شده.

جزئیات اجرایی: پی سازی: انواع پوشش ها

معرفی انواع پوشش

بیماری شناسی: بنای ذوالفقاری در هنگام بازدید گروه از آن ماه ها پیش (طبق گفته اعضای کارگاه از سال79) در حال مرمت بوده و بخش عمده ای از فعالیت های مرمتی و حفاظتی و ... انجام شده بود لذا گروه شواهد و اسناد کمی در رابطه با بیماری شناسی بنا بدست آورده اند.  جهت شناسایی بهتر سازه آزمایشات مکانیک خاک در محل پروژه انجام شده است که طی آن خصوصیات فیزیکی شیمیایی خاک ،مقاومت مجاز میزان نشست زیر خاک شالوده ها ؟؟؟و فشار های جانبی خاک،ضرائب زلزله و طبقه بندی زمین پروژه از نظر زلزله بررسی شده است.

عرضه ایجاد ترک :

درمان :تقویت خاک زیر پی

عامل مخل: اجرا یپی ها برروی خاک دستی – عرض کم پی ها تقریباً برابر با عرض دیوار – شفته آهک بسیار کم آهک وسست .تهیه شده از خاک محل و مقدار کمی آهک – افزایش بار وارد بر پی .

عدم تعادل: نشست پی     عرضه ایجاد ترک     

درمان : تقویت پی با مصالح مثل شفته آهک و تقویت خاک زیر پی.

عامل مخل : وارد شدن نیروی نامتقارن برپی به سبب کاهش عرض دیوار های طبقه بالا

عدم تعادل:چرخش پی . (نا همگن شدن در پی )

عارضه :ایجاد ترک در دیوار ها

درمان : تقویت خاک زیر پی

عارضه مخل: جذب رطوبت توسط لایه خاک یا غوره گل که روی سقف های مصلح را پوشانده

عدم تعادل:سنگین شدن سقف و پوشیده شدن تیرهای چوبی بر اثر خشک و تر شدن های متقارب

عارضه: سست شدن سازه بنا – آسیب دیدن تیرهای چوبی و مشاهده ترک روی لایه نازک کاری سقف کم شدن توان بار بری.

درمان :تعریض  نیرهای پوشیده شده با تیر های چربی صنعتی_ استاندارد از تیر های فلزی جهت تقویت سقف .

عمل مخل:همگن نبودن دیوارهای باربر

عدم تعادل : یکسان نبودن واکنش های آن نسبت به عوامل مختلف و نسب به نیروهای

عرضه : ایجاد ترک در محل اتصال در ماله

در دیوارهای این خانه برای بارگیری از نفوذ رطوبت از زمین و زیر زمین سقف در ستمت پایین و بالای ساختمان آجر به کار رفته و برای سرعت بخشیدن به کا همچنین شامل استعقامی از خشت به عنوان

عامل مخل : دخالت عنصرمعماری

عدم تعادل : نا بسامانی در نماها

عرضه: ناهنجاری بصری

 درمان : حذف عنصر مداخله گ

عامل مخل : رطوبت

عدم تعادل : پر شدن نا کش ها بر اثر فرسایش تدریجی –مسدود شدن آبروها و ناودانی ها .

از بین رفتن سقف بر اثر آتش سوزی – نفوذ پذیر شدن سقف در برابر رطوبت و بر اثر فرسایش به صدور زمان – نفوذ پذیر بودن مصالح بکار رفته در نمای ساختمان در برابر رطوبت

عوارض : ظهور لکه –شوره و گاهی کپک روی دیوارها سائیدگی- خوردگی-پوسیدگی و تخریب مصلح و اعضای سازه ای بنا در اثر خشک شدن و تر شدن های تناوب فرسودگی و ریزش لایه های نازک کاری در بخش هایی از نما- فرسودگی و ریزش لایه های نازک کاری در اتاق هایی از طبقه همکف و اول که به علت ورود باران پس از سوختن سقف بوده

روش های در مانی : نصب پوشش موقت قبل از ترمیم سقف تعیین میزان رطوبت جوزهای و چگونگی توزیع رطوبت در آن از طریق اندازه گیری میزان رطوبت در ارتفاعات مختلف دیوار.

تعیین فشار رطوبت – ترمیم و باز سازی آبروها – خاکی کردن ثبت سنگ های اندازه که از خاک پوشیده اند.تثبیت و ایزولی کردن بخش های آسیب دیده نما – ترمیم سقف و  ایزولاسیون آن.

منابع:

کتاب خانه دار ذوالفقاری ها

مطالعه و بررسی و مستند سازی بافت تاریخی شهر زنجان .کتابخانه تخصصی سازمان میراث فرهنگی ضایع دستی و گردشگری استان زنجان.

+ نوشته شده در  90/10/28ساعت 13:5  توسط deadgirl  | 

سندرم بازی یارانه ای

تعریف

سندرم بازی رایانه ای یک سندرم شایع مسری است و از طریق هم کلاسی، پسر خاله و بچه همسایه منتقل می شود. مواردی از ابتلای والدین به این سندرم در محیط های کار و خانه نیز گزارش شده است.

عامل ابتلا

عامل ابتلا، ویروس نیست و فرد معمولاً از طریق سی دی یا دستگاه رایانه به آن مبتلا می شود. مواردی از تاثیر بازدارنده ویروس ها در ابتلای حاد به این سندرم گزارش شده است، تا جایی که مبتلا، به مجرد مشاهده ویروس رایانه ای، عطای بازی را به لقایش بخشیده و گفته است که ما اصلاً نخواستیم.

تشخیص

در خیلی از موارد ممکن است تشخیص شما در مورد نوع سندرم اشتباه باشد. بنابراین اگر اولین بار است که فرزندان پای رایانه نشسته، سر سفره نمی آید ومی گوید کار دارم، احتمال بدهید که او شاید غذا را دوست نداشته باشد یا چیزی خورده و سیر است و یا با یکی از اعضای خانواده قهر کرده و دارد خودش را لوس می کند. بنابراین بالای سر او بروید و بپرسید: «داری چی کار می کنی؟» اگر دیدید که هول شد و صفحه رایانه را بست، خیالتان از سندرم بازی رایانه ای راحت باشد و بدانید دارد یک کارهای دیگری با رایانه می کند.

علائم ابتلا

مبتلا معمولاً از خواب و خوراک می افتد، به غذا خوردن علاقه ندارد. به حرف زن علاقه ندارد، به کتاب خواندن علاقه ندارد، به اعضای خانواده علاقه ندارد، به حضور در مهمانی ها علاقه ندارد، به کوه و دشت و صحرا و جنگل علاقه ندارد و خلاصه هیچ چیز جز خیره شدن به صحفه نمایش (مونیتور) و رفتن با موس و صفحه کلید علاقه ندارد. ممکن است ساعتها پشت دستگاه بنشیند. نشستن چند روز و چند هفته ای پشت دستگاه نیز در بعضی از نقاط کهکشان راه شیری گزارش شده است. گزارشهایی از بلند کردن بچه ها با جرثقیل برای بردن سر میز شام هم مشاهده شده است.

 در مورد مبتلایان کارمند، نشانه هایی چون دادن جواب سربالا به ارباب رجوع، خاراندن بی دلیل سر و لبخند زدن هنگام کار با رایانه پشت میز کار گزارش شده است.

اعضای دیگر

بر خلاف تصور رایج، برخی از اعضای بدن در مبتلایان به این سندرم دچار اضافه کاری  می شوند که به تقویت آنها می انجامد. این اعضا عبارت اند از: عضلات چشم راست، عضلات چشم چپ، انگشتهای سبابه و اشاره دو دست (برای ور رفتن با موس و صفحه کلید و خاراندن گاه گاهی سر)، استخوانهای فک برای زور آوردن روی هم (لحظات بحرانی بازی، این زور ممکن است به 500 نیوتن بر متر مربع برسد)، قلب، دهلیزها و سایر ضمائم (شدت عمل و میزان طپش و پمپاژ کردن خون، بستگی به نوع بازی دارد)، بقیه اعضای بدن هنگام بازی (جز در بازیهای معدودی)، خود را درگیر نمی کنند و به مرخصی استعلاجی می روند.

نمونه

عباسقلی خان، پسر با ادب و با هنری دارد که چندی است به بازیهای رایانه ای علاقه پیدا کرده است. نام او هست علیمردان خان و از وقتی بازی کامپیوتری می کند، حس پرخاشگری اش تقویت شده است و چنان چه ایرج میرزا می گوید: اهل منزل هستند زدستش به فغان و هر چه می گوید ننه، لج می کند و دهنش را به همه کج می کند که بی شک از نتایج بازیهای رایانه ای است. نام برده هر کجا لانه گنجشکی بود، بچه گنجشک در آوردی زود. او به بازیهای خشن علاقه مند است و به گفته خودش، تا به حال 563 عدد گوش و 693 عدد دست و 437 جفت پا را قطع و 872 دزد و قاتل را سر به نیست، ستون فقراتش را از فرط انجام عملیات محیرالعقول در بازیهای رایانه ای کج و کتفش را ناکار کرده است.

به گفته کارشناسان، علیمردان به سندرم «دنیای خبیث» مبتلا اشت که بر اثر بازیهای رایانه ای خشن ایجاد می شود. او درمقابل پند و اندرز مقاومت می کند و به کشتن و غارت کردن دشمنان علاقه دارد. از خون و خون ریزی و از خوردن چیپس و پفک موقع انجام عملیات لذت می برد و از خوردن  مواد مقوی مثل اسفناج و برگ چغندر گریزان است. هم چنین هر چه چیپس و پفک به او می دهند می گوید کم است و مادرش مات که این چه شکم است. خلاصه نه پدر راضی از او نه مادر، نه معلم نه ننه، نه نوکر که از مسئولین نظارت بر بازیهای رایانه ای تقاضامند است، رسیدگی فرمایید.

درمان

ممکن است لازم باشد والدین اینترنت را قطع کنند، مونیتور را بشکنند و کیس را به کاسه بشقابی تحویل دهند. در هر صورت بهتر است والدین دائم با اولیای مدرسه مشورت کنند تا آنها ظرف سه سوت ترتیب درمان کودک دلبندشان را بدهند. توصیه های زیر را هم هنگام بازی رایانه ای فرزندتان مد نظر داشته باشید:

دم به ساعت بالای سرش بروید و از او بپرسید: «داری چی کار می کنی؟ درستو بخون، نکنه با بازی کردن، وقت تلف کنی؟! تو آخرش هیچی نمی شی. میشی یه سرباز و انگل اجتماع.»

مطمئن باشید که با این نصایح شما او بازی را کنار می گذارد و سفت و سخت به درس می چسبد.

مدام وسایل شخصی او را کنترل کنید و به محض مشاهده کوچک ترین سی دی بازی، مراتب را به نزدیک ترین آدم (اعم از همسر، خواهر، همسایه، با جناق و سوپر دریانی) اطلاع دهید. به محض مشاهده کوچک ترین نشانه ای از افت تحصیلی، بالا رفتن نمره عینک، بالا رفتن فشار خون، پراشتهایی، کم اشتهایی، بی اشتهایی، خمودگی، گوشه گیری ، درون گرایی، بیش فعالیف کم حوصلگی، بی حوصلگی، حوصله زیاد، بداخلاقی، بدغذایی، قوز کردن، گودی کمر، انحنای ستون فقرات، قار و قور شکم و موارد مشابه، تمام سی دی های بازی او را بسوزانید.

برای اطمینان، نگذارید او از سی دی های رده های سنی بالاتر استفاده کند، چون خشن هستند و برای سلامت او ضرر دارند. او را ترغیب کنید که همیشه از سی دی های رده سنی زیر شش سال بهره بگیرد.

پیش گیری

تمام اوقات فرزندتان را کنترل کنید، بعضی از کارشناسان معتقدند که بازیهای رایانه ای مفید هم وجود دارند که برای ارتقای سطح آموزشی فرزندان و پرورش تفکر و خلاقیت دانش آموزان مفیدند و جنبه کمک آموزشی دارند. ولی شما به این حرفها گوش ندهید و کار خودتان را بکنید. اگر بچه بخواهد خلاقیتش را رشد بدهدو مخترع و دانشمند بشود به این قرتی بازیها نیست و در هر شرایطی می تواند به اختراع و ابتکار بپردازد. کافی است به یاد بیاورید که نیوتن وقتی به جاذبه زمین پی برد که زیر درختی دراز کشیده و سیبی روی سرش فرود آمد. چه بسا اگر او به نصایح والدین و معلمین دلسوزش گوش نمی داد و برای هوا خوردن به فضای آزاد نمی رفت و وقتش را با بازی رایانه ای تلف می کرد ما اکنون از جاذبه زمین محروم بودیم!

چه بازی برای چه سنی

مقاله های این کتاب حاصل برگزاری نشستن علمی با موضوع بازیهای ویدویی و رایانه ای است که به همت «مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ای همشهری» و با همکاری «گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی» دانشگاه تهران برگزار شد.

کمتاب حاوی هشت مقاله به شرح زیر است:

1. مطالعات فرهنگی و بازیهای ویدویی و رایانه ای : نویسنده مقاله مسعود کوثری است و در چکیده مقاله می خوانیم: «رابطه فرهنگ و بازیهای ویدیویی و رایانه ای رابطه ای پیچیده است. در این مقاله تلاش می شود تا رابطه فرهنگ با بازیهای ویدیویی و رایانه ای از زوایای متفاوت مورد بررسی قرار گیرد. سپس از میان وجوه گوناگون مسئله، بازنمایی در بازی بیش از وجوه دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.»

2. «رسانه نوین و امر جدید» ( بازی رایانه ای یا رسانه بازی پذیر): ابراهیم محسنی آهویی و نویسنده مقاله می نویسد: «بازنمایی در لغت یعنی توصیف کردن، تصویر ساختن، نشان دادن، نمادسازی کردن یا نشانه چیزی بودن. بازنمایی تولید معنای مفاهیم در ذهن ما از طریق زبان است.

به دلیل وجود بازنمایی معنادار در بازی  رایانه ای، می توانیم این پدیده را رسانه بنامیم بازیکنان در طول عمر بازی کردن، ایده های ایجاد شده در بازی را از طریق کنشهای قابل انتخاب که بازی به آنها عرضه می کند، در می یابند و در نتیجه با دلالتهای ایدوئولوژیکی بالقوه ای که در بازی لحاظ شده اند، مواجه می شوند. چون محدوده کنشهای انتخابی در بازی همواره از پیش تعیین شده است. بازیکنان رویه انتخابی خود را در محدوده امکان پذیری از پیش تعیین شده رقم می زنند.»

نویسنده در این مقاله با پرداختن به نمودهای متنوع جهان بازی رایانه ای، در صدد است تا مباحثی را در حوزه معرفت شناسی این رسانه در حال گسترش ارائه کند و از طریق باز ترکیب بندی نظری، شیوه ای عملیاتی را برای مطالعه متناسب با آن پیشنهاد دهد.

3. بررسی سواد بازیهای ویدیویی – رایانه ای (نظریه و کاربرد) : نویسنده این مقاله مقداد مهرابی است.

در چکیده مقاله آمده است: « این مقاله به بررسی مفهوم سواد بازی و مفاهیم مرتبط با آن می پردازد و این سوال را بررسی می کند: «در آیا می توان از مفهوم سواد بازی صحبت به میان آورد؟ سپس با در نظر گرفتن سه بعد برای سواد، دست به شاخص سازی برای مفهوم سواد بازی می زند و با طرح سوالاتی چگونگی امکان بررسی این شاخص ها را مشخص می کند.»

4. خشونت در بازیهای رایانه ای و تاثیر آن برابر با خشونت در جهان واقعی: نویسنده مقاله احسان شاقاسمی است. در چکیده مقاله  می خوانیم : «یکی از رایج ترین سوالها در حوزه بازیهای رایانه ای این است که بازیهای رایانه ای چه اثراتی دارند. پاسخ به این سوالها مانند آونگی میان اثرات حداکثری و حداقلی در نوسان است. قدرت رسانه های از زمان پیدایش ارتباطات جمعی مایه نگرانی جوامع بوده است. اما ویژگی بسیار تعاملی بازیهای رایانه ای باعث شده است که حتی گروهی از مخالفان نظریه رسانه های قدرتمند هم، در اظهار نظر درباره اثرات این بازیها، جانب احتیاط را بگیرند. در این پژوهش، با استفاده از روشی فرا تحلیلی خواهیم دید که پژوهشهای انجام شده برای گمانه زنی صریح در مورد این که آیا تاثیر خشونت در بازیهای رایانه ای برابر با خشونت در جهان واقعی است با خیر، به نتیجه قطعی نرسیده اند.»

5. بازی رایانه ای یا ابزار آموزش: در چکیده این مقاله که نویسنده آن محمد اسماعیل حاج هاشمی است، می خوانیم: «در این مقاله سعی شده است به طور کاملا اجمالی مروری بر بحث یادگیری و آموزش در بازیهای رایانه ای صورت گیرد و ویژگیهای جذب کننده و درگیر کننده بازیها معرفی و توضیح داده شود؛ تا از طریق، به توان بالقوه بازیها برای آموزش پی ببریم هم چنین در مقاله، این پرسش که آیا با هدایت و پرورش برخی از ویژگیهای این بازیها می توان به اهداف آموزشی نزدیک شد، بررسی شده است. به مهارتها و تواناییهای نیز که می توان در بازیهای رایانه ای تقویت کرد و مشکلات و ملاحظاتی که در این راه وجود دارند، پرداخته می شود.   

6. بررسی تاخیر جنسیت بر دریافت مخاطبان بازیهای رایانه ای (مطالعه موردی: بازی مهاجم مقبره: در آغاز این مقاله که مهروش ذاکری نویسنده آن است، می خوانیم: «مقاله حاضر، با رویکرد تحلیل دریافت مخاطب و با استفاده از ایده رمزگذاری و رمزگشایی استورات هال، به بررسی دریافت مخاطبان بازیهای رایانه ای و شیوه تعامل آنها با این بازیها  می پردازد، در این مقاله جنسیت به عنوان عامل تمایز بخش دریافت مخاطبان، بازی مهاجم مقبره  به عنوان نمونه یک بازی ویژه انتخاب شده است. مخاطبان از دو جنس متفاوت، دریافتهای متفاوتی از بازی مهاجم مقبره و شخصیت اصلی آن که یک زن است، دارند و بر اساس همان دریافتها نیز، به تعامل با بازی میپردازد با تعامل که نوع آ« در میان دختران پسران متفاوت است.»

7. آرماگدونیسم در بازیهای رایانه ای (مطالعه موردی «بازی فرماندهی و پیروزی ژنرالها): این مقاله را لعیا یار احمدی ارائه داده است و در چکیده آن می خوانیم: « بررسی چگونگی بازنمایی مفهوم آرماگدون در بازی رایانه ای با فرماندهی و پیروزی ژنرالها می پردازد. بدین منظور، ابتدا به تبین دیدگاه پیروان نحله تاریخی مسیحیت- صهیونیسم می پردازیم و در ادامه تلاش می کنیم بر اساس نظریه بازنمایی و با استفاده از تکنیک نشانه شناسی، نشان دهیم که راونجلیست ها، مسلمانان را تروریست های خاورمیانه و مسبب همه سوی نبرد آرمانگدون می دانند.»

8. «بازنمایی قهمران و ضد قهرمان در بازیهای رایانه ای (مطالعه موردی: بازی کانتاستریک): در چکیده این مقاله که به قلم حمیده مولایی است، می خوانیم: «مقاله حاضر به تحلیل نحوه بازنمایی قهرمان و ضد قهرمان در بازیهای رایانه ای می پردازد. با توجه به این که این بازیها جذابیت زیادی برای مخاطبان در رده های سنی متفاوت دارند، در کنار فیلمهای سینمایی و سایر تولیدات فرهنگی، به ابزار مناسبی برای تولید کنندگان آنها تبدیل شده اند تا مخاطب آنها ضمن لذت بردن از بازی، در مسیر اهداف سازنده آنها نیز قرار گیرد.»

        

+ نوشته شده در  90/10/28ساعت 13:3  توسط deadgirl  | 

سانتیاگو کالاتراوا (Santiago Calatrava)

سانتیاگو کالاتراوا (Santiago Calatrava) در ۲۸ ژولای ۱۹۵۱ در شهر والنسیا کشور اسپانیا به دنیا آمد. معمار – مهندس – هنرمند اسپانیایی برنده مدال طلای 2005 موسسه آمریکایی معماران AIA است. فرم های کالاتراوا با عنوان "elemental and lyrical" خوانده می شود که شاید در فارس "به خالص و موسیقیایی" تعبیر کرد. در این قسمت با مراحل تحصیل معمار کالاتراوا آشنا می شویم:

(1968) تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در والنسیا. (1969-1968) مدرسه هنر والنسیا. (1974-1969) تحصیل در معماری در کالج تکنیک برتر معماری اسکالا، والنسیا. (1979-1975) تحصیل در زمینه مهندسی در دانشکده پلی تکنیک زوریخ، سوئیس. (1981) کسب درجه دکترا در دپارتمان معماری ETH زوریخ در سوئیس.

کالاتراوا، شخصیتی که بیشتر به واسطه فعالیتهای معماری اش شهرت یافته است، به هنر به عنوان انگیزه و محرکی برای خلق آثارش می نگرد. شیفتگی و تمایل وی به هنر در طی سالها را می توان در تعداد مبهوت کننده طراحی ها و مجسمه هایش تا به امروز، درک کرد. در طی 26 سال گذشته، وی بیش از 65000 اسکیس و طراحی در آرشیوش جمع آوری کرده است.(یعنی به طور متوسط روزی 9 شیت طراحی کرده است، فقط طرح هایی که به درد آرشیو شدن می خورد.) کالاتراوا بیان می کند که گوناگونی و تنوع در طراحی هایش منعکس کننده اهمیتی است که وی به هر جز می دهد، به گونه ای که حتی اندازه و کیفیت کاغذ، ایجاد کننده یک گفتگو میان خود و طراحی است.

کتاب Artworks Santiago Calatrava یا آثار هنری کالاتراوا، در برگیرنده حدود 200 اسکیس، آبرنگ و ترسیمات مجسمه هایی می باشد که وی آنها را مبنای طرحهای معماری اش قرار داده است. بسیاری از موضوعات و فرم های ارایه شده توسط او در این سطح، به مجسمه هایی تبدیل شده اند که منبع الهامی برای پلها،ایستگاه های قطار، فرودگاه ها، موزه ها و حتی میزهای غذاخوری بوده اند.

اسکیسهای اولیه او چندان حال و هوای معماری را ندارند، تنها در مراحل اصلی طراحی است که واقع گرایی این اسکیس ها نمود می یابد؛ به هر حال وی از همان ابتدا که به دنبال بیانی هنری است، نوع تفکر واقعی بینی را نیز کنار نمی گذارد. همچنین چندین هزار طراحی از بدن انسان دارد که اکثر آنها بدون آن که از روی مدلی خاص کشیده شده باشند، تخیلی ترسیم شده اند. شیفتگی شدید او به این زمینه در پرتره ها، پیکرهای فردی و جمعی، پیکره هایی که تکامل یافته و در یک پروسه طراحی معماری دخیل شده اند، بازتاب می یابد. تعدادی دیگر از طرح های وی شامل ترکیبی از مکعب ها و بدن انسان در حالت های مختلف هستند. برجسته ترین این نوع آثار، تنشی پویاست که در نزدیک شدن پیکر یک دونده و تعدادی مکعب حاصل شده است. او خود را یک طراح نمی داند؛ طراحی با کارش آمیخته شده و آن را راهی دیگر برای کسب پتانسیل ایده هایی بر می شمرد که او را مجذوب می کند.

میزهای او از پویاترین طرح های مبلمان هستند. تعداد قابل ملاحظه ای از اسکیس ها، نمونه های اولیه و میزهای ساخته شده وی بر پایه پیکر انسانی است که زانوها، بازوان و یا سر، شیشه ای را در بالا تحمل می کنند. این ترسیمات در واقع مجسمه هایی هستند که با سطح صافی که بر روی آنها قرار گرفته تغییر شکل عملکردی یافته اند، به گونه ای که به جزیی اصلی از کل فرم تبدیل شده اند.طرح ها و مجسمه های او را می بایست به عنوان کارهایی هنری در اصالت خودش نگریست. در عین حال، در اولین گام ها از پروسه خلاقیت کالاتراوا، آنها یک لابراتوار یا فضایی برای رشد و جهت گیری کانسپت ها شکل می دهند تا وسیله ای شود برای روح بخشیدن به افکار و تجزیه و ترکیب فرمها. این لابراتوار مخزنی را از ایده های گوناگون فراهم می آورد که از گفتگوی با طبیعت و با فرمهای آشکار در تاریخ هنر و معماری ناشی می شود. در اینجا خاطرات گذشته با تصوراتی از دنیای آینده آمیخته می شوند ترکیبی از علم مهندسی، ریاضیات، طراحی به خودی خود و پاسخ سازه به ویژه به نیازهای عملکردی.

(1981) تأسیس دفتر معماری در زوریخ. پل پیاده رو Trinity روی رودخانه آیرویل، انگلیس. (1982) پل آلامیدا و ایستگاه مترو، والنسیاف اسپانیا. (1984-1982) انبار فولاد جاکم، مانچ ویلن، سوئیس. (1985-1983) گمرک Ernsting Warehouse ، کاسفیلد، آلمان. (1988-1983) مدرسه عالی Wohlen، وهلن، سوئیس. (1990-1983) ایستگاه راه آهن stadelhofen ، زوریخ، سوئیس.

(1987-1984) پل Baac de Roda ، بارسلونا، اسپانیا. (1988-1984) مرکز انجمن suhr, Barenmatte ، سوئیس. (1985) عضو انجمن معماران سوئیس bsa. عضو آکادمی بین المللی معماران و عضو افتخاری اتحادیه معماری سبز. (1987-1986) تئاتر Tabourettli ، باسل، سوئیس. (1992-1987) میدان شهری BCE ، تورنتو، کانادا. (1992-1987) پل سواره، پیاده رو Alamillo ، سویلیا، اسپانیا. (1992-1989) برج مخابراتی Montjuic برای اخبار المپیک، بارسلونا، اسپانیا. (1994-1989) ایستگاه قطار TGV ، لیون فرانسه. (1992) غرفه کویت در نمایشگاه جهانی،  سویلیا، اسپانیا و عضو آکادمی هنر بل در سان کارلوس اسپانیا. (1993) عضو افتخاری آکادمی british architects . (1994) دکترای افتخاری از دانشگاه سویل. (1995) دکترای افتخاری از دانشگاه سافورد انگلستان (2002-1996) شهرک علوم و فنون، والنسیا، اسپانیا.

(2003-1997) تالار کنسرت تنریفه، سانتا کروز، جزایر قناری، اسپانیا. (1998) پل سواره ف پیاده رو Mujer ، بوئنوس آیرس، آرژانتین. ایستگاه مترو Gare do Oriented ، لیسبون، پرتغال و عضو افتخاری les art فرانسه. (2000) ترمینال جدید فرودگاه بیلبائو، اسپانیا. (2001) موزه هنر میلواکی، میلواکی، ویسکانسین، ایالات متحده. (2005-2001) برج پیکر انسانی، مالمو، سوئد. (2003) پل James Joyce روی رودخانه Liffey، دوبلینف ایرلند. (2004-2003) نوسازی استادیوم المپیک آتن، یونان. (2004) پل ساعت آفتابی دهانه خلیج برای درست کردن ردینگ، کالیفرنیا، ایالات متحده. کارخانه La Rioja, Bodegas Ysios ، آویلا، اسپانیا. نمایشگاه Seattle، کارهای هنری کالاتراوا، واشینگتون، ایالات متحده. (2005-2004) نوسازی کتابخانه Bibliothekseinbau دانشگاه زوریخ، سوئیس.

(2007-2004) پل مارگارت، دالاس، تگزاس، ایالات متحده. (2005) برنده مدال طلای موسسه آمریکایی معماران AIA . (2006) نمایشگاه مرکزی معماری دانمارک (DAC)،

کارهای هنری کالاتراوا، کوپنهاگ، دانمارک.

پروژه های در حال ساخت

مرکز سمفونی  آتلانتا، جورجیا، ایالات متحده، ایستگاه قطار TGV، لیئژ، بلژیک. (2010-2007) برج مارپیچ شیکاگو، شیکاگو، ایالات متحده. (2008) پل ورودی شهر، چنگی شکل، بیت المقدس، فلسطین (2009) پایانه حمل و نقل مرکز تجارت جهانی، نیویورک، ایالات متحده. 3 پل روی در آزاد راه و راه آهن TAV ، رجوئل امیلیا. پل پیاده رو Piazzale Roma روی کانال بزرگ ونیز، ایتالیا و ...

در این قسمت منخب کارهای سانتیاگو کالاتراوا را مشاهده می کنیم:

پل سواره پیاده رو Alamillo ، سویلیا، اسپانیا. (1992-1989)

زمانی که اسپانیا برای میزبانی نمایشگاه اکسپو سال 1992 انتخاب شد، ساختن پل های جدید برای دسترسی به جزیره ای بزرگ ولی دور افتاده و متروک بر روی رودخانه Guadalquivir در Seville قسمت بزرگی از تدارکات مربوط به نمایشگاه محسوب می شد. چهار پل جدید ساخته  شد که دو پل توسط کالاتراوا طراحی شده بود. پل Alamillo بزرگترین و وسیع ترین آن می باشد.

پل Alamillo که یک پل سواره پیاده رو است، شهر Siville را به جایزه ی Cartuja که نمایشگاه در آن برگزار شد متصل می کند. طرح جسارت آمیز و تحرک برانگیز موجود در پروژه، توجه همه را از ابتدای طراحی به پل Alamillo معطوف داشته است. احداث پل در منطقه ای دور افتاده و خارج از شهر از اهمیت اساسی در احیای ناحیه ای که رو به نابودی

داشت برخوردار است.

طرح اصلی کالاتراوا یک جفت پل متقارن در دو طرف جزیره ی La Cartuja بود که 5/1 کیلومتر از هم فاصله داشت اما در حقیقت یکی از آن ها ساخته شد. آنچه مسلم است نقطه قوت و برجسته طرح پل Alamillo در قرینه ای بودن آن است. تنها ستون پل که با زاویه ای 58 درجه ای به طرف بیرون رودخانه متمایل است، دهانه ی پل به طول 200 متر را با 13 جفت کابل نگهداری می کند. این تمایل به عقب حس حرکت و مراقبت را به کل ساختار می دهد و باعث می شود این قسمت یک نگهدارنده ساده ساکن به نظر نرسد؛ علاوه بر آن وزن و شیب آن نقش مهمی در ایجاد تعادل بین ستون و سواره رو ایفا کرده و تقارن ساختاری را غیر ضروری می سازد.

نکته مهم دیگر این که نیروهای افقی ایجاد شده توسط ستون کابلهای تحت کشش متعادل می شود. بنابراین پایه ها تنها تحت تأثیر بارهای عمودی قرار می گیرند. این رویکرد کالاتراوا ساختار پل را شبیه یک چنگ عظیم کرده است. این پل در نوع خود بی نظیر بوده و سازه ای مشابه آن وجود ندارد.

کالاتراوا پل را نه تنها به عنوان عامل ارتباطی، بلکه آلمانی برای منظر سازی و ایجاد نشانه شهری و عاملی محرک برای ترقی در آن منطقه در نظر گرفت. ستون سیمانی و فولادی آن به عنوان یک سمبل و نشانه از شهر قدیمی Seville قابل رویت است. در طی نمایشگاه اکسپو 1992، در حقیقت ساخت جاده های جدید، پل های متعدد از جمله پل Alamillo ، هتلها و پارک ها به معرفی معماری در منطقه و ارتقا ارزش آن کمک فراوان نمود. این پل به طور کامل روش معماری کالاتراوا را منعکس می کند که در جهت ابداع فرمهای سبک هدایت شده است؛ فرمی که ایده حرکت و نوآوری در تکنولوژی را می رساند.

برج مخابراتی Montjuic برای اخبار المپیک ، باریلونا ، اسپانیا(1992--1989)

ایستگاه قطار TGV، لیون فرانسه (1994-1984)

در سال 1989 مسابقه بین المللی محدودی بین معماران داخلی و خارجی برگزار شد که کالاتراوا برنده اول مسابقه شد . کار فرمایان ایستگاه قطار TGV  عبارتند از : اداره راه آهن فرانسه ، نمایندگان ایالت رون آلپ( آلپ های مدرن ) و شرکت بازرگانی و صنعت لیون . هدف های کلی پروژه : گسترش تجارت از طریق بهسازی حمل و نقل و ساخت ایستگاه قطاری نمادین که مانند شهری عمل کند

نمادی که کالاتراوا طراحی کرد تشبیهی از حرکت و پرواز بود . برای حرکت کردن انحنای سازه ها در سقف سکوهای پرواز حس پرواز را به ببیننده القا می کند و برای پرواز کردن بالها و پرها را توصیف می کند ، به طوری که مانند پرنده در حال بلند شدن می باشد . او از یک هندسه شکسته در تمام سطوح برای حس حرکت و پرواز استفاده کرد . این پروژه شامل دو بخش کلی می باشد :

1.      ساختمتن اصلی ایستگاه قطار ( 30 کیلومتری جنوب فرودگاه لیون )

2.      سکوهای حرکت و راهروی ارتباطی بین ایستگاه قطار و فرودگاه مجاور که همان فرودگاه شهر لیون می باشد

ابعاد سالن ایستگاه : طول 130 متر ، عرض 100 متر و ارتفاع 39 متر . سالن ایستگاه که ریل ها ( دارای چهار ریل می باشد که دو ریل مرکزی مخصوص قطارهای سریع بدون توقف و دو ریل دیگر برای ارتباط منطقه ای تا مرکز شهر لیون ) آن را به دو قسمت مساوی و متقارن تقسیم نموده راهروی 450 متری سر پوشیده که سکوهای راه اهن در ان قرار دارد و از یک گالری با 180 متر طول که با فولاد پوشیده شده است به فرودگاه مجاور متصل شده است  و از این گالری راهرویی مستقیما به پارکینگ شبانه متصل می شود .

در ضلع غربی سالن ، شامل چند پارکینگ و محوطه زیر زمین و ایستگاه های اتوبوس و تاکسی می باشد .

در ضلع شرقی سالن ، زیرزمین شامل امکانات کارکنان و بخش تحویل کالا ، طبقه همکف شامل محل اجتماعات و فروش بلیط و سایر خدمات راه اهن ، نیم طبقه شامل دفاتر رئیس ایستگاه راه آهن و رئیس پلیس راه آهن و در طبقه اخر یک رستوران که تراس قرارگرفته قرار دارد .

سقف سالن ایستگاه توسط چهار تیر منحنی شکل که دو تیر مرکزی و دو تیر دیگر که در امتداد که 100 متر طول دارند نماهای شمالی و جنوبی را تشکیل می دهد که توسط یک لایه بتنی در غرب تحمل می شود و در قسمت شرقی دو تیر خارجی هسته بتنی را در بر می گیرد .

شهرک علوم و فنون ، والنسیا ، اسپانیا ( 2002-1996)

شهرک علوم و فنون یک مرکز باز آفرینی شهری برای فرهنگ و علوم  در مقیاس بزرگ است

این شهر در بستر رود خشک شده (turia) در میان راه بین شهر قدیم والنسیا و ناحیه

ساحلی nazaret در مساحتی حدود 350 هزار متر مربع گسترده شده است .

در پی طغیان این رود در سال 1957 رود توسط کانالی به جنوب شهر منحرف و هدایت و بستر خشک شده رود درخت کاری شد و به تفرجگاهی به طول 7 کیلومتر که از مرکز شهر شروع میشود ، تبدیل گردید .

طرفین این تفرجگاه از طریق دو پل طراحی شده توسط کالاترائا به هم متصل می شوند .

سانتاگو کالاتراوا درباره ی این پروژه می گوید :

از انجا که این سایت به دریا نزدیک است و والنسیا خشک است تصمیم گرفتم تا از آب به صورت انعکاس دهنده معماری به عنوان یک المان شاخص سایت استفاده کنم

موزه علم در سال 2000 ساختمان پارکینگ ( lumbraclr) در سال 2001 و کاخ هنر ( place de las arts) در سال 2002 به بهره برداری رسید . دو ساختمان اصلی ، افلاک نما و موزه علم ، در اطراف تفرجگاه که از کاخ هنر شروع می شود و در راستای طولی سایت امتداد پیدا می کند طوری چیده شده اند که دیدهای مناسبی را به سمت دریاعرضه می کنند.

سقف سازه های دریایی که پارک اقیانوس شناسی (Oceanographic park) loceanografic مجموعه ای در زیر اب به ابعاد 80 هزلر متر مربع می باشد که توسط مرحوم  Felix candela طراحی شده اند .

یک برج مخابرات برای گوشه غربی سایت طرح ریزی شده بود که با تغییر دولت در سال 1996، این برج مخابراتی جای خود را به کاخ هنر(  arts place de las  ) داد . کالاتراوا در سال 1991 برنده مسابقه طراحی برج ارتباطات شد ، البته بعدا در همان سال طرح توسعه تمام مجموعه به او واگذار شد .

باغ ها در تمام سایت گسترده شده اند و به یاد رودی که از میان سایت عبور می کرد ، استخرهای کم عمقی ، افلاک نما را در بر گرفته است و سقف کتابخانه ، زیر رستوران ، سینما و غالب تالارهای کنفرانس را احاطه کرده است . به علاوه باریکه های آب تا لبه ی شمالی موزه علم پیش رفته اند . یکی از نقاط اوج تفرجگاه ورودی ایستگاههای مترو آلامدا ( Alameda) که در سال های 1996-199-1 ساخته شده و پل آلامدا که شهر قدیم والنسیا را به دانشگاه متصل می سازد است .ارتفاع سایبان های فلزی که ورودی های به ایستگاه زیر زمینی را مشخص می کنند توسط بازوهای هیدرولیکی قابل کاهش است تا جایی که سایبان ها با کف هم سطح می شوند و بدین ترتیب ورودی بسته می شود . سقف ایستگاه زیر زمینی به شله تیری که سازه پل را نگه می دارد متصل است که به کمک یک توده مرکزی بتونی محکم می شود .

پل عابر پیاده پونته دلاماجر، پورتو مادور، بوئنوس آیرس، آرژانتین (1998)

پورتو مادرو، بندی قدیمی بوئینس آیرس، در حال حاضر به یک مرکز صنعتی و تجاری و فضای توریستی تبدیل شده است و بناهای جدید قابل توجهی مانند هتل آپارتمان هیلتون، موزه دریایی و سینما در ضلع شرقی بندر شماره 3 پورتو مادرو ساخته شده اند. پل پونته دلا ماجر خیابان های دو سمت بندر شماره 3، پورتو مادرو را به شهر متصل می کند.

مشکلی که کارفرما با آن درگیر بود، طراحی یک پل عابر پیاده برای بندر شماره 3 بود که

سیرکولاسیون عابر پیاده را تقویت کند و پلازهای دو سوی بندر را به هم متصل کند و همزمان بتواند برای عبور و مرور کشتی ها مناسب باشد. در این زمان سانتیاگو کالاتراوا این مسئله را به خوبی حل کرد.

پونته دلا ماجر از یک پل معلق چرخان با 102 متر طول تشکیل شده که بین یک جفت پل ثابت قرار گرفته است.این قسمت از پل می تواند 90 درجه بچرخد تا اجازه عبور و مرور آزاد به قایق های درون آب بدهد. وزن برج پل مکانیکی با وزن باقی پل موازنه می کند و کار سیستم چرخشی را نیز آسان تر می کند.

این پل از بتن مسلح و استیل ساخته شده و با سنگ طبیعی و سرامیک کف سازی شده است و با نورپردازی زیبا به نشانه جدید شهری بوئنس آیرس تبدیل شده است.

تالار کنسرت تنریفه، سانتاکروز، جزایر  قناری، اسپانیا (2003-1997)

ابتدا قرار بر این بود که یک تالار کنسرت ساده باشد اما بعدا وعده داده شد که این ساختمان چند منظوره به عنوان نشانه شهری شهر تنریفه در سانتا کروز جزایر قناری، خودنمایی کند. تالار کنسرت تنریفه در شهری با جمعیت 250.000 هزار نفر به عنوان خانه اپرای شهر و محل اصلی فعالیت ارکستر سمفونی سانتا کروز و همچنین مکانی برای گروه های موسیقی، اپرای اسپانیایی و برگزاری کنفرانس های بین المللی می باشد.  

سایت این مجموعه، دارای وسعت 3/2 هکتاری و در کنار اقیانوس اطلس شمالی می باشد. 6741 متر مربع از آن برای بنای اصلی اشغال شده و باقی آن یک مجموعه اداری و یک میدان که با سنگ خاکستری تیره محلی پوشیده شده و در زیرش پارکینگ قرار دارد. طاق بالا مانند overhanging wing ، به صورت پیش ساخته در 17 قطعه از سویلیا با کشتی به جزیره آورده شده و سنگین ترین قطعه آن 60 تن وزن داشته است. به روش مشابه ای که در پل سازی استفاده می شود این قطعات را با یکدیگر ترکیب کرده اند. پس از اتصال آنها و ساختن این بال عظیم، آن را توسط جرثقیل ویژه ای با ظرفیت 2400 تن که از والنسیا آورده شده بود بر پا کردند. بال طراحی شده تنها در 5 نقطه دارای اتکا است و به وسیله بتن سفید که از ترکیبات سنگ ریزه های رودخانه و شن درشت دانه تنریفه می باشد، ساخته شده است. در کل 2000 تن بتن مصرف گردیده است. همچنین تمامی پوسته ساختمان با 18000 متر مربع سرامیک سفید پوشیده شده است. در طی عملیات اجرایی 4 جرثقیل 45 متری و 4 جرثقیل 10 متری در بالاترین نقطه ساختمان فعالیت داشتند.

تالار کوچکتر، که به عنوان تالار موسیقی استفاده می شود گنجایش 400 نفر را داراست و دیوار پشت این تالار با تخته های چوبی افقی پوشیده شده که پوششی از فایبر گلاس در پشت چوب ها قرار داده شده است. تالار بزرگتر که برای سمفونی در نظر گرفته شده گنجایش 1800 نفر را دارد و سطح تالار هم با نوعی چوب سخت فشرده که دارای پوششی از فایبر گلاس است پوشیده شده است. همچنین این تالار به یک سیستم صوتی قابل تغییر نیز مجهز است و سن اصلی برای اجرای سمفونی از مدول های 2 متر مربعی شکل یافته که هر مدول به تنهایی توسط یک سیستم هیدرولیکی قابل حرکت است.

این 2 تالار به سیستم های تهویه مطبوع مجهز گشته که دریچه های آنها در زیر صندلی ها کار شده و از تخریب فضاهای یک دست که با نصب تجهیزات سقفی و دیواری پیش می آمد جلوگیری شده است. این 2 تالار بوسیله یک فضای مشترک از یکدیگر جدا می شوند. یک لابی باز که نقش عایق صوتی را برای هر دوی آنها ایفا می کند و باعث می شود تا به توان همزمان در 2 تالار مراسم برگزار کرد.

ایستگاه مترو Gare do Oriented  ، لیسبون، پرتغال( 1998)

موزه هنر میلواکی، میلواکی، ویسکانسین، ایالات متحده (2001)

بدون شک، موزه هنر میلواکی از برجسته ترین آثار معماری سانتیاگو کالاتراوا محسوب می شود که ترکیبی متنوع و پیچیده از معماری و سازه است. این نخستین کار کالاتراوا در ایلات متحده به دلیل خصوصیات منحصر به فرد معماری، سازه و اجرا یکی از آثار برتر جهان و برای شهر میلواکی، ایالت ویسکانسین و کل ایالات متحده یک نماد و نشانه است.

مساحت کل ساختمان: 13 هزار متر مربع، طول بنا: 149 متر، بیشترین بنا: 43 متر، حداکثر ارتفاع بنا: 3/11 متر، هزینه اجرای پروژه: 100 میلیون دلار.

شکل طرح، نحوه عملکرد و روش ساخت در این پروژه از ایده ها و پروژه های پیشین کالاتراوا  متمایز است و بار دیگر نبوغ کالاتراوا را در طراحی به اثبات می رساند. موفقیت این پروژه در جذب بازدید کنندگان موزه شهر میلواکی بی نظیر است. به عنوان مثال در هنگام افتتاح، حدود 32 هزار نفر در موزه حضور یافتند که بسیار بیشتر از حداکثر پنج هزار بازدید کننده در روز بود. شمار بازدید کنندگان که در سال 2000 حدود 165 هزار نفر بود، در سال 2003 به عدد بی سابقه 434 هزار نفر رسید.

باز و بسته شدن بال پرنده بحرانی ترین و پیچیده ترین عملکرد ساختمان موزه هنر میلواکی است. اگر این عملکرد از کنترل خارج شود این پروژه صد میلیون دلاری خسارت هنگفتی می بینید به همین دلیل، سیستم های کنترل بال پرنده با دقت زیاد و پیش بینی همه موارد ممکن طراحی و ساخته شده است.

سیستم مولد حرکت در بال پرنده 4 جز اصلی دارد: یک نیروگاه کوچک هیدرولیکی با پمپ ها، موتورهای ایجاد نیروی محرکه و دیگر سخت افزارهای تولید کننده نیرو. 22 سیلندر هیدرولیکی با آرایش 11 سیلندر در هر طرف محور مرکزی، مانیفولدهای هیدرولیکی که منطق عملیاتی سیستم را مشخص می کند. یک سیستم کنترل الکترونیکی.

برج پیکر انسانی، مالمو، سوئد (2005-2001)

ارتفاع برج: 190 متر، تعداد طبقات: 54. مجموع مساحت : 17500 متر مربع (مساحت تجاری: 4000 متر مربع مکعب 1 و 4 . مساحت آپارتمان ها: 13500 متر مربع مکعب 3 تا9) ترنینگ تورسو به هیجان انگیزترین ساختمان منطقه اسکاندیناوی تبدیل شد. یک ساختمان مکعبی شکل و برانگیزاننده که در برابر دریا و مناظر اطراف قد علم کرد. این گونه بناسازی در نوع خود بی نظیر است. احداث چنین ساختمانی راهی نو برای مطرح کردن شهر مالمو به عنوان مکانی جذاب است. ترنینگ تورسو یک برج مسکونی و تجاری است که بر اساس دیدگاه تندیس گرایانه و بر مبنای تفکرات کالاتراوا خلق شده است. یکی از ویژگی های برج، فرم پیچ دار و غیر معمول آن است که به ساکنین این امکان را می دهد تا چشم انداز منزل خود را به محیط پیرامونی، انتخاب کنند. آنان که دید به سمت دریا را از اتاق خواب خود ترجیح می دهند، می توانند آپارتمانی در یکی از طبقه ها برگزینند در صورتی که دیگرانی که مایل هستند چشم اندازی از منظره اطراف داشته باشند، آپارتمانی مشابه در طبقه دیگر انتخاب می کنند.

پیکره اصلی ترنینگ ترسو شامل هفت مکعب بوده است که پس از تغییراتی این برج از نه مکعب و هر یک با پنج طبقه تشکیل شده است، بالای هر یک از آنها طبقه ای قرار دارد که مکعب را از دیگری تفکیک می کند. پیچش نود درجه  برج از بالا به پایین، دلیل نام گذاری ساختمان با عنوان turning است. دو مکعب زیرین برج به فضاهای اداری و تجاری اختصاص یافته است. برای ساخت این برج مارپیچ که شبیه چرخش بدن انسان می باشد، دور تا دور مجموعه توسط سازه ی فولادی تحمل می شود. در طبقات 53 و 54 یک دید 360 درجه به محیط اطراف داریم.

برج مارپیچ شیکاگو، ایالات متحده (2010-2007)

Osmond Lynn رییس موسسه معمارسی شیکاگو پیشنهاد داد که برج Fordham در سایتی به مساحت بالغ بر 202 اگر (8904 متر مربع) واقع در خیابان 400 شمالی در مجاورت رودخانه و نزدیک ورودی اسکله (400 North Lake Shore Drive) با ارتفاع 609.6 متر (ft 2000) و 150 طبقه که بلندترین ساختمان ایالت محسوب می شود در ضمن مساحت کل طبقات 287.709 متر مربع می باشد. کارشناسان امین ایالتی، قیمت ساخت برج را بیش از یک میلیارد دلار برآورد کرده اند.

ساختمان برج Fordham به بزرگی 920000 فوت مربع که یک هتل پنج ستاره و 250 اقامتگاه عمومی بسیار مجلل را شامل می شود. از طرف تراسها که تقریباً به ارتفاع ساحل رودخانه است فقط به اندازه 140000 فوت مربع از سایتی با 2.2 اگر مساحت را اشغال کرده است. فضایی به اندازه 85% سایت در سمت چپ سایت برای طراحی باغ و ایجاد دسترسی به پارک DuSable و ساحل  رودخانه به صورت باز باقی مانده است.  در حدود 50000 فوت مربع برای طراحی بنایی ویژه که به رودخانه و ساحل میشیگان مشرف باشد در نظر گرفته شده است.

طرح کالاتراوا با موجهای رو به پایین پیچان همچون لباس پرچینی که تن مجسمه ای را پوشانده باشد بسیار بلندتر از آنچه می باشد به نظر می رسد. این طرح دستاوردهای جدید در سازه را به نمایش می گذارد. هر واحد طبقه مانند یک جعبه مستقل خارج از مرکز هسته برج با انحنای ملایم و پوششی موجدار ساخته شده است. این جعبه ها با درجه انحراف کمی بیش از 2 درجه نسبت به جعبه زیرین چرخش یافته اند و در نهایت طبقات با چرخش 270 درجه به حول مرکز بالا رفته اند که این چرخش ها حس حرکت در نما را به وجود می آورند.در طراحی برج دو موضوع سازه و فرم که کالاتراوا بیش از دوازده سال مطالعه به آن دست یافته بود یک جا و هم زمان جمع آوری شده اند. اولین نمونه ای از این مطالعات که به بهترین شکل شناخته شده است بال مانند بالای مجموعه موزه هنر میلواکی کالاتراوا در سال 2001 می باشد. حرکتهای موجدار به صورت حقیقی و مفهومی با جابجا کردن و حرکت کردن سازه ها به شکل جداگانه به وجود می آیند.

از سایر کارهایی که در ارتباط با این مطالعات ساخته شده اند می توان به بام ساختمان Bodegas Ysios Winery سال 2001 واقع در Laguardia اسپانیا و دیوار ملی که در سال 2004 برای مجموعه ورزشی المپیک آتن ساخته شده است اشاره کرد. دومین مورد حاصل از این تحقیقات اجرای ساختمانهای بلند مرتبه با اشکال هندسی است که با ستون بزرگی در خارج از هسته مرکزی پایه ریزی شده و بازشوهای بزرگ و فضای وسیع و مفید برای سرویس دهی و سیرکولاسیون بوجود می آورد. فرم مجسمه وار انتزاعی این برج ها اغلب با اثرات پیچشی و مارپیچی خود را نشان می دهند. از این نمونه تحقیقات می توان Turning Torso برج اقامتی در مالمو سوئد که در آگوست 2005 به اتمام رسید را نام برد.

هدف از این طرح تنها ایجاد ساختمانی با ارتفاعی عظیم نیست بلکه این بنا دسترسی به فضای زندگی مناسب در ارتفاع بالا را امکان پذیر ساخته و اقامتگاه های عمومی که چشم اندازهای بی نظیری از میان پنجره های طبقات و فضای باز یمان ستونها به ارمغان می آورند و نیز دسترسی به ساختمان بسیار زیبای هتل پنج ستاره برای اقامت کنندگان فراهم می آورد.فرم پیچشی برج اثر شدید باد که بر همه ساختمانهای بلند تاثیر سو می گذارد کاهش می دهد. بی نظمی سطح برج سبب انحراف نیروی باد در جهت های مختلف می شود که در این روش بنا حداکثر نیروهای جانبی باد را منحرف و منعکس می کند.     

مرکز سمفونی آتلانتا، جوجیا، ایالات متحده

مردم ایالت جورجیا خانه ای جدید برای نوازندگان ارکست ایالت خود می خواهند. کارفرما این بنا مرکز هنرهای Woodruff می باشد. مرکز سمفونی آتلانتا نیز تالار کنسرت آتلانتا هم محسوب  می شود. کالاتراوا به راحتی برنده مسابقه طراحی ساختمان سمفونی شد، ساختمانی برای شهر که به عنوان یک نشانه شهری جدید مثل کارت پستالی می باشد. کالاتراوا در تمام موارد در طراحی آزاد بود و طراحی داخل فضا هم با خود او بود. برای هیات حضار شنوندگان که در تالار کنسرت حسی صمیمی و خودمانی با نوازندگان و خوانندگان ارکست داشته باشند 2000 جایگاه گرداگرد نوازندگان ارکست قرار داده اند و 200 جایگاه هم برای دسته نوازندگان و خوانندگان قرار داده اند.در یک لحظه، دیوار زیر سقف سالن نمایش که در بالای صحنه نمایش فضایی که بین فاصله 48 تا 104 پایی می باشد می تواند به رنگهای مختلفی در بیاید.

 

در فضای نمایش دیگری نیز وجود دارد: 1- تالار تمرین نمایش، 2- تالار استودیو، که برای 300 تا 350 نفر جایگاه دارد.

مرکز یادگیری مخصوصی بری نوازندگی در ارکست برای تمام سنین برای مردم شهر آتلانتا در نظر گرفته شده که 11000 فوت مربع مساحت این فضا می باشد. طلوع آفتاب از قسمت عقب ساختمان می باشد و به سرعت به سمت پایین بنا می باشد. دو تیر منحنی شکل فولادی که روی سقف ساختمان می باشد مثل برگ نارکی می ماند. ضلع کوچک این تیرها نشانه ورودی بر روی تراس می باشد و نوک ضلع بزرگتر در روی ساختمان 186 پا ارتفاع دارد که تعریفی چشمگیر نسبت به ساختمان های محور مرکزی ارائه می دهد. مساحت کل مجموعه 279000 فوت مربع می باشد که ارزش آن حدود 300 میلیون دلار می باشد. بخش قابل توجهی از این قیمت زمین از طرف چند بانک و شرکت که جمعاً 60 میلیون دلار به صورت بلاعوض و اهدایی می باشد.

 

+ نوشته شده در  90/09/02ساعت 14:1  توسط deadgirl  | 

لایه های پنهانی

در سرزمینی که بناهای آن در جهت سازگاری با شرایط اقلیمی و با توجه به فرهنگ مردمانش ساخته می شوند چگونگی استفاده از نور و سایه از مواردی است که از قوانین مشخص پیروی نمی کند اما وجود آنها باعث می گردد که معماری در فرآیند تولید خود کامل تر گردد. چنین نمونه هایی در معماری ایرانی فراوان دیده شده است و شاید چگونگی استفاده از نور و سایه نیز یکی از همین موارد باشد.

در بررسی آثار به جای مانده، می توان مشاهده کرد که چگونه این تفکر ظریف، لایه های پنهانی را در بناها به وجود آورده و بازی معمارانه آنها به دست معماران ایرانی، فضایی در خور تعمق را شکل داده است.

در بسیاری از این بناها، احجام به وسیله اشعه های تند آفتاب و سایه عمق آن به قطعاتی بریده شده تبدیل گردیده اند. حجم سایه ها چون محیطی سیال در میان سطوح نما در حرکت است. فضاییی تهی با سایه هایی در حال تغییر. ترکیبات شهودی این بناها به نحوی خاص سازماندهی شده است و بازی نور و سایه در آمیزش با سطوح رنگی (کاشی کاری شده)، فضایی جدید و متفاوت را که گاه پیش بینی ناشدنی است ارائه می دهد و آنگاه شبکه ای از ساختار بیرونی بنا بر روی دریایی از نور و سایه شناور می شود.

در فضای بیرونی (نما) با عقب رفتن و یا پیش آمدن، سطوح فضایی خاص در لابه لای لایه های نما به وجود می آید و آنگاه چگونگی تابش آفتاب و ایجاد سایه بر روی آن این فضای تهی را به گونه ای شناور و در حال تغییر نشان می دهد.

به نظر می رسد این تصویر که فضای درونی بناها تنها ناشی از تکامل سطوح و الگوهای خاص هندسی است، نوعی برخورد ساده نگرانه با آن است.

رموز استفاده از نور و چگونگی تابش آن در فضاهای داخلی و ایجاد زمینه های مجازی، تحولی است تصویری و متمایز. عبور نور از شبکه های هندسی نورگیرها و تابش مستقیم آنها به درون فضا، فرم سیالی از آن را در میان توده های مصالح به وجود می آورد که با تغییر زاویه تابش در روز، چنین به نظر می رسد که حجمی مجازی در میان فضای داخلی در حرکت است.

ماهیت متفاوت آن نسبت به مصالح

عملاً شبیه به تصورات و رویاهایی است که در داخل بناها همچون ابر شناورند.

این احساسی است که می توان آن را در نورگیر بازارهای ایرانی و سقف بناها – به ویژه مساجد ایرانی- دید؛ و در واقع تصوری است از نور که مکانیسم کنترل آن می تواند اشکال متفاوتی به خود گیرد. در فضای ورودی مسجد شیخ لطف الله، عبور نور از شبکه هندسی و تابش آن ب روی سطوح کاشی کاری شده و انعکاس آن، هاله ای از ابرهای رنگی در آستانه ورود به فضای مسجد به وجود آورده است؛ و یا در نور گیرهای بازارها چگونگی تابش آفتاب در هماهنگی باغبار داخل فضای داخلی، فرم مشخصی به آن داده است که در دید خطی، همچون فضاهایی که هم هستند و هم نیستند، دیده می شوند.

به راستی مکانیسم تولید فضای مجازی در معماری ایران از کجا ناشی می شود؟

به نظر می رسد پاسخ چنین پرسشی را باید در فرهنگ این سرزمین و مردمان آن جست جو کرد؛ فرهنگی که با رمز و راز عارفانه عجین گشته است.

علل قداست معماری ایرانی

1- هدفمند ساختاری

همچون همه مخلوقات جهان مادی، که هر یک برای هدفی خاص خلق شده اند و تمام اندام هایشان به صورت منظومه ای هدفمند و با ساختاری تعریف شده حول اندام کنترل کننده- یعنی سر، هسته یا مرکز اصلی- قرار گرفته است، معماری اسلامی ایران نیز هدفمند است و این هدفمندی در قالب جایگیری و توجه همه فضاها حول یک مرکز یا محور خودنمایی می کند.به طور مثال، در جایی که بنایی مثل مسجد، خانه یا کاروانسرا مورد نظر بوده است، فضایی مرکزی چون حیاط، گنبدخانه، تالار و امثال آن؛ و در مواردی که یک مجموعه شهری مد نظر بوده است، یک محور اصلی مثل راسته بازار یا راسته محله کانون توجه قرار گرفته و همه فضاها رو به سوی او دارند. در این محورها، نقاطی وجود دارد که بر توجه به یک هدف و مرکز تأکید می کند، مثل سراها یا تیمچه ها در بازارها و حسینیه ها در راسته های شهری. این مراکز و محور ها همچون نخ تسبیحی فضاهای متعدد را گرد خود جمع کرده و به آنها نظم می دهند و مانع تفرق و پراکندگی آنها می شوند.

2- داشتن داستان زندگی

همچون همه مخلوقات عالم، که داستان زندگی دارند و از ابتدا، مراحل رشد، انتها و نتیجه برخوردارند، معماری اسلامی نیز،صرفنظر از نوع عملکرد، دارای سناریو و داستان زندگی است. به عبارتی، همه اتفاق هایی که قرار است در فضاهای گوناگون رخ دهد، همچنین حالات و روحیات آن فضاهادر زمان های مختلف، برنامه ریزی شده و از پیش نقشی خاص برای هر فضا در نظر گرفته شده است. مانند هنرپیشه هایی که هر یک با لباس و هیئتی مشخص در زمان خاصی وارد صحنه می شوند و نقش خود را ایفا می کنند، فضاهای یک ساختمان یا مجموعه نیز هر یک در موقعیت و با ترتیب خاصی استفاده می شوند و نقش خود را ایفا می کنند. مثلاً اگر قرار است فضایی ورودی باشد، با توجه به کلیه ملزوماتی که یک فضای ورودی به عنوان معرفی کننده، واسطه فضای درون و بیرون، حریم خصوصی و عمومی دارد، در محل خود قرار می گیرد و هنرنمایی می کند: دارای پیشخوانی با تزئینات و ارتفاع مناسب برای معرفی محل ورودی و هویت بناست. سکوهای مجاور آن محلی برای تأمل و مکث است و تا اذن دخول، امکان توقف به شخص می دهند. دری با تزئینات ویژه متناسب با هویت ساختمان دارند که قطعاً با در ورودی یک اتاق یا یک تالار یا حجره تفاوت چشمگیری دارد و نشان می دهد که این در، آستانه ورود به فضایی مجزا از فضای عمومی بیرون ساختمان است. در پشت این در، هشتی یا دهلیزی است که با بکارگیری همه اندام های حسی انسان اعم از حس بینائی، شنوایی، لامسه، بویایی و غیره شخص را تحت تأثیر قرار می دهد و او را برای ورود به حریمی جدید مهیا می کند. بازی تاریکی و روشنایی، خنکی و گرما، دوری از هیاهوی خارج، بوی خاص مصالح،... همه و همه در روان ناخودآگاه شخص، ورود به فضای دیگر  را اعلام می کند و ذهن او را از مشغولیات دنیای خارج رها می سازد. بسته به اینکه فضایی که شخص قرار است در آن وارد شود خانه یا مسجد است، با گذردادن او از دهلیز و راهروها، زمان و فرصت لازم برای آمادگی ورود به فضای جدید را فراهم می کند. در پایان این سفر و پس از آمادگی روانی او برای ورود، او را در مرکز و هسته اصلی فضای خانه یا مسجد، یعنی حیاط، وارد می کند و به یکباره، کل فضا را در اختیار او قرار می دهد.

ورود به هر فضای جدید دیگری نیز با مقاومت مناسب آن فضا همراه است. مثلاً برای ورود به تالار یا اتاق، بعد از گذر از حیاط و درک سبزی، خنکی و آرامش آن، باید از پله هایی چند بالا رود و با این تغییر سطح، آمادگی روانی ورود به ایوان را بیابد. سپس وارد دهلیزی دیگر شود و یا چرخشی به راست یا چپ در مقابل در ورودی اتاق یا تالار قرار گیرد. این در نیز دارای تناسبات و تزئیناتی متناسب با فضای پشت آن است که آمادگی و آشنایی بیشتری برای ورود به شخص می دهد. با گشودن در، همچون مرحله قبل، شخص روی محور اصلی تالار یا اتاق، وارد فضا می شود و به ناگهان کل فضا را در اختیار خود می گیرد. در معماری اسلامی ایران حتی عبور از روی یک پل، به سادگی اتفاق نیفتاده و برای هر لحظه ان برنامه ریزی شده است. پل های زیبای اصفهان، همچون سی و سه پل و پل خواجو، به دلیل همین سناریو و داستان عبور از پل، در فرهنگ عامیانه مردم جای ویژه ای دارد و اشعار و ضرب المثل هایی درباره آنها ساخته شده است. در مجموع می توان گفت         توجه به سناریوی اتفاق هایی که قرار است در فضاهای معماری رخ دهد، در حقیقت نشان از توجه به کیفیت مکان و زمان در معماری اسلامی ابران دارد. این یکی از مهم ترین عواملی است که روان افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و خاصیت فرازمانی و فرامکانی این معماری را شکل می بخشد. 

3- استقرار متناسب با شأن فضا

هر فضا در معماری اسلامی ایران جایگاهی متناسب با شأن و مقام خود دارد. و همچون میهمانانی که هر یک، بسته به مقام اجتماعیشان، در جای خاصی از تالار می نشینند، یکی در شاه نشین، دیگری در میانه و یکی در درگاه قرار می گیرد. به این ترتیب، متناسب با ارزش مکانی هر یک از نقاط زمین یا حیاط که قلب بناست، فضاهای اصلی مثل تالار، ایوان اصلی یا گنبد خانه روی محورهای اصلی ساختمان می نشینند و تسلط بر کل فضا دارند و فضاهای دست دوم، یعنی اتاق ها، همچون همراهان شخصی بزرگ، در جوار فضاهای اصلی قرار می گیرند. فضاهای خدماتی مثل آشپزخانه و انبار و سرویس های بهداشتی در گوشه های پنهان و تاریک زمین جای می گیرند. به این ترتیب، دسترسی به هر یک از این فضاها با طی سلسله مراتب همراه می شود و هر فضا متناسب با شأن و کاربرد آن، از نور و طراوت حیاط بهره مند می گردد.

4- کمال گرایی

با شبیه سازی از خلقت و طبیعت کمال گرا، معماری اسلامی ایران به هر یک از اجزاء، چه اصلی یا فرعی، کلی یا جزئی، در حد کمال آن توجه کند. درست همانگونه که همه اندامهای بدن یک موجود در حد کمال است و متناسب با نیاز و وظیفه آن به دقت طراحی شده است. این امر سبب شده که همه قسمت های یک بنا، اعم از تالار و حیاط تا گوشه سقف و حاشیه دیوار مورد توجه و دقت خاص قرار گیرد و کمال در خور به آن داده شود. به طور مثال، تالار اصلی یک خانه، یا ایوان و شبستان اصلی یک مسجد دارای بیشترین تزئینات و رسیدگیاست. در عین حال، فضای زیر یک گنبد یا گوشواره های اطراف آن نیز از رسیدگی محروم نیست و به دقت کاربندی یا مقرنس کاری شده اند. هیچ سطحی، بدون توجه، به حال خود رها نشده است و دیوارهای صاف یا سطوح پنجره یا سطح بیرونی گنبد، با طاقنما، مشبک و کاشیکاری تلطیف شده اند. هنرهایی چون گره سازی، کاربندی، مقرنس، کاشیکاری و امثال آن نتیجه این توجه خاص به سطوح، گوشه ها و حاشیه ها هستند.

صارمی و رادمرد در کتاب ارزشهای پایدار در معماری ایران، در مورد این کمال گرایی به دو نکته اشاره می کنند، یکی اینکه تزئینات به کار رفته صرفاً برای زیباسازی نبوده معانی شکل ها و نقش ها به نوعی به سمبل های تاریخی رمز و راز معماری این سرزمین اشاره دارد. دوم اینکه استاد هنرمند برای خلق هر اثر، کمالی متعالی را مد نظر داشته و با توجه به امکانات موجود در نزدیک شدن هر چه بیشتر به این کمال تلاش کرده است. وی کمال بنای هشت بهشت را در شباهت هر چه بیشتر به باغ بهشت،کمال یک اتاق را در رسیدن به طرح کامل چهار طاقی و کمال حیاط را در نزدیک شدن به طرح حیاط مرکزی چهار ایوانی می داند. این کمال گرایی در سایر هنرهای اسلامی مثل سفالگری، خطاطی، قالیبافی یا حتی در لباس های محلی نیز به وضوح دیده می شود. یک کوزه، ظرف یا فرش، بدون توجه به ارزش مادی و بهای آن و اینکه قرار است فقیر یا ثروتمند از آن استفاده کند، در اوج کمال و زیبایی در خور آن ساخته می شده است. این پدیده در لباس های محلی نیز به چشم می خورد و هیچ جزئی از این لباس ها بدون توجه و بدون تزئین رها نشده است.    

5- الگو پذیری

معماری اسلامی ایران، همچون پدیده های طبیعی که الگویی خاص برای هر موجود یا شی ء پیروی می کنند، الگویی خاص برای هر نوع معماری از قبیل مسجد، خانه، کاروانسرا، بازار و امثال آن دارد. این الگو حاصل تجربیات معماران در ادوار زمانی پی در پی است که با اصلاح کردن و بهبود بخشیدن به طرح های اولیه حاصل شده است. به طور مثال، می توان الگوی مساجد اسلامی ایران را نام برد که از مسجد شبستانی به تدریج تکامل یافته و به مسجد حیاط مرکزی ایوان دار، تا مساجد دو ایوانی و چهار ایوانی و نهایتاً چهار ایوانی با گنبد خانه ارتقا یافته است.وجود این الگوها برای بناهای گوناگون موجب شده است که معماری طرح بنا از یک زمینه و مبنای مشخص برای طراحی بهره مند باشد و آن الگو را در زمین مورد نظر پیاده کند. به این ترتیب، طرح و بنای هر ساختمان یک حل مسئله با صورت مشخص بوده که معمار با استفاده از توان و تجربیات خود آن را به انجام می رسانده است. در اینجا خلاقیت معمار، که همه معماران نیز به یک نسبت از آن بهره مند نیست، پایه اصلی طراحی قرار نگرفته و فقط معمارانی که تجربه و خلاقیت کافی داشته اند، الگوی رایج را ارتقا بخشیده اند و تکامل داده اند. این پایبندی به الگو موجب حفظ ارزش های معماری اسلامی و تداوم تجربیات شده و معماری را در جهت بهبود و تکامل آن سوق داده است. زهره بزرگمری در کتاب هندسه در معماری، الگو پذیر بودن معماری اسلامی را با ویژگی «مضبوط و دستوری بودن» متصف کرده و علت آن را نیاز جامعه به ساخت و ساز و تولید زیاد، خصوصاً پس از هر دوره ویرانی، معرفی می کند. به طور مثال، وی پیدایش و تکامل کاربندی را یکی از این احتیاجات می داند و می گوید : «در دوره های آرامش و قدرت،بناها با تفکر و تکامل ساخته می شوند و در جریان نوسانات شدید و سریع و شتابزده، چون فرصتی برای بررسی و تنوع نیست، با معدودی از مصالح که فراوان و در دسترس باشند، بناها شکل می گیرند و تزئین های الحاقی که می توان پساز ساختن بنا آنها را به نما افزود به وجود می آیند و ساختن بناهای تکراری، که به تعداد زیاد برپا می شوند، امری الزامی می شود.»   

6- رعایت اندازه و تناسب

مانند همه موجودات طبیعی که قدر و اندازه معین و متناسب دارند، معماری اسلامی ایران نیز بر اساس دستگاه تناسبات و با در نظر گرفتن اندازه های مشخص و متناسب طراحی شده است.این امر در روش طراحی یک بنا از زمان آغاز طرح و انتخاب محل حیاط و فضاهای اصلی، تا تعیین تناسبات و ارتفاع فضاها و تزئینات  آنها به چشم می خورد. همین رعایت اندازه و تناسب موجب شده است که معماری اسلامی ایران از استاندارد خاصی به نام پیمودن پیروی کند و توازن و زیبایی آن مرهون رعایت دستگاه های تناسباتی موزون (همچون نقاله 64 قسمتی، تناسبات طلایی و امثال آن) باشد.به این ترتیب، هر یک از فضاهای معماری اسلامی ایران دارای ابعاد و تناسبات خاص خود است و حتی بر همین اساس نام کذاری شده است، مثل اتاق سه دری، اتاق پنج دری، راهرو، یا انواع قوس ها، مثل قوس پنج و هفت و غیره. این تناسبات در نماها نیز رعایت شده و تکرار ریتم های خاص در نما را به ارمغان آورده است. رعایت اندازه ها و تناسبات موجب شده که معماری از کیفیتی بالا برخوردار گردد و صرفنظر از میزان توانایی و خلاقیت طراح آن، از حد استاندارد قابل قبول پاین تر نیابد. به عبارتی،صرفنظر از اینکه به دست معماری توانمند و خلاق با امکانات فراوان در شهری بزرگ ساخته شود، یا توسط معماری روستایی با بضاعت و مهارت اندک در روستایی دورافتاده، از زیبایی و توازن مطلوبی برخوردار باشد. 

7- قوام یافتگی

از دیگر ویژگی های معماری اسلامی ایران قوام یافتگی آن است. همچون بدن یک موجود زنده که اسکلت و گوشت و پوست آن با هم ترکیب شده و جدایی ناپذیرند، اسکلت و تزئینات بنای اسلامی ایرانی نیز در هم ادغام شده و تجزیه ناپذیرند.بزرگمهری در کتاب هندسه در معماری می گوید: «در معماری ایرانی زیبایی چیزی نیست جز توازن و تعادل اعضای متناسب بنا و به کارگرفتن تزئین هایی که از تن بنا مایه می گیرد و به شکلی منطقی عرضه می شود. به عبارتی، بنایی در خور تحسین است که ارتفاعاتش خوشایند دید شود و خطوط اصلی و لازمش تزئینی در خور دارا باشد. مثلاً در جاهایی که دیوار نباید حجم سنگینی داشته باشد، تاقچه ها در تناسباتی اصولی بهترین زیبایی و تزئین به شمار می رفتند. کلاف لازمه ایستایی بناست، باید دور تا دور بگردد، بنابراین معمار آن را نشان می دهد که یا به صورت دوال است یا قطار و هر دو در جای خود نمونه های خوب از تزئین ایرانی است. پوشش از لحاظ ارتفاع باید روی پیمون یا مدول باشد. در ساختمان های عمومی و وسیع، که ارتفاع به اجبار بالا می رود، فضا از داخل زیبا نیست چون مقیاسی انسانی و مردم وار ندارد.پس باید از داخل، سقف متناسب دیگری هماهنگ با ارتفاع دیوار اجرا کرد که کاربندی منطقی ترین راه حل است. بنابراین، به تناسب کاربرد و خصوصیات بنا، کاربندی را با مصالح مختلف اجرا می کنند که هماهنگی لامز را با سایر قسمت ها داشته باشد و تزئین و زیبایی مورد قبول ایرانی را ارائه دهد.»

از طرف دیگر، قسمت باربر یک سقف گنبدی با کاربندی زیر آن یا دهانه یک بازشو یا ارسی با مشبک گره سازی شده آن، چنان ترکیب و ادغام شده است که نمی توان جدایی آن دو را از یکدیگر متصور شد یا حتی آن را ذره ای جا به جا کرد. آنچه چنین ترکیب منسجمی در معماری اسلامی ایران را امکان پذیر کرده است، تبعیت کلیه احجام، اشکال و تزئینات از قوانین هندسی است. به عبارتی، پیروی از مقررات مربوط به اشکال هندسی در طراحی اصل بنا و تزئیناتی مثل کاربندی گره سازی و نقوش اسلیمی موجب شده است که طرح و بنا و تزئینات آن ماهیتاً از یک جنس شوند  با بهره گیری قانونمندی هندسی، از حالت دلبخواهی و فردی هنرمند خارج شده و چون تار و پود یک پارچه در هم تنیده تفکیک ناپذیر شوند.صارمی و همکار او در این باره می گویند: «آنچه با آن روبه روییم جزء کمال یافته و کمال یافته است. چنین کمال یافتگی در خود و در حال جزء یک منظومه کامل دیگر بودن، از ارکان اساسی تمام هنرهای ایران است.»

8- ترجیح و مرجحات

در معماری اسلامی ایران به تقلید از طبیعت و موجودات زنده، ترجیح و مرجحات در نظر گرفته  می شود. یعنی در مواقع اضطراری اجزاء کم اهمیت به نفع اجزائ اصلی می شوند. مثلاً هندسه کامل برای فضاهای اصلی مثل تالار، گنبد خانه و غیره یک اصل بوده و ناقصی های زیر به هیچ قیمتی نباید به هندسه این فضاها لطمه وارد کند در این میان، به دلیل شرایط موجود، ممکن است صدمه فضاهای فرعی یا ضخامت دیوارها هستند. به عبارت دیگر در جایی که به دلیل ناقصی زمین یا چرخش محور ناچار قسمتی از فضا ناقص خواهد شد، این ناقص شدن ضخامت دیوار یا فضاهایی مثل انبار و پستو حل می شود. این فضاها پیشمرگ فضاهای اصلی بنا می گردند. به این دلیل است که با وجود زمین های کج و معوج ناشی بافت طبیعی و غیر شطرنجی شهرهای سنتی، هرگز حیاط ایوانی، هندسه ناقص نداشته و در اوج نظم هندسی در پناه حفط هندسه خالص، شخصیت و هویت حفظ و به بیننده القا می کنند.

9- قناعت

در معماری اسلامی ایران به پیروی از طبیعت و خلقت، مصالح و مواد با رعایت اصل قناعت به کار رفته اند و از حداکثر کارایی و توان آنها بهره گیری شده است.به طور نمونه، در کاربرد خشت و گچ، با شناخت کامل این مواد و خواص آنها، از هر یک متناسب با ویژگی ها و خصوصیات آنها در اوج کمال استفاده شده است که رعایت این اصل امکانات بسیاری در اختیار معمار مسلمان قرار داده است. مثلاً  در کاربرد خشت به ساخت انواع گنبد و طاق دست یافته؛ در کاربرد آجر به هنر آجرکاری و انواع ترکیبات و نقوش کاشیکاری؛ در استفاده از گچ به عنوان هنرهای گچبری و مقرنس؛ در کاربرد آینه به هنر آینه کاری و در کاربرد چوب به انواع هنرهای مشبک سازی، خاتم کاری، منبت و معرق چوبی دست یافته است. در استفاده از آب به انواع روش های بهره گیری از آب قنات، حوض، فواره و آبشار دست یافته که با به کارگیری مناسب آن در معماری، باغ ها و کوشک های رویایی و دل انگیزی حتی در دل کویر ساخته است. باغ فین کاشان نمونه بسیار عالی بهره گیری از حرکت و چرخش آب در ایجاد فضاهای پر تحرک و شاد است، که در ترکیب با درخت و سبزه و گل نمادی از بهشت برین را تداعی می کند.

10- وابستگی به طبیعت

همچون هر موجود طبیعی که در محیط زیست خود زندگی می کند و به آن وابسته است، معماری اسلامی ایران در بستر طبیعی خود و هماهنگ و وابسته به آن شکل گرفته است. مصالح و مواد سازنده آن از دامن طبیعت محیط زیستش به دست آمده، در مناطق کوهستانی از سنگ، در مناطق جنگلی از چوب و در مناطق خشک از خاک ساخته شده است.طرح و نقشه آن به گونه ای است که با اقلیم محل بیشترین سازگاری را دارد و کمترین تحمیل و تخریب را چه برای محیط زیست و چه برای خود بنا به وجود می آورد. به این ترتیب، هم در مصرف انرژی فسیلی گرماساز و سرماساز صرفه جویی می کند و هم بیشترین بهره را از انرژی های طبیعی برده است. در این مورد، خلاقیت طرح سازنده بنا، زیباترین و کارآمدترین عناصر معماری را در اوج کمال خود ابداع کرده است. خیشخانه، یادگیر و چهار صفه برای استفاده از جریان باد و تهویه طبیعی، زیر زمین، سرداب و گودال باغچه برای استفاده از خنکی و رطوبت زمین، زمستان نشین و تابستان نشین برای بهره مندی از مناسب ترین قسمت خانه در هر فصل، ایوان و صفه برای استفاده از هوای آزاد در پناه سایه مناسب، پنجره های ارسی مشبک با شیشه رنگی برای کنترل نور و ادغام سه دری و پنج دری برای بهره گیری هر چه بیشتر از طبیعت و فضای سبز حیاط.

برای تهیه آب آشامیدنی مناسب، خصوصاً در مناطق خشک، موفق به ابداع بناهایی چون یخچال و آب انبار شده است که با بهره گیری از دانش همسازی با اقلیم، آب خنک و گوارای ساکنان را در طول سال تأمین می کرده است. در طراحی حمام با رعایت سلسله مراتب فضای خشک و تر در سربینه، گرماخانه و خزینه، موفق به ابداع روش هایی شده که در عین صرفه جویی در مصرف انرژی، شرایط حفظ سلامتی استفاده کننده را نیز مهیا کرده است.

ابداعات به طرح تک بنا محدود نشده، بلکه در مکان یابی زیستگاه، نحوه جهت گیری و همسایگی بناها در کنار یکدیگر، معابر و میدان ها و سایر فضاهای عمومی روباز نیز به اصول و ضوابطی در جهت همسازی با اقلیم و محیط زیست دست یافته است. رعایت مجموعه این اصول به معماری بومی هر منطقه شکل و هویت ویژه ای بخشیده که در پناه آن می توان اصول را برای هر یک از پهنه های اقلیمی ایران رمزگشایی کرد و درسهای ارزشمندی برای همساز کردن معماری معاصر با اقلیم محل آموخت.       

 

+ نوشته شده در  90/09/01ساعت 19:26  توسط deadgirl  | 

معیارهای طراحی خانه، برخاسته از شیوه زندگی

اگر خواهان تغییر موثر و سازنده در شیوه طراحی و ساخت و سزهای مسکونی معاصر هستیم، بازنگری رابطه متقابل سازمان فضایی و شیوه زندگی امری گریزناپذیر است.

در حالت حداقل، برای انجام هر فعالیت، چگونگی سازمان یابی فضا و جزء فضاها، تسهیل کننده، تشویق کننده یا مخل انجام آن فعالیت به حساب می آید.

نظام طراحی جزء فضاها می تواند به جای تجزیه شدن به همگرا شدن فعالیت های موجود در شیوه زندگی نظر داشته باشد و در این مسیر به سازماندهی فضا بپردازد، در غیر اینصورت همانند گرایش هایی که در نیم قرن اخیر به وقوع پیوسته سازمان دهی فضا را به سمت تجزیه جزء فضاها یا استقلال مجزای جزء فضاها هدایت کرده و به واگرایی فعالیت های درون شیوه زندگی منجر می شود.

زندگی در وجه عینی آن، ترکیبی از بی شمار فعالیت های متنوع است که انسان ها، در طیف متنوعی از فردی، دو نفره و چند نفره به آنها می پردازند و برای انجام این فعالیت ها اشیا گوناگونی را نیز به کار می گیرند و در وجه ذهنی، مجموعه ای از معناها، اعتقادات، اندیشه ها، حالات و عواطف را در بر می گیرد.

طراحی بر اساس همگرایی شیوه زندگی، به معنای در نظر گرفتن تمامی ابعاد برشمرده می باشد. خانه می باید امکان تحقق طیف متنوع فعالتی ها و انواع حضور انسان ها از خلوت تا جمع را داشته باشد؛ رابطه انسان و اشیا را سازمان داده و نظام بخشد و همچنین امکان تجربه های گوناگون احساسی و عاطفی نیز، از طریق تجربه فضایی در آنها تشویق شود.

به این ترتیب، در خانه های معاصر می باید حداقل قلمروهای فضایی زیر برای سازماندهی فضایی خانه در نظر گرفته شوند:

قلمرو عمومی: شامل بودن با دیگران (میهمانان و مراجعین) و خانواده. این قلمرو نیازمند فضا یا فضاهایی با حداکثر امکان بسط و ترکیب است؛

قلمرو نیمه عمومی: عرصه مشترک تمامی اعضای خانواده. این فضا با رعایت حداقل حریم نسبت به سایر جزء فضاها، امکان بسط فضایی نیز می باید برخوردار باشد؛

قلمرو نیمه خصوصی: شامل حضور یک، یا دو تا سه نفر از اعضای خانواده. این قلمرو، فضاهایی با رعایت حریم بیشتر و امکان بسط کمتر با سایر فضاها است و عرصه خاص را برای اعضای خانواده فراهم می کند؛

قلمرو خصوصی: این قلمرو، فضایی برای خلوت تک نفره اعضای خانواده را فراهم می کند. فضاییست که از تمام جوانب حریم ها را رعایت کرده و بیشترین امکان تحقق «درون» در این فضا میسر است؛

دستیابی به قلمروهای عمومی، ضرورت بسط یافتن و تجمیع جزء فضاها را ایجاب می کند و تحقق قلمروهای خصوصی و کاملا خصوصی، استقلال جزء فضاها را طلب می کند.

از سویی دیگر در فضاهای خانه، می باید امکان تحقق انواع فعالیت ها وجود داشته باشد و بنا بر این جزء فضاها باید از انعطاف پذیری کافی و فضای مناسب مکث برخوردار باشند.

هشیاری نسبت به ثابت بودن زیربنا یا طیف نسبتاً محدود بزرگ و کوچکی خانه و واحد مسکونی، معما را وادار به بررسی و انتخاب نظام طراحی می کند. پژوهش در سازمان یابی خانه های تاریخی نشان داد که نظام طراحی موجود در این خانه ها، برای هر جزء فضای تعریف شده ضمن حفظ استقلال می بایست شیوه های ترکیب آن را نیز با سایر جزء فضاها در نظر گیرد و به کارگیری این شیوه از تعریف و ترکیب فضا به موازات رعایت فضاهای بیانابینی (حریم)، امکان تحقق قلمروهای گوناگون و انعطاف پذیری فضا برای انجام فعالیت های گوناگون را افزایش می دهد.

دستیابی به این ویژگی در خانه های معاصر، مستلزم اتخاذ شیوه طراحی همگراست یعنی گروهی طراحی کردن جزء فضاها و نه طراحی مجزای آنها. اینکه کدام جزء فضا، چگونه و تا اندازه قابلیت بسط داشته باشد، نیازمند تنظیم سازمان فضایی خانه، مشخص کردن جایگاه قلمروهای گوناگون از خصوصی و عمومی در آن و همچنین طراحی گروهی جزء فضاها در سازمان فضایی خانه است.

نظام طراحی موجود که محصولش ایجاد جزء فضاهای مجزا و واگرا است، به سختی می تواند همزمانی و هم مکانی تحقق فعالیت های گوناگون را در خود تسهیل و ترغیب کند. به منظور طراحی همگرای جزء فضاها، معمار می باید، مجموعه جزء فضاهایی را که می توانند فعالیت های مشترک را در خود جای دهند، مد نظر قرار داده و این گروه فضاها را با یکدیگر به عنوان یک واحد فضایی همگرا برگزیند. به عنوان مثال، ترکیب اتاق های خواب با یکدیگر می توانند قلمرو نیمه خصوصی خانه را ایجاد کند. یعنی طراحی، به شیوه ای هر اتاق خواب مجزا را قادر سازد که در صورت نیاز با اتاق خواب مجاور ترکیب شود و شرایط بهره وری از یک فضای بزرگتر، در صورت نیاز خانواده فراهم باشد و یا ترکیب نشیمن خصوصی و آشپزخانه، ترکیب نشیمن خصوصی، فضای پذیرایی و آشپزخانه و گروه های ترکیبی دیگر می توانند فضاهای متنوع تر و تواناتری را برای تحقق قلمرو عمومی خانواده تعریف کنند.

علاوه بر این، می باید مد نظر داشت که فضا به غیر از آنکه برای فعالیت و حضور افراد مورد استفاده قرار می گیرد، می بایست به منظور تنظیم رابطه اشیا و زندگی، موارد دیگری همچون انبار کردن و نگهداری اشیا را نیز پذیرا باشد. از این رو، در نظر گرفتن فضاهای تدارکاتی در طراحی هر جزء فضا متناسب با وع فعالیت های مرتبط با آن، بخشی از سازمان یابی فضایی همگرای آن جزء فضا باید باشد.

چنانچه موارد فوق رعایت شود، با توجه به پذیرا بودن چندین عملکرد در یک فضای واحد و تعریف بسط یافته قلمروهای عمومی و خصوصی، امکان افزایش بهره وری متنوع از فضای محدود مهیا شده و بدون افزایش زیربنا می توان به کیفیت بالاتری از سکونت دست یافت.

توانمند سازی فضا

بخشی از دانش معماری، دانستن درباره شیوه هائیست که در صورت به کارگیری آنها، فضا از میان ترکیب سازه و مصالح بنایی، سلامت، کارا و پرتوان سازمان می یابد و از درجه تأثیرگذاری بیشتری برخوردار می شود.

محتوای عبارت «طراحی معماری» در نظام آموزشی معاصر، برای نقش طراح به عنوان فاعل معماری (معمار)، آنقدر اختیار و آزادی قائل شده که بتواند فارغ از دانش گذشته به طراحی بپردازد، اما عبارت توانمند سازی فضا، به دانشی اشاره دارد که با تکیه بر آن، فاعلان معماری موظف می شوند خلاقیت خود را در چارچوبی آزمون شده محقق کنند.

توامند سازی فضا عبارتست از شیوه هایی که در اثر به کار گیری آنها، فضا نه تنها در میان انبوه مواد و مصالح گم نمی شود، بلکه پذیرایی از فعالیت های گوناگون را بهینه و تسهیل کرده و با حالت های مشخص که در اثر به کار بستن آن شیوه ها در فضا ایجاد می شود، ساکنان و عابران را تحت تأثیر قرار می دهد.

سازمان دهی فضا بر اساس دان توانمند سازی فضا از میان هر گونه مصالح پایه ریزی شده است. این دانش، پایه سازمان دهی فضا را به منظور تقویم، تنظیم و تأثیر گذاری فضاها فراهم می کند و هر معمار، با تکیه بر نوع شناخت و توان خلاق خود می تواند این شیوه ها را تفسیر کرده و روایت خود را از آنها ارائه دهد و تا آنجا که از دست، ذهن و توانش بر می آید، فضا را هر چه آگاهانه تر و تأثیر گذارتر طراحی کند.

شبکه سه بعدی فضا

فرایند سازمان دهی فضای خانه با در نظر گرفتن یک شبکه فضایی بیرون از خواست معمار و صاحب کار آغاز می شود و حاصل جهات و محورها در سه مقیاس کلان، میانی (عوامل بیرونی بلافصل) و مقیاس خرد (محورها و جهات درون سازمان فضایی) است.

برای ایجاد هر بنا باید این شبکه را برای هدایت کلبه جزء فضاها از بالاترین لایه ها تا پایین ترین لایه های فضایی مستقر در سراسر محدوده ملکی زمین در نظر گرفت. شبکه فضایی هر خانه به همراه شبکه فضایی خانه های پیرامون از مفصل بندی شبکه ای بزرگتر، گسترده بر فضای شهر پیروی می کنند.

«شبکه فضایی هدایت گر» اندازه و مقیاس جزء فضاها را نیز مشخص می کند. روند کوچکتر شدن جزء فضاها و مقبولیت بهتر فروش واحدهای مسکونی که علی رغم کوچکی زیربنا، تعداد اتاق بیشتری دارند، همچنان ادامه دارد. اگر در این روند، ضوابط و مقررات هدایتگر، جایگزین وضع موجود نشوند و شهرداری چاره ای نیندیشد، مشکل بتوان از ادامه عواقب آن جلوگیری نمود. چنانچه شبکه فضایی، هدایت جزء فضاها را به عهده گیرد، خانه ها با فضاهای بیش از اندازه کوچک و خفه کننده ساخته نخواهند شد.

به منظور افزایش توان های کمی و کیفی، سازمان فضایی خانه می بایست سه گروه فضاهای باز، پوشیده و بسته را در نظر گیرد. هر فضا اعم از باز، بسته یا پوشیده بودن، می باید از توان تعریف، ترکیب و نمایش برخوردار باشد.

در مورد مجتمع های مسکونی در نظر گرفتن فضای باز مشاع در سازمان فضایی طرح الزامی است. به علاوه، به طور جداگانه هر واحد مسکونی می بایست حداقل از یک فضای مؤثر پوشیده یا باز برخوردار باشد. ضرر مادی و معنوی بی توجهی به حضور فضاهای باز و  پوشیده در سازمان فضایی خانه ها و مجتمع ها، اکنون در رفتار خشن و بی توجه همشهری ها و مصرف بسیار بالای انرژی در خانه ها ظاهر شده است.

اگر تعریف فضا و جزء فضا را منوط به معلوم بودن جداره های در برگیرنده آن فضا بدانیم، در این صورت تعریف فضا وابسته به چگونگی طراحی سه عنصر کف، دیوار و سقف است.هر فضا برای اینکه به درجه ای از تعریف شدگی دست یابد، می بایست جداره های بالایی، پایینی و پیرامونی اش بطور مشخص طراحی شود.

فضای درون احجام هندسی مانند کره، مخروط و مکعب تعریف شده ترین فضای مورد شناسایی دانش معماری محسوب می شوند. فضای زیر یک درخت پر شاخ و برگ نیز فضایی است مطبوع، اما نسبت به فضاهای درون یک مکعب از تعریف شدگی کمتری برخوردار است.

استقرار یک تخت در پهنای کویر، فضای بالای تخت را نسبت به فضای موجود در کویر متمایز می کند. و اگر پیرامون تخت میله هایی قرار داده شوند، فضای روئین تخت در میانه کویر تعیین می شود تا جایی که بتوانیم با هر گونه مصالحی، سقفی بر میله های پیرامون تخت قرار دهیم. اکنون در میانه کویر فضایی تعریف شده وجود دارد که قابل شناسایی از دور، و پذیرای حضور از نزدیک می باشد.

در خانه های معاصر به موازات کم ارزش شدن نقش حیاط، حیاط خلوت، بام و بالکن، فضاهای باز دیگری همچون نورگیرها و پاسوها بوجود آمده اند که به مثابه یک فضای باز مورد توجه و طراحی قرار نمی گیرند. فضاهای باز، شامل کلیه موارد نام برده شده، فضاهای رها شده نیستند. این فضاها به عنوان فضاهای مکث و چشم انداز، کارآیی و اثر بخشی داشته و می بایست در انتخاب ارتفاع متناسب بدنه های آنها کمال دقت را مبذول داشت. کوتاه در نظر گرفتن این بدنه ها، منجر به کم اثر شدن فضا و از دست رفتن کیفیت فضایی می شود و بلندی بیش از اندازه آنها نیز احساس خفگی ایجاد می کند. از آنجا که بدنه ها نقش تعیین کننده ای در تعریف فضای باز بر عهده دارند، می بایست به طور همزمان، بافت، رنگ، نوع، ترکیب مصالح و دورویه بودن بدنه ها در نظر گرفته و طراحی شوند.

ضرورت وجودی فضاهای سرپوشیده در سازمان فضایی عبارتست از ایجاد حریم و مفصل میان فضاهای باز و بسته و ایجاد مکث توأم با چشم انداز. به علاوه فضاهای بسته به کارایی اتاق ها بیفزایند. با قبول این ویژگی ها، ضروریست به منظور بازیابی بسته به کارایی اتاق های سرپوشیده در سازمان فضایی خانه های معاصر، به موقعیت مکانی و امکان افزایش این نوع فضاها بیشتر توجه شود.

در طراحی هر فضای سرپوشیده دو عنصر سقف و کف نقش عمده تری دارند و نقش دیوار به منظور فراهم کردن امکانات ترکیب و چشم اندار بسیار کاهش می یابد. بازگردانیدن فضاهای سرپوشیده به سازمان فضایی خانه های معاصر، اقدامی ضروری است.

شرط تحقق فضای سرپوشیده در قدم اول، ارزش قائل شدن برای قیمت این فضاها، همطراز با فضاهای بسته است و در قدم دوم، می باید حضور این فضاها را در هر خانه از طریق تدوین و تصویب ضوابط و مقررات اجباری کرد.           

در شرایط فعلی که فرایند طراحی خانه، در نظر گرفتن فضاهای سرپوشیده را از دستور کار طراحی خانه بیرون گذاشته و آن خانه ها که از ایوان یا بالکنی مختصر و ناقص برخوردار بوده اند، با پوشانیدن یا دیوار کشیدن به دور آن، این فضا را به انباری تبدیل کرده اند. می بایست ضمن اجباری کردن استقرار فضاهای سرپوشیده مانند بالکن و ایوان، طراحی آنها را به نحوی در نظر گرفت که امکان استفاده از این فضاها در شرایط وجود اشراف، از طریق طراحی شیوه های افزایش درجه پوشیدگی فراهم باشد.

در طراحی فضاهای بسته، از آنجا که دیوار تعریف کننده فضای بسته، از بیرون نقش تعریف فضاهای باز و پوشیده را بر عهده دارد. توجه به دو رویه بودن این دیوارها ضروری است. همچنین به هنگام طراحی فضاهای بسته، می بایست به طور همزمان در درون شبکه فضایی خانه، رابطه انها با فضاهای باز و پوشیده معلوم باشد.

در قسمت های عمومی و فضاهای اجتماعی خانه، سقف فضاهای بسته می بایست از ارتفاع بلندتر برخوردار باشد و قابلیت بسط با جزء فضاهایی که می توانند با این شرایط ارتفاعی ترکیب شوند، برای آنها در نظر گرفته شود.

ترکیب فضا

در شکل گیری سازمان فضایی خانه، هر جزء فضا تعریف می شود تا بتواند ترکیب شود. فضا از طریق تعریف شدن موجودیت مشخص پیدا می کند و از طریق ترکیب شدن به درجه های بالاتری از توانایی دست می یابد. بسته به انتخاب طراح و ملزومات طرح، هر «جزء فضا» می تواند از جهات ششگانه بسط یابد و با فضاهای همجوار ترکیب شود.

جزء فضاهای واقع در شش جهت یک جزء فضا واقع در درون شبکه فضایی خانه، در تعریف جزء فضای میانی، همان نقشی را ایفا می کنند که سقف، کف و دیوار برای تعریف یک جزء فضا بر عهده دارند. لذا آنها تکه فضاهای جدا جدا نیستند، یک کل تقسیم شده هستند که توسط سقف، کف، دیوار، راهرو و سایر فضاهای بینابینی- حریم ها- از استقلال نسبی برخوردار شده اند. بدین ترتیب، هر جزء فضا در تعریف جزء فضاهای پیرامونی خود نقش ایفا می کنند. جزء فضاها باید به نحوی ترکیب شوند که توان ادغام سازمان فضایی افزایش یابد.

ترکیب جزء فضاهای باز و بسته (مانند حیاط و اتاق) از طریق سرپوشیده و دیوار انعطاف پذیر؛

ترکیب فضاهای بسته و بسته (مانند دو اتاق همجوار) از طریق راهرو و دیوار انعطاف پذیر؛

ترکیب فضاهای باز و پوشیده همانند ایوان و «چشم انداز». به وسیله قاب های تعریف شده؛

ترکیب فضاهای پوشیده و بسته (مانند اتاق و ایوان) به وسیله دیوار انعطاف پذیر؛

ترکیب فضاهای باز با یکدیگر (مانند حیاط و معبر) از طریق دیوار انعطاف پذیر، قاب تعریف شده، فضای سرپوشیده و سردر؛

ترکیب فضاهای پوشیده با یکدیگر (فضای پیلوتی چند مجتمع همجوار) به وسیله قاب های تعریف شده و دیوار انعطاف پذیر.

نمایش فضا

هر فضا بر اساس شیوه های تعریف از توان استقلال و بر اساس شیوه های ترکیب از قابلیت ادغام برخوردار می شود. این دو شیوه موقعیت فضا را در عین تثبیت، پویا می کنند. هر فضا به موازات برخورداری از این دو شیوه توانمندسازی، با برخورداری از شیوه های نمایش فضا، ضمن تحکیم ثبات و پویایی، به ساحت فضای غنی شده ارتقاء می یابد.

کف

طراحی کف در هر جزء فضا اعم از اینکه باز، پوشیده یا بسته باشد، منجر به تقویت توان تعریف، ترکیب و تشخیص فضا می شود. طراحی کف  با انواع فعالیت های مکث و عبور، توقف-گذار، قلمروهای عمومی- خصوصی و احساس های تداوم و پیوستگی سر و کار دارد؛

از طریق پیوستگی و امتداد کف ها می توان اتصال و مفصل بندی جزء فضاها را تقویت نمود.

تنوع فضایی از طریق اختلاف ارتفاعی کف ها و تشخیص فضایی از طریق نمایش و ترکیب ویژگی های بافت ها، رنگ ها و جنس مصالح در کف، قابل حصول است.

دیوار

برای استفاده از توان دیوارها می باید در مورد هر گونه فضای باز، بسته و پوشیده، دیوار را بر اساس خصلت دو رویه، با قابلیت تعریف و ترکیب کنندگی آن طراحی نمود.

توان نهفته در عناصر پوششی، آنست که هم به عنوان بدنه تعریف کننده و هم به عنوان عنصر اتصال دهنده فضاها قابل طراحی هستند. دیوارها، خود در حد فاصل یک قاب عمودی تو خالی تا یک بدنه پر، قابل طراحی هستند. در این حد فاصل، شرایط تعریف و اتصال فضاها پدیدار می شود. اتصال، تداوم و تسلسل فضاها از طریق تعبیه درگاه، در، پنجره و یا قاب های کوچکتر در درون دیوارها، در ایجاد بسط فضایی، بسط چشم اندازی و بسط نوری کاملاً موثر است.

چگونگی اتصال دیوارها با کف ها و سقف ها با دقت و خلاقیت می باید مورد امعان نظر و طراحی قرار گیرند.

هنگامی که طراحی، اتصال سقف به دیوار را از حالت دو صفحه عمود بر هم خارج می کند و از انواع امکانات اتصال و برقراری ارتباط دیوار با سقف بهره می برد، باعث می شو د که فضای محاط شده در درون دیوار و سقف تأثیر گذارتر شود. وابسته به ویژگی طرح اتصال، کیفیت و نمایش فضا متفاوت خواهد بود. در مورد اتصال کف به دیوار ننیز هنگامیکه این اتصال از حالت معمولی دو صفحه عمود بر هم خارج  و نمایش های دیگر می یابد، حالت و کیفیت فضا را تحت تأثیر قرار می دهد. در وضع موجود سه عنصر تعریف کننده فضا (دیوار،کف و سقف)، به صورت مجزا طراحی و ساخته می شوند. چنین وضعیتی ناشی از شیوه های ساخت متعارف و پذیرش اجتماعی آنها است. حال آن که امکان طراحی یکپارچه و یگانه این سه عنصر نیز وجود دارد. چگونگی پیوستن این سه عنصر به یکدیگر در یک طیف حدافاصل مکعب تا پیوستگی کامل و ایجاد یک فضای کروی امکان پذیر است.

سقف

سقف برحسب اندازه و مقیاس و محل استقرار نسبت به قلمروهای عمومی و خصوصی نقش های متفاوت بر عهده دارد. ضروریست ارتفاع سقف در فضاهای مختلف تنوع داشته باشد و بدین منظور در شرایط استقرار واحدهای مسکونی بر روی یکدیگر، استفاده از راه حل های طراحی سقف قلمرو عمومی خانه ها، با امکان گنجانیدن دو جزء فضا در ارتفاع یک فضا توصیه می شود.

برای استفاده از توان سقف ها، طراحی می باید بر خصلت دو رویه آنها یعنی بام/سقف تکیه کند. هر سقفی که رویه بیرونی آن به بام تبدیل می شود، می باید در تعریف فضای بام، مشارکت کند. به علاوه می باید تعریف خط آسمان نیز در طراحی توأمان سقف/ بام و همچنین فضای مستقل طراحی شده برای تأسیسات حرارتی و برودتی در نؤ گرفته شود. بخشی از طراحی سقف/ بام به چگونگی اتصال آن با دیوار پیرامون بنا وابسته است.

در

در، فقط یک سطح عمودی نیست. تقلیل در به یک سطح عمودی باعث کاهش کارایی فضا می شود. در می بایست از سطح به حجم تبدیل شود.

در ایجاد حجم، رعایت حریم های مورد نیاز فعالیت های ورود و خروج و مشایعت ضروری است. احترام قائل شدن برای فعالیت های ورود و خروج در خانه های معاصر جایگزین کردن الگوی «در-سطح» به الگوی «در-فضا» می باشد.

طراحی فضا برای در می تواند در ایجاد تسلسل فضایی میان بیرونی و درون خانه در جهت تفکیک قلمروهای عمومی تر و خصوصی تر موثر واقع شود.

در ترکیب دیوار با قامت هر در، در نظر گرفتن حریم پیرامونی ضروریست. زیرا که هم از بیرون و هم از درون، اطراف در می تواند از نقطه نظر طراحی مورد استفاده قرار گیرد.

می باید نقش تعریف کننده در، در هر فضا و توان ترکیب کننده آن به هنگام طراحی در نظر گرفته شود. برای طراحی هر در، می بایست معیار گذار از یک فضا به فضای دیگر و اتصال یافتن دو فضا مورد نظر قرار گیرد.

می بایست بین دیوارهای مستقر در اطراف یک فضا و درهای مستقر در آن دیوارها، کلیه حریم های رفت و آمد مرتبط با درها محاسبه شده و در طراحی انعکاس فضایی پیدا کنند. به علاوه شیوه استقرار درها در دیوارها نیز خود می باید در طراحی در نظر گرفته شود.

اتود

در این قسمت به اتود چند جزء فضا در یک خانه معاصر با بکارگیری معیارهای ارائه شده برای طراحی آنها می پردازیم. فرض بر آن است که در درون یک قطعه زمین در درون محدوده قانونی شهرهای کشور یک مجتمع مسکونی سه یا چهار طبقه ساخته شود.

در طبقه اول فضایی برای طراحی در اختیار است که دو طرف آن از شرق و غرب، به خانه ای همجوار محدود است و از دو طرف شمال و جنوب امکان نور و منظره وجود دارد. قرار است طبقه همکف به فضای پیلوتی اختصاص داده شود. در این قسمت به مطالعه فضاهای مورد نیاز در خانه فوق کی پردازیم:

ورودی

در به عنوان مهمترین عنصر تشکیل دهنده فضای ورودی می بایست از بیرون و داخل دارای فضایی مستقل و متشخص برای فعالیت های ورود و خروج باشد و این فضا نباید توسط هیچ فضای دیگری مانند پاگرد، پله، پاشنه سایر درها و دیگر محورهای عبوری مخدوش شود.

در طراحی فضای ورودی دقت شود بسط چشم اندازی این فضا به تمامی درون خانه اشراف نداشته باشد.

در اینجا، برای ورود از طبقه همکف به طبقه اول مسکونی اتود انجام می شود. بررسی استقرار ورودی در کنار، کنج و میان برای طراحی یک یا دو واحد مسکونی موضوع مطالعه می باشد. انتخاب هر یک از محل های مذکور برای استقرار ورودی بر شیوه طراحی جهت انتخاب فضاهای عبوری – راهروها- و توزیع فضاهای مکث تأثیر می گذارد.

در اتود شماره 1: ورودی در میان ضلع شمالی قرار می گیرد و بر اساس خواست کارفرما، فضاهای داخلی به سه اتاق خواب و سالن های پذیرایی و نهارخوری اختصاص می یابد. محور ارتباطی پس از ورود، سازمان فضایی خانه را به دو قلمرو عمومی (شرق) و قلمرو خصوصی (غرب) تقسیم می کند. با وجود آنکه چشم انداز پس از ورود تا انتهای عمق خانه را باز گذاشته، ولی امکان دید به درون فضاهای زندگی وجود ندارد.

در اتود شماره 2: استقرار ورودی در گوشه ضلع شمالی قرار گرفته و محور ارتباطی عمود بر راستای ورودی می باشد. قلمروهای خصوصی در قسمت جنوب و قلمروهای عمومی در قسمت شمال طراحی شده اند.

در اتود شماره 3: ورودی همچنان در گوشه ضلع شمالی قرار دارد. فضای نورگیر در مرکز خانه قرار دارد و محور ارتباطی در پیرامون فضای نورگیر دسترسی به فضاهای عمومی و خصوصی را امکان پذیر کرده است.

در اتود شماره4: ورودی در مرکز قسمت بسته مستقر شده و مسیر ارتباطی پیرامون فضای ورودی قرار دارد. با توجه به جهت ورود و مسیر دسترسی به جزء فضاهای درون خانه در پیرامون ورودی، جزء فضاهای خانه به تدریج آشکار می شوند.

در اتود شماره5 : ورودی در مرکز قسمت بسته قرار دارد و خانه دارای دو طبقه می باشد.

در طبقه پایین، فضاهای عمومی و در طبقه دوم، فضاهای خصوصی جای گرفته اند. دیوار روبه رویی در ورودی مانع اشراف به فضاهای داخلی در بدو ورود می شود. محور ارتباطی در فاصله ای نزدیک به پله داخلی به طبقه بالا و فضای عمومی قرار گرفته است.

در اتود شماره 6 : ورودی میان ضلع غربی قرار گرفته است. این بار در محور روبروی ورودی، استقرار فضاهای آشپزخانه و نورگیر، سازمان فضایی خانه را به دو قسمت عمومی و خصوصی تقسیم کرده است. محورهای ارتباطی در پیرامون ورودی و در امتدا آن در دو مسیر متفاوت یکی به سمت اتاق های خواب و دیگر به سمت پذیرایی و نهار خوری شکل گرفته است. به این ترتیب، در بدو ورود، چشم اندازی به فضاهای داخلی وجود ندارد.

پله

در طراحی پله به عنوان فضای عمومی ساختمان توصیه می شود به وسیله تعریف مجدد حریم های مورد نیاز و انواع بسط های فضایی، چشم اندازی و نوری، وضعیت آن از جعبه پله (Stair Box) به فضای له ارتقا یابد.

در تعریف فضای پاگرد به عنوان فضایی برای مکث، می بایست فضایی مستقل از فضای عبوری در نظر گرفته شود، این فضا می بایست دارای بسط فضایی، چشم اندازی و نوری باشد. برای زنده کردن پله و تبدیل آن به فضای متحرک و مطبوع، آن بخش از پله که اتصال دو سطح مختلف ارتفاعی را باعث می شود نیز، می باید از بسط چشم اندازی و نوری بهره برد. در این راستا می باید جداره های تعریف کننده پله از سطوح بسته و یکدست به سمت قاب های باز تغییر شکل دهند. در طراحی پله می توان بر ترکیب فضای پاسیو و نورگیر ساختمان و فضای پله متمرکز شد. این امر باعث گشایش فضایی پله و صرفه جویی در فضا می شود. پاگرد پله نباید به وسیله حریم های فضایی درهای ورودی به خانه ها مخدوش شود.

در اتود شماره 1: یک مسیر پله در جوار مسیر متداول رفت و برگشت، به عنوان پشتیبان به فضای پله اضافه می شود، در این حالت مسیر پله عبوری در روبروی ورودی هر خانه بسته می شود و این امر فضایی مناسب برای مکث در مقابل هر خانه ایجاد می کند.

در اتود شماره 2 : پلکان در مرکز و کنار قرار گرفته و فضای مناسبی برای عبور و مکث در طبقات ایجاد نموده است. در این مطالعه برای هر واحد مسکونی در یک طبقه، فضایی مخصوص ورود و خروج به حالت تو رفته پیش بینی شده است.

در اتود شماره 3: پلکان با چرخش 45 درجه ای خود باعث ایجاد فضایی مناسب مخصوص مکث و عبور در طبقات شده است. به این ترتیب، فضایی خالی در اطراف پلکان در مقابل هر ورودی بوجود می آید.

پاسیوها

با توجه به کاربرد پاسیوها در خانه های معاصر به عنوان نورگیر و در وضعیت بهتر به عنوان فضای گل و گیاه، توصیه می شود آنها به حیاط های کوچک واقع در میان خانه تبدیل شوند.

مناسب تر است در طبقه همکف از طریق ایجاد بسط فضایی و ترکیب با محورهای عبوری، این فضا را از حالت قفس و گل و گیاه خارج کرد و از نقطه نظر عملکردی ارتقا داد. به علاوه در صورت ادامه پاسیوها در طبقات بالاتر از همکف، اطراف آنها در سطح هر طبقه، عبوری کم عرض در نظر گرفته شود.

حیاط های فرعی

حیاط های فرعی یا حیاط خلوت یا حیاط عقبی را که در شرایط موجود تنها خانه های شمالی می توانند از وجود آن برخوردار باشند. می باید دقیقاً همچون یک حیاط کوچک تعریف نمود.

دیوارهای بلند این فضاها با برخورداری از طاق و طاقچه به عنوان بدنه، حوض و خانه های شمالی می توانند از وجود آن برخوردار باشند، می باید دقیقاً همچون یک حیاط کوچک تعریف نمود.

دیوارهای بلند این فضاها با برخورداری از طاق و طاقچه به عنوان بدنه، حوض و باغچه کوچک بر کف، می تواند آنها را از حالت انبارگونه به در آورد. افزایش امکان بهره وری از این فضا و تحقق تعداد بیشتری عملکرد در این حیاط ها ضروریست. در مجتمع های مسکونی به ازای هر پنج طبقه، یک حیاط مشاع در بام یا یک حیاط مشاع در طبقات توصیه می شود.

تراس و بالکن

به تراس و بالکن به عنوان فضاهایی مستقل و مفید، باید توجه بیشتری شود. تا آنجا که در شرایط موجود توصیه می شود حتی الامکان، برای تمامی جبهه های باز خانه ها، تراس و بالکن سرپوشیده در نظر گرفته شود. این فضاها می توانند به عنوان بسط فضاهای بسته مورد استفاده قرار گیرند و همچون حریم واقع در حد فاصل بیرون و درون نقش ایفا کنند.

حداقل تعریف شدگی برای این فضاها برخوردار شدن از پوشیدگی از سه جبهه غیر از کف می باشد. توصیه می شود که جبهه چهارم که مشرف به بیرون است به صورت قاب طراحی شود. چرا که:

1) درجه پوشیدگی فضای بالکن افزایش می یابد؛

2) امکان بهره برداری ساکنان افزایش می یابد؛

3) نفوذ آلودگی هوا و آلودگی نوری و صوتی کاهش می یابد؛

4) تبادل حرارت و برودت و همچنین چشم انداز بیرون قابل کنترل تر می شود؛

نمونه ای که در اینجا ارائه شده، برای تمامی جبهه های باز خانه، قابل استفاده می باشد. برای کاهش اشراف به این فضا می توان از دیوارهای مشبک استفاده کرد.

فضاهای درهم

فضاهای درهم بخشی از خانه های معاصر هستند که در بدو ورود  به تمامی آشکار می شوند و معرف سازمان فضایی خانه می باشند. الگوی متداول فضاهای درهم در خانه های معاصر ترکیبی از اجزاء فضاهای ورودی، عبوری ها، نشمین، نهار خوری و پذیرایی است.

فضاهای درهم در شرایط موجود می باید در هر قسمت از جزء فضاها از تعریف برخوردار شوند. در این صورت کلیت فضاهای درهم، از انسجام برخوردار خواهد شد. می باید از طریق ایجاد تمایز در سقف از نقطه نظر مصالح، نور و ارتفاع، تعریف شدگی جزء فضاهای درهم شده را افزایش داد. به علاوه با استفاده از عناصر پوششی سبک و جداره های نازک، مسیرهای عبور را تعریف، از تداخل با قلمرو فضای مکث ممانعت، و از آشفته شدن منظر داخلی فضاهای درهم به خاطر وجود تعدادی در (مربوط به اتاق های خواب، آشپزخانه و سرویس ها) جلوگیری کرد. چنانچه قسمت های مختلف فضاهای درهم به خوبی تعریف شوند، امکان تحقق همزمان عرصه های عمومی، مشترک و خصوصی در یک فضا فراهم خواهد شد و کیفیت فضاها افزایش خواهند یافت.

آشپزخانه

آشپزخانه در برخی گرایش های متأخر به گروه فضاهای درهم پیوسته است. در این گرایش ها، آشپزخانه از زمره فضاهای مجزا خارج شده است. اگر چه در نمونه های بررسی شده در این تحقیق کمتر به این مورد برخورد شد، با این وجود می باید توجه داشت که این گرایش به باز کردن یک جداره از آشپزخانه و ایجاد اشراف از پذیرایی – نهارخوری به داخل آن از دهه های 70 به بعد به ویژه در شهرهای بزرگ بیشتر شده است. بررسی ها نشان می دهند که شیوه زندگی معاصر و امکانات فنی، شرایط ادغام و ترکیب فضایی آشپزخانه را با فضاهای درهم فراهم کرده است. در این گرایش، معیار آنست که آشپزخانه به درستی تعریف شده باشد و در مکان مناسب مستقر شود و به شیوه ای مناسب از توان ترکیب برخوردار شود. هر چه توان پذیرش آشپزخانه برای عملکردهایی از قبیل نشستن جمع شدن یا کار کردن و مصالعه کردن، گفتگو کردن و خوردن بیشتر باشد، نقش آشپزخانه در سازمان فضایی مستحکم تر می شود.

اتاق های خواب

اتاق های خواب در خانه های معاصر خلوت اعضای خانواده را تأمین می کنند. با حفظ این ویژگی در شیوه های زندگی معاصر، فضاهای خواب می باید بر اساس مشخصات قلمروهای خصوصی و خیلی خصوصی طراحی شوند. یعنی می باید حداقل از سه جبهه دارای حریم باشند. از طرف دیگر با توجه به مجتمع شدن اتاق های خواب در ناحیه فضاهای مجزا، می باید امکانات بسط و ترکیب آنها را نیز در طراحی محفوظ داشت. چرا که شیوه های زندگی معاصر در ایران ایجاب می کند که گاه تمامی توان فضایی خانه برای برگزاری مراسم و جشن ها مورد استفاده قرار گیرد و یا به طور همزمان بتوان در درون خانه از عرصه دو قلمرو مختلف و مستقل فضایی استفاده نمود. به همین جهت، توصیه می شود که ضمن حفظ حریم برای اتاق های خواب بر حسب تعداد و نوع مجتمع شدن آنها، امکان بسط فضایی را در جبهه های مشترک فراهم نمود.

اتود شماره 1 : در این مطالعه چندین نحوه ترکیب اتاق های کنار هم به وسیله یک فضای میانی نشان داده شده است.

اتود شماره 2 : در این مطالعه نحوه ترکیب اتاق با اتاق های کناری و ایجاد بسط چشم اندازی و نوری در جبهه باز خانه نشان داده شده است.

سرویس های بهداشتی

در مورد سرویس های بهداشتی، برای خنه های معاصر ایران که در آنها امکان زندگی یک خانواده دو تا سه نفره وجود دارد، توصیه می شود از یکی کردن آنها خودداری شود . یک توالت – دستشویی جدا از حمام، برای زندگی یک خانواده در یک واحد مسکونی هر چقدر کوچک ضروریست. به علاوه توصیه می شود که استقلال فضایی توالت از دستشویی، مراعات شود. برای حمام ها نیز یک فضای تعریف شده حداقل، به عنوان سربینه توصیه می شود. باید سعی شود که حریم عملکردی اشیا در سرویس ها و ارتباط طبیعی فضای آنها با هوای آزاد حفظ شود.

بام

زنده کردن و بازگردانیدن فضای بام در خانه های معاصر امری ضروریست. بام ها به طور بالقوه از شرایط بسط فضایی، چشم اندازی و نوری برخوردارند. بام هر خانه می باید در زمینه نیازمندی های فضایی شیوه زندگی نقش ایفا کند. به این منظور به عنوان اولین اقدام می باید، فضای بام ها به عنوان یک فضای باز محفوظ تعریف شوند تا امکان نشستن، گفتگو کردن، خوردن و خوابیدن در آن ها فراهم شود و به تدریج شرایط حضور گل وگیاه و آب نیز در آن ایجاد شود. دو عنصر پوششی کف و دیوارها می باید برای بام نیز ملاک طراحی قرار گیرند. هنگامی که طبقه آخر به اتمام می رسد، بنا تمام نمی شود. بدنه ها می بایست ادامه یابند و بام را تعریف کنند. مصالح کف بام نیز می باید از توان استفاده بر حسب معیارهای شیوه زندگی برخوردار باشند.

حضور در بام، آگاهی عمومی را نسبت به آلودگی های منظر و هوا افزایش داده و شرایط را برای رهایی از این وضعیت در درون هر خانواده و برای مشارکت اعضای آنان فراهم می کند.        

+ نوشته شده در  90/09/01ساعت 19:25  توسط deadgirl  | 

سر لرد نورمن فاستر

نورمن فاستر در اول ماه ژوئن سال 1935 در شهر منچستر متولد شد. 1953 پس از اتمام دوره متوسطه،به صورت نیمه وقت و به عنوان منشی در تلار شهر منچستر شروع به کارکرد؛ سپس به خدمت سربازی رفت و در حین خدمت در نیروی هوایی، در زمینه مهندسی الکترونیک مهارت یافت و اطلاعاتی در مورد هواپیما کسب کرد که در نهایت،به دلیل علاقه به هواپیماهای گلایدر به یک خلبان ماهر تبدیل شد.

1955 پس از اتمام دوره دو ساله سربازی، در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به کار شد.

1956 با ثبت نام در دانشگاه معماری منچستر، به فراگیری دروس نسبتا سنتی ( در مقایسه با دروس و رویکرد های متفاوتی در انجمن معماران لندن و مدرسه معماری لیورپول) پرداخت. با این حال، در این سالها توانست مهارت های منحصر به فردی در زمینه فنون ترسیم و ارائه به دست آورد. 1959 در این سال یکی از ترسیم های او به عنوان یک کار درسی، موفق به دریافت مدال نقره ای RIBA شد.

1961 او در این سال دیپلم معماری و مجوز طراحی شهری خود را دریافت کرد. در همین زمان، مدال هی وود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وی اهدا شد. علاوه بر این با قبولی در بورسیه ی تحصیلی انجمن ساختمان سازان، به فلاوشیپ هنری نایل شد. پس از آن برای گذراندن دوره  دو ساله ی تخصصی در دانشگاه ییل به آمریکا رفت، وی در آنجا تحت تأثیر پل رادولف، سرج چرمایف و وین سنت اسکالی قرار گرفت و در همین زمان با ریچارد راجرز (که مانند خود او دانشجوی بورسیه بود) و جیمز استرلینگ (که برای مدت کوتاهی در همان مدرسه تدریس می کرد) ملاقات کرد.

1962 فاستر مدرک فوق لیسانس معماری را با موفقیت دریافت کرد. سپس گردش معماران را از سواحل شرقی ایالات متحده تا کالیفرنیا آغاز کرد و در این سفر، روند توسعه معماری مدرن از فرانک لوید رایت تا چالز آیمز بررسی و دنبال کرد.

1963 پس از بازگشت به انگلستان با همکاری ریچارد راجرز، گروه طراحی "گروه 4" را در لندن تشکیل داد؛ دیگر همکاران آنها در این گروه عبارت بودند از: سور راجرز (همسر ریچارد راجرز) و جوجیا والتون که با راجرز در انجمن معماران لندن تحصیل کرده بود. مدتی بعد، وندی چیزمن (فارغ التحصیل مدرسه معماری بارتلت دانشگاه لندن که بعدها همسر فاستر شد) نیز به آنها ملحق شد. البته از همان آغاز، عضویت جورجیا بالتون (که دفتر اصلی او در هماپ استید بود) حالتی ظاهری داشت و تاثیر چندانی بر رابطه آنها نداشت.

1964 در این سال با وندی چیزمن ازدواج کرد که ثمره آن، دو فرزند به نام های "تی " و "کال" است. 1966 در این سال به عضویت انجمن معماران سلطنتی انگلستان درآمد.

1967 فاستر همراه با "گروه4" ساختمانی را طراحی کرد که وی را به شهرت جهای رساند. این ساختمان، کارخانه رلیانس در سوئد بود که آخرین بنای ساخته شده توسط این گروه است زیرا این گروه در همان سال منحل شد. سپس نورمن و وندی فاستر با هدف ایجاد یک مرکز برای طراحی و تحقیقات، دفترمعماری فاستر و همکاران را تاسیس کردند. در این دفتر در مجاورت باغ کوونت قرار داشت.

1968 در حین طراحی پروژه تئاتر ساموئل بکت، با ریچارد باکمینیستر فولر آشنا شد که بعد ها، تاثیر عمیقی در اندیشه و کارهای فاستر گذاشت. اشنایی،سرآغازی بود برای دوستی و همکاری طولانی پرثمری که تا زمان مرگ این استاد آمریکایی (یعنی سال 1983) ادامه داشت. 1971 در این، دفتر معماری فاستر و همکاران به طبقه همکف ساختمانی در خیابان فیتزروی (که فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت) منتقل شد. تجهیز و طراحی داخلی این دفتر، بستری بود برای بررسی و آزمایش مفاهیم و مصالحی که بعده ها هسته اصلی فلسفه کار فاستر را شکل داد. 1974 استر به عنوان نایب انجمن معماران انتخاب شد. شرکت او که قبلاً با یک شرکت نروژی به نام "شرکت خطوط کشتی رانی فرداولسن" همکاری داشت، دفتری در اسلو تاسیس کرد و ابتدا کارهایی برایاین کارفرمای نروژی انجام داد؛ سپس با کارفرماهای دیگر در نقاط مختلف کشور همکاری کرد.

1975 در این سال، ساخت دفترهای شرکت بیمه ویلیس، فابروداماس در ایپسویچ به پایان رسید و این پروژه، شرکت فاستر را به شهرت جهانی رساند.

1978 ساخت مرکزهای هنرهای تجسمی سانز بوری، آغاز مرحله مهم و درخشانی درزندگی حرفه ای او شد. پروژه های ارزشمند دیگری را برای او و همکارانش به ارمغان آورد.

1976 دراین سال شرکت بانک داری هونگ کنک و شانگهای از وی دعوت کرد که همراه شش شرکت بین المللی دیگر، در مسابقه ای محدود با موضوع طراحی دفتر مرکزی این بانک شرکت کند. با انتخاب طرح فاستر به عنوان طرح برگزیده، اجرای این پروژه به شرکت وی واگذار شد.

1980 فاستر در این سال به عضویت انجمن معماران آمریکایی درآمد، علاوه بر این، در همین سال دکترای افتخاری دانشگاه انجلیا شرقی به او اعطا شد. در بیست و چهارم ژوئن نیز، در مراسم اهدا مدال طلای سال جیمز استرلینگ سخنرانی کرد. 1981 در این سال با شرکت در مسابقه محدود طراحی ورزشگاه سرپوشیده فرانکفورت آمین، جایزه طرح برگزیده را دریافت کرد. در همین زمان، معماری او در یکی از برنامه های مستند هنری BBC معرفی شد و مورد بررسی قرار گرفت. 1982 در این سال، دفتر آنها به خیابان گریند پورتلند و در مجاورت دفترهای شرکت REBA منتقل شد. همچنین به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی دانشکده صنعتی هنری لندن انتخاب شد.

1983 در این سال، فاستر بالاترین رتبه این حرفه را از آن خود کرد و "مدال طلای سلطنتی" رشته معماری را دریافت نمود. این مدال، جایزه بین المللی ارزشمندی است که در سال 1848، ملکه ویکتوریا برای پیشرفت حرفه معماری در نظر گرفته بود. در مراسم اهدا این جایزه، با کمینیستر فولر سخنرانی کرد. فاستر در این سال به عضویت دانشگاه سلطنتی در آمد. پس از برگزاری یک مسابقه محدود با شرکت گروه منتخب معماران، از فاستربرای طراحی مرکز جدیدی برای BBC در منطقه ی پورتلند دعوت شد. این مرکز در مقابل کلیسای آل سولز اثر جان ناش قرار دارد.

1984 در مسابقه محدودی که شورای شهر نایمز برای طراحی یک مدیانک و مرکز هنرهای معاصر در آن شهر برگزار کرد، طرح فاستر برنده شد. در همین سال اتحادیه بین المللی معماران، جایزه آگوست پره به وی اهدا کرد. 1986 دانشگاه بت، دکترای افتخاری علوم را به فاستر اعطا نمود. علاوه بر این، وی در مراسم بازگشایی بنای یادبود اریک لیونز در RIBA سخنرانی کرد. در همین سال، دو نمایشگاه مهم از کارهای او بر پا شد: یکی در انجمن معماران فرانسه در پاریس (بازگشایی در ماه ژانویه) و دیگری در دانشگاه سلطنتی لندن (بازگشایی در ماه اکتبر). وی جایزه موسسه طراحی ژاپن را به خود اختصاص داد.شرکت او نیز در همین سال در مسابقه تغییر شکل و بازسازی یک سایت 48 هکتاری در منطقه کینگزکراس در لندن  برنده شد. این پروژه، در نوع خود بزرگترین و وسیع ترین شهرسازی در اروپا استو شامل تفکیک طیف وسیعی ازعملکرد های مختلف می باشد. از جمله این عملکردها می توان به ایستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که در اطراف آن از ساختمانهای مسکونی و اداری پوشیده شده است. این پروژه و پروژه چهار راه پاتونوستر،آغاز مرحله جدیدی از اجرای پروژه هایی در مقیاس شهری بود. (1989) این شرکت طرح های شهری مختلفی برای شهرهای کمبریج، نایمز، کانس و برلین طراحی و اجرا کرد. (1990) گرینویچ (1991) روتردام، لودن و یوکوهاما (1992)؛ بافت تاریخی چارترس،  کورفو و لیسپون (1992). هم اکنون این شرکت در حال انجام پروژه ای برای تغییر شکل و بازسازی قسمت وسیعی از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سایت آن بیش از 220 هکتار است.

1989 این مصادف بود با فوت زود هنگام وندی (همسر نورمن) که آغاز فعالیت حرفه ای نورمن همراه او بود و پس از همکاری در "گروه 4"، یکی از موسسان دفتر معماری فاستر و همکاران بود.

1990 سازمان حفاظت از محیط زیست انگلستان، ساختمان شرکت بیمه ویلیس، فابر و داماس در ایپسوویچ (74-1973) را جزء ساختمان های ارزشمند ( از نظر تاریخی معماری و سازگاری با محیط زیست) اعلام کرد و مدال معتمدین RIBA را به نورمن فاستر اعطا نمود. در همین سال، فاستر عنوان "سر" گرفت. در این زمان،  دفترمعماری فاستر و همکاران (که ازاین پس دفتر معماری سر نورمن فاستر و همکاران نامیده خواهد شد) به ساختمان نوسازی در کیلومتر 22 جاده ی هستار در نزدیکی رودخانه تیمز نقل مکان کرد. در این دفتر جدید، تمام عملکردهای گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازی و مصالح، بایگانی پرونده ها،کتابخانه و آرشیو فیلم های ویدئویی و عکس، همگی زیر سقف گرد آمده اند.

1991 دانشگاه معماری فرانسه، به وی مدال افتخار اعطاکرد.در همین سال، چندین پروژه ی جدید و ارزشمند را به اتمام رساند؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلویزیونی آی تی ان، نگارخانه های ساکلر (که ملکه الیزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج هزاره در توکیو که همه آنها علاوه بر دریافت جوایز متعدد، مورد ستایش تمام جهان قرار گرفت. در مراسم بازگشایی ساختمان کرسنت وینگ، مرکز هنرهای تجسمی سانزبوری نمایشگاهی بر پا کرد که حاصل شش سال فعالیت حرفه ای فاستر را به نمایش گذاشت. در نمایشگاه دو سالانه و نیز،غرفه ی بریتانیا نیز تعدادی از طرح های فاستر و پنج معمار دیگر انگلیسی را به نمایش در آورد.

1992 دانشگاه و موسسه هنر و ادبیات آمریکا در نیویورک، جایزه یادبود آرنولد برونر را به وی اعطا نمود. دانشگاه هامرساید به او دکترای افتخاری داد. برپایی چندین نمایشگاه در شهرهای پاریس، بوردوکس، رنس و آرسن سنان، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود. در همین سال،  وی در چندین مسابقه معماری برنده شد که مهم ترین آنها عبارتند از فرودگاه جدید هنگ کنگ، پارک مشاغل برلین، مجموعه تسهیلات المپیک درمنچستر و قسمت الحاقی آن به موزه ماقبل تاریخ در پرووانس.

1992 وسعت پروژه ها و تعدد قراردادهای بین المللی باعث شد که این شرکت، دفترهایی در شهرهای برلین، فرانکفورت، هنگ کنگ، نیم و توکیو دایر کند. شرکت معماری سرنورمن فاستر و همکاران در آلمان، در مسابقه طراحی پارلمان جدید برلین برنده شد. از دیگر موفقیت های وی در مسابقات معماری می توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه نمایشگاهی در لیسپون اشاره کرد. پروژه مرکز هنرهای معاصر در شهر نیم فرانسه افتتاح شد. این پروژه به دلیل مشکلاتی که برای برگزاری مسابقه (1983) به وجود آمد، با مدتی تاخیر انجام شد. ولی این مشکلات در ساخت مدرسه ی متوسطه شهر فرژو وجود نداشت. طراحی این مدرسه، در سال 1991 به مسابقه گذاشته شد. انجمن معماران آمریکایی نیز، در همین سال مدال طلای خود را به سرنورمن فاستر اعطا نمود.

(1997-1991) برج بانک کومرتس، آلمان. (1998-1992) فرودگاه بین المللی هنگ کنگ. (1998) موزه آمریکایی هوایی،کمبریج، انگلستان.

(1999) فاستر برنده جایزه معماری پریتزکر شد. توسعه ی محوطه بزرگ موزه لندن و طراحی جدید مدل آلمان.

(2000) پل میلینیوم لندن (شروع 1996).

(2001) ایستگاه قطار اکسپو در سنگاپور. ایستگاه مترو لا پتریو، فرانسه. دفتر مرکز جی سیانسباری (سیرک هول بورن) در لندن. بازسازی کتابخانه Lionel Robbins علم اقتصاد و علوم سیاسی در مدرسه اقتصاد لندن (شروع 1993)

(2002) تالار شهر لندن (شروع – 1998).

(2003) طراحی محوطه اصلی دانشگاه تکنولوژی پتروناس مالزی.

(2004) مترو بیلبائو اسپانیا در دو بخش (2004-1992 و 1995-1988). برج مری اکس در لندن (شروع 1997). مرکز آموزش و اجرا موزیک سیج گتیشد در گتیشد انگلیس. مرکز تکنولوژی مک لارن. و یکی از برندگان جایزه معماری ریبا.

(2005) بنای یاد بود پلیس ملی پیاده روی لندن. کتابخانه دانشکده زبان شناسی تاریخی دانشگاه آزاد برلین، آلمان، پل میلائو، جنوب فرانسه (شروع 1993).

(2006) نوسازی ترمینال Dresden Hauptbahnhof در دریسدن آلمان (شروع 2002). برج هییرست در نیویورک آمریکا. ساختمان داروخانه برای دانشگاه تورنتو در کانادا. هرم صلح آستانه، قزاقستان.

(2007) خانه جدید فیل ها در باغ وحش کوپنهاگ در کوپنهانگ دانمارک، ترمینال و فرودگاه بین المللی بیاجینگ در بیاجینگ چین.

(2009) مرکزی برای هنر بازیگری دالاس، ایالات متحده.

(2001) دفتر ان کانا در کلگری کانادا. تغییر چهار گوش هادر منچستر انگلیس (شروع 2005).

کارهای درحال انجام لرد نورمن فاستر و شرکا: (2011) برج روسیه در مسکو، روسیه (شروع 2007). ساختمان جدید مرکز تجارت جهانی (شروع 2007). نوسازی جدید کشور هلند و شهر سن پترزبورگ روسیه درحال پیشرفت و این مطلب تنها بخش کمی از معرفی کارهای سرنورمن فاستر میباشد به طوری که اوو در دنیا بالغ بر 167سازه معماری طراحی نموده و با این کارنامه پربار، فاستر که هم اکنون به عنوان مدیر عامل شرکت مهندسان مشاور فاستر و شرکا که بیش از سیصد آرشیتکت مجرب را در استخدام خود دارد فعال است. حدود 60 پروژه دیگر را در حال حاضر در دست دارد.

در این قسمت منتخب کارهای لرد نورمن فاستر را مشاهده می کنیم:

شرکت بانکداری هنگ کنگ (HSBC) (1986-1979)

بانک هنگ کنک و شانگهای: بانکی برایاقتصاد جهانی: طرح مذکور برای تامین نیازهای  ساختمان اداره مرکزی بانکی که توانیی انجام خواسته های کارکردی دقیق و فنی یکی از نهادهای مهم مالی جهان را داشته باشد و در عین حال برای قرن آینده نیز مناسب باشد؛ تطبیق داده شده است. ساختمان اداره مرکزی شرکت بانکداری هنگ کنگ و شانگهای یکی از برج های اداری با بلندترین ساختار فنربندی (Suspension structure) در جهان است.

ارتفاع ساختمان 180 متر از روی زمین به اضافه چهار طبقه زیر زمین، در کل چهل و هفت طبقه می باشد. درطبقه همکف  میدانی که زیر برج قرار دارد با هشت دکل فلزی که وزن کل رو ساخت روی زمین را به صخره زیر زمین حملو بارهای جانبی را به پی ها منتقل می کند قطع شده است.

هر دکل با فولاد انگلیسی دربریتانیا ساخته شده و به صورتقطعات آماده مونتاژ با کشتی به هنگ کنگ حمل شده است. این قطعات از یک دسته ستونهای فولادی چهار تایی درست شده است که می بایست با تیرهایی به مقطع مستطیل شکل به طور مفصلی در فاصله طبقات به ارتفاع 9/3 متر به هم متصل شوند. این نحوه اتصالات اثر چرخش دکل ها را درون ساختار عمودی با سختی بسیار تحمل می کند که ضخامت ورق فولادی به کار رفته برای این ستونها و اندازه قطر آنها به تناسب کاهش بارهای ساختار در سطوح بالا تغییر می کند در پی ساختمان هر ستون قطری برابر 4/1 متر و ضخامتی بیش از صد میلی متر دارد ولی در بالای برج ضخامت ستون ها به بیست و پنج میلی متر و قطر آنها به 800 میلی مترکاهش می یابد.

پلان این بانک مستطیلی در حدود 54*70 متر را می سازد که با دو ردیف دکل چهار تایی که اثر ناشی از ایجاد سه بیرون زدگی ممتد در جهت شرقی غربی را تحمل می کند تقسیم شده است. در جهت عمودی ساختار این بنا با خرپاهای معلق به دهانه 6/33 متردر جهت شرقی غربی با بیش از 8/10 متر کنسول در انتهای هر یک از دکل ها حمایت می شود. کف طبقات از بتن درجا ساخته شده است و با ساختارهای فولادی ثانویه که از یکی از خرپاها به وسیله قلاب های لوله ای فولادی آویزان شده اند و به گره های مرکزی هرخرپا متصل شده و با بیش از دو ردیف قالب به هر گروه بیرونی چسبیده اند حمایت می شوند. درجهت شمالی جنوبی استحکام این ساختار با بادبندهای X شکل به عمق دو طبقه چون پلی بین هر خرپای معلق واقع در هر انتهای ساختمان فراهم شده است و باد بند ویژه ای نیز به عمق سه طبقه در آن تعبیه شده است. بارهای قائم به بستر سنگی زیر زمین منتقل می شوند ولی بارهای افقی باد از طریق دکلها و به وسیله دال بتنی طبقه همکف به کف زیر زمین به ضخامت یک متر انتقال می یابد این تنها نقطه ای است که در آن محدودیت بارهای جانبی در نظر گرفته شده است. بقیه نگهدارنده معمولی بنا یعنی ساختار بتنی زیر زمین مستقل ازکار فولاد است.ساحل هنگ کنگ به ویژه از شرایط نامناسب زمین در مضیقه است سطح آب بالاست و بیشتر لایه های زیرزمین از گرانیت کاملا تجزیه پذیر است که پیش بینی رفتار آن بسیار دشوار است.

به همین دلیل ساختار زیر زمین داخل دیواری محیطی به ضخامت یک متر ساخته شده است که از 25 تا 35 متری زیر بستر سنگی کشیده شده است. در پی آن نیز برای نفوذ ناپذیر ساختن آن تا حد امکان بتنتزریق شده است. در داخل این دیوار محیطی زیر زمین ازدال های بتنی سطح چوبی پلی در فواصل ستونها در شبکه ای به ابعاد 2/7 در 2/8 مترتشکیل می شود. هر چهار ستونی که دکل را درست می کنند روی شمع جداگانه ای از بتن مسطح مستقر شده اند که به طرف پائین و داخل گرانیت سفت با حداکثر فشار تحمل بار 500 کیلو نیوتن بر متر مربع ادامه می یابند، این پی ها با فرض افزایشی در مساحت زیر بنا به میزان 30 درصد به لحاظ تغییرات آتی در مقررات ساختمانی هنگ کنگ که اجازه پیشروی در ضلع شرقی نمای بانک را می دهد طراحی شده اند. ترتیب دکل ها رو ساخت توزیع منظم  بار مرده مورد نیاز برای مقررات در برابر حرکتهای زمین ناشی از فشار سطح آب را مانع می شود. به این دلیل تکیهگاه سنگی ثابت در بستر گرانیت نصب شده است تا هرگونه گرایش به بلند شدن در ساختار زیرزمین را خنثی کند.

در رویارویی با نیارهای بانک برای ساختاری دست کم با طول عمر 50 سال برای کارهای فولادی رفتار ضد فرسایش مخصوص تدوین و ارائه تدوین و ارائه شده است. با بکار گیری نوعی پلیمر اصلاح شده با مخلوط ماسه سیمان که مخلوط نسبتاً نفوذ ناپذیری است و پاشیدن آن همراه توریهای فولادی ضد زنگ روی کارهای فولادی به ضخامت 12 میلی متر جلوگیری از عمل فرسایش امکان پذیر شد. تدبیر محافظت دربرابر آتش دکل ها و خرپاها با پوشش سرامیکی و توری فولاد ضد زنگ که اطراف هر عضو پیچیده شده است و باعث می شود که به میزان دو ساعت در مقابل آتش سوزی مقاومت کند. محاسبات پایداری ساختار اصلی بنا با آزمونی برای تخریب بخش های کلیدی کارهای فولادی بر اساس آزمایش هایی که در انگلستان با درست کردن مدل هایی به صورت موقت انجام گرفت تایید شده اند نیروی باد در منطقه ای همچون هنگ کنگ با تجربه دائمی توفان ها با اهمیت برای ساختار برخوردار است. کسب اطلاعات دقیق از رفتار باد برای پیش بینی اندازه و ویژگی هر نوع باد ممکن در آینده ضروری بود، بدین منظور پرفسور آلن دیوینپورت (Allen Davenport) از دانشگاه انتاریو یک سری آزمایش های تونل باد را با بکارگیری ماکت مشابهی به مقیاس 500/1 شامل تمام ساختارهای وضع موجود و ساختمانهای اطراف و ماکت دیگری به مقیاس 2500/1 برای تحلیل اوضاع باد در سرتاسر منطقه انجام داد. این روش جامع ترین شکل آزمایش های تونل باد به شمار می آمد که برای هیچ ساختمان دیگری انجام نشده بود. بر اساس این اطلاعات ساختار طرح بری انحرافی به میزان حداکثر 300 میلی متر تحت تاثیر نیروی باد ثابت برابر مقررات محاسبه شده است. این ساختمان به دلیل در بر داشتن دو مشخصه منحصر به فرد خود کاملاً ماده رویارویی با پیشرفت سریع تکنولوژیکی در محدوده صنعت بانکداری است. سیستم توزیع از طریق کف برای تمام خدمات الکتریکی ارتباط دور برد و تهویه مطبوع و همچنین سیستم پیش ساخته رایزرهای مدولار که تمام خدمات عمودی شبکه های توزیع را در خود جا داده اند طراحی شده است. گرچه ساختمانهای دیگری با سیستم های خدمات در کف وجود دارند ولی هیچ کدام در مقیاس کاملی چون بانک هنگ کنگ نیستند. این نوع سیستم کف دسترسی آسان نگهداری و تعمیرات را تامین می کند و در مواقع ضروری تغییرات آنی در شیوه استقرار خدمات را میسر می سازد سیستم کف سازی پیشرفته برای بانک از نوع سبک وزن است یعنی پانل های آلومینیومی به صورت لانه زنبوری مشابه ساختی که در هواپیما به کار برده می شود هر پانل 2/1*2/1 متر است و می تواند خروجی خدمات تهویه مطبوع یا الکتریکی را نیز در بر گیرد. هر پانل کف با درز انبساط و یک تیغه لبه گیر کار گذاشته شده است که هم حرکت را آسان می کند و هم نوعی آکوستیک و مانع در مسیر جریان هرا فراهم می آورد. تایل های کف می توانند با به کارگیری هرنوع فرش لاستیکی یا سنگ مرمر طیقلی وفق داده شود که البته بستگی به موارد استفاده آنها در قسمتهای مختلف بانک دارد.

مسیرهای قائم خدمات در دو طرف شرق و غرب ساختمان را بر عهده دارند، این قطعات مدولار پیش ساخته متمرکز شده اند که تغذیه ساختمان را بر عهده دارند. این قطعات مدولار که دیزل ژنراتورها را برای تامین منبع ذخیره قدرت در خود جای می دهند تمام دستگاه های هواساز و توالتهای هر طبقه را شامل می شوند. تمامی 139 قطعه که برای صابون زدن بشقابها و شیرها روی زمین کار گذاشته شده اند از نوع پیش ساخته اند و پیش از حمل با کشتی به هنگ کنگ جهت نصب در ژاپن به دستگاه های مورد نظر تجهیز شده اند این قطعات وزنی معادل 40 تن دارند و به شکل جعبه های خرپای فولادی اند با 6/3 متر پهنا و 9/3 متر ارتفاع و طولی برابر 9 یا 12 متر.

رایزهای عمودی خدمات به صورت پیش ساخته در قالب فولادی به ارتفاع دو و سه طبقه جنب این قطعات جانمایی شده اند. تمامی هشت کیلومتر قاب های رایزرها به این روش نصب شده اند با این تدابیر بود که حداقل تعداد اتصالات در محل لازم آمد. میزان رطوبت و گرمای هنگ کنگ تهویه مطبوع کاملی را برای هر ساختمان اداری مدرن ضروری می سازد. به دلیل کمبود آب سالم آب دریا به عنوان نخستین سرد کننده در سیستم تهویه مطبوع بانک هنگ کنگ و شانگهای و همچنین سیستم شستشو و تخلیه توالتها به کار گرفته شده است البته در بیشتر ساختمانهای پر اهمیت همجوار دریا از همین شیوه استفاده می شود. ولی این کار ساخت تونلی برای ورود آب به طول 350 متر و 75 متر زیر زمین بانک از بندرگاه و کسب مجوز برای تخلیه بعدی آن را ایجاد می کرد تونل مورد نظر با 5/5 متر قطر از میان گرانیت سفت حفاری شده است که در ابتدا و انتهای آن شافتهای عمودی 1 متری دارد در انتهای آن که به دریا منجر می شود پمپ و تجهیزات تصفیه کافی برای رسانیدن آب دریا با دپی 1000 لیتر در ثانیه تعبیه شده است آب از داخل تعدادی مبدلهای حرارتی ساخته شده با ورق تیتانیوم به زیر زمین بانک پمپاژ می شود. معمولاً آب دریا بیشتر به عنوان سرد کننده کنداسورها به کار گرفته می شود با این  امکان که آب سرد شده به بالای ساختمان یعنی به دستگاه هواساز موضعی تعبیه شده در قطعات مدولار پیش ساخته خدمات در هر طبقه پمپاژ می شود. هوای تازه از میان کرکره های تعبیه شده در دیوارهای خارجی عبور می کند و به درون کویل های سرد دمیده می شود و سپس هوای مطبوع به وسیله داکتهای زیر کف در فضا توزیع می گردد.

همچنین ساختمان با هدف آوردن نور خورشید به داخل قلب برج از میان فضای آتریم بانک و به طرف پایین یعنی به سوی میدان طراحی شده است. این موضوع به کار گذاری یکی از خصیصه های جالب تر بانک یعنی ردیفی از آیینهای معروف به سیستم تستک خورشیدی منجر شد یکی از تشتکهای خورشیدی در بالای آتریوم و دیگری موازی با آن چسبیده به نمای خارجی ساختمان در ضلع جنوبی قرار دارد تشتک نمای خارجی حرکتهای خورشید را در طول سال دنبال می کند و نور خورشید را به عقب یعنی به ردیف آیینهای بالای سر کارمندان در طبقه یازدهم قرار دارد باز می تاباند. آینه های داخلی که پرده منحنی پوسته ای را در تمام طول بالای تیر آتریوم تشکیل می دهند. نور را از میان شیشه زیر طاق به طرف پایین یعنی آتریوم و به درون میدان زیر زمین می تابانند. تاقچه قرارگیری هر یک از آینه ها به موتور الکتریکی و کنترل کامپیوتری مجهز است و اجازه می دهد اینها حرکتهای خورشید را دنبال کند. البته هدف از این کار خنثی کردن نوسانهای روزانه شرق به غرب خورشید نسبت به این معنی که همچون پیشرفت روز نور خورشید از یک طرف آتریوم پایین می آید از روی میدان طبقه همکف عبور می کند و از طرف دیگر آتریوم بالا می رود به بیان دقیق تر با تدابیری از پیش برنامه ریزی شده برای ردیف محل قرارگیری آیینه ها خورشید را از میان تغییرات فصلی آن دنبال می کنند که در هنگ کنگ از تغییرات موضعی 45 درجه بین نیمه تابستان و نیمه زمستان نیز فراتر می رود. نوعی برنامه پیشرفته در این میان وجود دارد که با خورانده شدن به کامپیوتری از نوع شخصی قادر به هدایت پرتوهای خورشید در طول مسیری مشابه هر روز سال باشد این تاقچه ها هر ساعت تعدیل ناچیزی وضع می کنند. هر اکچواتور (actuator دستگاه خودکار مخصوصی که مقدار سنجیده های انرژی برای عملیات مکانیسم یا سیستم تامین کند و انتقال دهد) خطی حرکت آینه ها را به میزان نیم میلی متر در هر دقیقه کنترل می کند و به تنظیمی به نسبت 18000/1 در موتور نیاز دارد. این برنامه برای هدایت پرتوها در مسیری است که نور بدین ترتیب نه تنها چشم کارکنان داخل ساختمان را نمی زند بلکه موانع داخلی ساختار برای رسانیدن بیشترین میزان ممکن نور خورشید به مکان نیازمند به نور نیز برطرف می شوند.

مجلس جدید آلمان، برلین، آلمان (1999-1992)

قبل از توضیحات مجلس آلمان به شرح مختصری درباره سبک معماری اکوتک می پردازیم:

معماری اکوتک (Eco Tech) یعنی استفاده از عوامل اقلیمی و محیط زیست در ساختمان (سازگاری با محیط زیست) است که یکی از گرایش های عمده معماران های تک است.

امروزه استفاده کردن از انرژی و صرفه جویی کردن یکی از دغدغه های مسائل جهانی است و برای همین منظور اجرای استانداردها و معیارهای  دائمی صرفه جویی در انرژی، تعیین و کنترل دقیق انرژی در ساختمان، امری حیاتی به نظر می رسد. این معماری در اصل مفهوم معماری هماهنگ با طبیعت است. از اصولی که در اکثریت کارهای ارائه شده در اکوتک به نظر می رسد، می توان موارد زیر را بیان کرد: تهویه طبیعی با امکان جریان هوا از سقف، تهویه مطبوع از طریق پالایش شبانه و دمیدن هوا از زیر کف، کنترل نور و نظایر اینها، استفاده کردن از منابع طبیعی زیر زمینی، استفاده کردن از انرژی منابع طبیعی همچون گرما، نور خورشید، باد، انرژی گرمایی، آب باران.

رایشتاگ از 1945 تا 1933 که آدولف هیتلر بر سر قدرت قرار گرفت محل پارلمان امپراطوری آلمان بود. اما پس از آتش سوزی مشهوری که در زمان هیتلر اتفاق افتاد دیگر مورد استفاده قرار نمی گرفت و در جریان جنگ جهانی هم صدمات بسیاری دید و از جمله گنبد (cupola) آن از بین رفت. پس از اتحاد آلمان غربی و شرقی قرار بر این شد که مجلس آلمان به این محل انتقال پیدا کند. برای بازسازی بنا تمامی محیط داخلی ساختمان تخریب شد و تنها قسمتهای داخلی بنا که در روی آنها دست نوشته ها و شعارهای سربازان شوروی در جریان اشتغال برلین قرار داشت برای یادبود نگهداری شده است. امروزه همان گنبد وجود دارد اما تنها بصورت شیشه ای این نشان دهنده ماهیت دموکراتیک و شفافیت فرایندهای پارلمانی است و در عین حال نشان می دهد که یک کشور کهن و تاریخی چگونه خود را به عصر مدرن پیوند زده است.

سازه بنا: سنگی. ماده بکار رفته در گنبد: شیشه و شیشه رفلکس آینه ای. مساحت: 610166 متر مربع. قیمت: 353 میلیون دلار (600 میلیون مارک)  

در بام ساختمان مجلس تراس بزرگی وجود دارد که گنبد در وسط آن قرار دارد.

داخل این گنبد دو رمپ مارپیچ که به سکوی فوقانی جهت تماشای مناظر اطراف ختم می شود قرار دارد و مردم به صورتن سمبلیک بر بالای سر نمایندگان خود صعود می کنند. در هنگام شب گنبد از طریق تالار مجلس روشن می شود و به صورت گنبدی نورانی می درخشد. از موارد مه ساختمانی جدید: در بالای گنبد دریچه ای برای تهویه طبیعی هوا تعبیه کرده اند، در تابستان تهویه طبیعی تالار نمایندگان از طریق گنبد شیشه ای صورت می گیرد و در زمستان هم هوای گرم گنبد شیشه ای بازیافت و مجدداً مورد استفاده قرار می گیرد.

پنجره های هوشمند جهت تهویه هوا، استفاده از سوخت تجزیه شونده بیوگاز جهت تولید برق بدون آلودگی، با استفاده از حرارت تولید شده در تابستان آب گرم مورد نیاز تهیه می شود و مقداری از آن در عمق 300 متری برای استفاده از آب گرم در زمستان ذخیره می شود. این گنبد از حس گرمایی تشکیل شده است که با توجه به حرکت خورشید جهت آینه های انرا کنترل می کنند تا نور به صورت مستقیم در داخل صحن مجلس نتابد در ضمن آینه های وسط گنبد روشنایی طبیعی و تصویر مردم را به تالار نمایندگان منعکس می کند.

در هنگام بازسازی پوشش پلی پروپلین (Polypropylen)، طراحی کریستو و ژان کلود بود؛ مساحت این پوشش 100000 متر مربع و وزن آن 61500 کیلو گرم بوده است و برای نصب آن از نود کوهنور به مدت شش روز کمک گرفته شده است.

 

تالار شهر لندن (2002-1998)   

ارتفاع ساختمان: 45 متر، تعداد طبقات: 10، مجموع مساحت: 18500 فوت مربع و این پروژه هشتاد و یک میلیون دلار برای دولت تونی بلر هزینه داشته است.

افزایش قیمت مواد سوختی، کاهش منابع انرژی، سیاست های صرفه جویانه و قوانین سخت گیر اتحادیه اروپا معماری کشورهای عضو این اتحادیه را به طور غیر مستقیم تحت تاثیر قرار می دهد. این روزها در اروپا، بهینه سازی و کاهش مصرف سوخت و انرژی فاکتوری مهم در طراحی های معماری آن سامان به شمار می رود.

در تالار جدید شورای شهر لندن، فاستر بر سر دو هدف اولیه با کارفرما به توافق رسید. اول کاستن از میان مصرف انرژی و تقلیل آن به حدود یک چهارم میزان معمول برای یک ساختمان رسمی اداری و دوم، جامه عمل پوشاندن به وعده دولت بریتانیا مبنی بر ایجاد دولت شفاف و برقراری و تسهیل ارتباط بین مراجعان و مدیران دولتی؛ ضمناً مایل بودن نمای سازه به سمت جنوب در حالی که بعضی از طبقات انگار از روی هم لغزیده و جابه جا شده اند در این کاهش سطح برخورد با اشعه خورشید موثر است.

در بخش دوم با طراحی یک رمپ معلق که از طبقه هشتم و از گنبد تخم مرغی عظیم ساختمان به پایین لغزیده و دسترسی راحت و اسان مراجعان به اعضای شورای شهر مستقر در طبقه هشتم را تسهیل می کند، شفافیت حرف های دولتمردان را در عمل به شعار دولت شفاف و ارتباط نزدیک با ارباب رجوع را به آزمایش می گذارد. با توجه به این واقعیت ریاضی و هندسی که یک کره، 18 درصد سطح دیوار کمتری از یک فضا با دیوارهای تخت و مساحت مساوی دارد، میزان تابش نور و گرمای خورشید بر سطح سازه  کاهش محسوسی یافته است.

در طبقه هشتم یک قسمت اداری برای شهردار و شورای 34 نقره شهر لندن واقع است و در طبقه نهم نمایشگاهی با ظرفیت حدود 250 نفر پذیرای مردم می باشد و در طبقه دهم می توان زندگی مردم لندن را مشاهده نمود و خبرنگارانی برای مصاحبه با شهردار یک بار در ماه آنجا جمع می شوند.

پلی میلانو، ایالت میدی، پیرنه، فرانسه (2005-2003)

این پل بلندترین پل جهان و حتی بلندتر از برج ایفل پاریس است. این پل روی رودخانه «تارن» در دره میلانوو زده شده و در جنوب فرانسه واقع است. نکته جالب در مورد این پل این است که اگر کل سازه با کابل های معلق آن را در نظر بگیریم، ارتفاع آن بالغ بر 343 متر می شود که چیزی حدود 12 متر بلندتر از راتفاع برج ایفل است و 50 درصد از اثر باد را نیز کاهش می دهد. این پل برای بادهایی با سرعت 151 کیلومتر بر ساعت طراحی شده است. با این پل مسیر فرانسه تا اسپانیا بسیار یعنی مسیر پاریس تا بارسلونا تا 150 کیلومتر کاهش می یابد.

نورمن فاستر: در پروژه پل میلائو ما به دلیل بزرگی اندازه پروژه دچار مشکل شدیم. این بنا از برج ایفل بلندتر بود و در بلندترین نقطه کابلهایی به آن متصل شده بود و این سوال مطرح بود: "کابلها باید روشن یا تیره؟ اگر کابلها در مقابل چشم اندازی قرار می گرفتند می بایست تیره باشند تا دیده شوند اما اگر در مقابل آسمان قرار می گرفتند باید روشن باشند تا دیده شوند.

آنتونی کارو (متولد 8 مارس 1924 لندن، مجسمه ساز): و شما چه تصمیم گرفتید؟ نورمن فاستر درباره این پل می گوید: آنها را به طور مشخص انتخاب کردیم و نتیجه خوبی گرفتیم. انتظار داری شبیه سازی ها و گمان های تو درست نتیجه بدهد ولی تا زمانی که کار به مرحله ی اجرا نرسیده نمی توانی از این بابت مطمئن باشی همه چیز در آخر کار مشخص می شود. تو به عنوان معمار شانس دومی نداری، ممکن است نتیجه خوشایند باشد یا نباشد. تا وقتی که پروژه به مرحله ی اجرا نرسیده متوجه مشکل نخواهی شد. ولی به عنوان پیکر تراش این شانس را داری تا اثر را بررسی کنی، آن را ببینی و در جای خودش قرار دهی و یا آن را جابجا کنی.

پل دره میلائو دارای 7 ستون که 343 متر بیشترین و 245 متر کمترین ارتفاع ستون ها می باشد، با توجه به این هشت دهانه طول کل پل 2460 متر خواهد بود.

عرض این پل که دارای دو خط عبوری در هر طرف می باشد 05/32 متر است. 154 عدد سیم بکسل 87، متر ارتفاع شاه تیر، 270 متر میانگین ارتفاع جاده، 85000 متر مکعب حجم کل بتن به کار رفته و 29000 تن وزن کل پل می باشد.

این پل دارای یک قوس با شیب بسیار کم است، به طوری که شعاع قوس آن 20 کیلومتر می باشد. در شبانه روز بین 10000 تا 25000 رفت و آمد صورت می گیرد که عوارض برای رفت و آمد بین 9/4 تا 5/6 یورو می باشد. کارشناسان عمر استفاده پل میلائو را 120 سال تخمین زده اند.

مترو بیلبائو، بیلبائو، پایز باسکو، اسپانیا (2004-1992 و 1995-1988)

منطقه کلان شهر بیلبائو نزدیک به یک میلیون جمعیت دارد که این میزان جمعیت حدود 78% جمعیت بیزکایا و 43% جمعیت نهایی ناحیه پایز باسکو (ناحیه ای در شمال اسپانیا) را تشکیل می دهد. خود بیلبائو به تنهایی در حدود نیم میلیون جمعیت را در خود جای داده است. این مکان جایی است که تمام خدمات شهری و استانی در آن متمرکز شده است و دو سوم از مسافرت های درون استانی این منطقه به این مکان ختم یم شود.

خصوصیات برجسته پروژه فاستر به قرار زیر است:

درونی: طرز ساخت ایستگاه های داخلی تونل، مدخل ورودی: سربالایی اتصال مدخل ورودی، پلکان ها و راههای عبوری. بیرونی: طرح و قالب چشم انداز شهری و آنچه در سطوح خیابان ها قابل رویت می باشد. مدخل ورودی مخصوص عابران پیاده با راهرویی که به پلکان ها و نهایتا به سکوها و خیابان منتهی می شود طراحی شده است. راهرو و ردیف های اول پلکان به سقف متصل شده که همه این عوامل به زیبایی و کارآیی این مترو منجر گردیده است.

وسعت و پهنای بسیار زیاد تونل ها موجب شده که مسافران احساس خفگی نکرده و هر چه نیاز دارند در دسترسشان باشد.

برج 30 St Mary Axe، دفتر مرکزی شرکت سوئیس ری، لندن، انگلستان (2004-1997)

برج 30 St Mary Axe یکی از معروفترین برج های شهر لندن می باشد، در لندن اسم مستعار آن را مانند خیار (The Gherkin) و یا در بعضی اوقات برج سوئیسی، مرکز سوئیسی به کار می برند. شرکت سوئیس ری یکی از مهمترین شرکت های بیمه اتکایی است. در سال 2001 پس از برج 42، برج مری اکس دومین برج از نظر ارتفاع بوده است که در سال 2007 ششمین برج لندن بود. ارتفاع برج 180 متر و 40 طبقه می باشد.

این ساختمان قابلیت ذخیره انرژی را دارد و به خطر نمای سرتاسر شیشه ای باعث 50% صرفه جویی در مصرف برق می شود که به عنوان الگوی مصرف و صرفه جویی در شهر لندن معرفی شده است.

در مرکز تمام طبقات 6 کانال ایجاد شده است که برای تهویه طبیعی ساختمان بوده که جنس این کانال ها از ماده ای نسوز همانند دودکش می باشد. این کانال های بزرگ مثل ساندویچ، بین دولایه شیشه ای که درون آنها هوا می باشد قرار دارند و فضای درونی را جدا می کنند.

یکی از موارد جالب برج گرکین آسانسورهای بزرگ و سریع آن است که فقط برای رسیدن تا طبقه سی و چهارم می باشند و باید برای رسیدن به طبقه 39 برج از آسانورهای معمولی استفاده کرد و ارتباط از طبقه 39 به 40 طبقه از طریق راه پله ای که برای افراد معلول طراحی شده است، صورت می گیرد. طبقه سی و هشتم شامل تالاری برای اجرای موزیک می باشد. طبقه سی و نهم فقط یک رستوران بزرگ قرار دارد. طبقه چهلم آخرین طبقه ساختمان و نوک برج می باشد، در این طبقه یک دید 360 درجه به محیط اطرافمان که شهر لندن می باشد داریم که این فضای زیبا را برای مهمانی های مختلف اجاره می دهند.

 

بنای یاد بود پلیس ملی در پیاده رو لندن، انگلستان (2005)

پس از 21 سال تلاش، یادمان جدید پلیس انگلستان توسط ملکه الیزابت افتتاح گردید. این مجموعه با قاتدار بر روی یک سطح سنگی سخت قرار گرفته اند و یک ترکیب تعمق برانگیز و صلب را بوجود آورده اند. یادمان در منطقه تاریخی لندن، در نزدیکی میدان ترافالگر و در پارک کمبریج گرین و در محلی رها شده در تقاطع خیابانهای مال و هورس گاردز قرار گرفته است.

این یادمان که به صورت یک حجم گرانیتی دارای یک محفظه ای شیشه ای است؛ که در آن کتابی مشتمل بر نام تمامی افسران پلیس که در حین خدمت کشته شده اند؛ در خود دارد. در امتداد دیگر این یادمان، یک جداره شیشه ای بلند و بسیار نازک از درون یک آبنما سر بر آورده است. این جداره به منظور انعکاس یک نور آبی رنگ است؛ نوری که در خارج تمامی ایستگاه های پلیس انگلستان وجود دارد.

بر بالای محفظه ی شیشه ای، بالاترین نشان پلیس و نوشته "یادمان پلیس" حک شده است. در سه طرف دیگر یادمان نیز بر روی جداره ها از گیاهان پیچک استفاده شده است. این جداره ها یادآور گیاهان رشد یافته بر روی جداره قلاع قدیمی هستند و کل یادمان را در حالتی رمز آلود فرو برده اند. صفحات کتاب هر دو هفته یک بار مورد بازبینی قرار خواهد گرفت و اسامی افسران جدید به آن افزوده خواهد شد. 

برج هییرست، جزیره مان هاتان، نیویورک، ایالات متحده (2006-2001)

ارتفاع برج هییرست 182 متر (ft 597)، 46 طبقه و مساحت کل مجموعه 80000 متر مربع و هزینه ساخت آن 500 میلیون دلار می باشد.

منحصر به فرد بودن این برج صرفا به دلیل ظاهری آن نیست بلکه از آخرین پیشرفت های دنیای مهندسی و تکنولوژی در آن استفاده شده است؛ علاوه بر سازگاری با شرایط اکولوژیکی، یکی از امن ترین برج هایی است که پس از 11 سپتامبر 2001 ساخته شده، پس از 5 سال در منهتن نیویورک به بهره برداری رسید.

برج 46 طبقه در واقع تکمیل کننده برج هییرست می باشد. در سال 1928 قرار بود یک برجی به نام هییرست (هزینه ی آن دو میلون دلار و مساحت کل مجموعه 40000 متر مربع) ساخته شود که هرگز ساخته نشد. کار بسیار دشوار بود که چرا می بایست ساختمان اصلی که 70 سال پیش از این ساخته شده بود به گونه ای حفظ شود که اصالت خود را از دست ندهد. بعد از اینکه برج جدید به طبقه ششم رسید موقعیت مناسبی پیش آمد که ارتباط با ساختمان اصلی و قدیمی قطع شود و این گونه به نظر می رسید که برج بر روی ساختمان قدیمی حالتی شناور دارد چون در پیرامون آن هیچ گونه ستونی وجود نداشت و به جای ستون در چهار گوشه سازه هایی مثلثی شکل قرار دادیم.

راه حل فاستر از این قرار بود که نمای بتونی ساختمان اصلی دچار هیچ گونه تغییری نشود ولی بخش میانی و هسته مرکزی ساختمان به گونه ای بتراشد که یک کانال بزرگ پهناوری ایجاد شود و به دنبال آن ستون های بزرگ بتونی و فلزی برج جدید را در آن ایجاد کند.

ساختمانی که بدنی ترتیب به وجود می آمد دارای 9 طبقه بود که پنجره های آن که هر یک حدود 10 متر ارتفاع داشت و حالتی از آبشار داشتند همین ویژگی آن را از سایر ساختمانها و برجهای شهر نیویورک متفاوت نموده بود. به اعتقاد فاستر این ایده عبارت خلق یک اتاق نشیمن در فضای درون شهری بود.

سازه هندسی خاص این برج در واقع از فریم های مثلثی چهار طبقه که به یکدیگر متصل شده اند تشکیل شده چون مثلث ها ضمن اینکه می توانند بار جاذبه را حمل کنند توانایی ایجاد پایداری جانبی را نیز دارند و بنابراین ستون ها نیاز به کمربندهای تقویتی نداشته و بدین ترتیب نسبت به سازه های فلزی معمولی 20% فولاد کمتر در آن استفاده می شود که خود صرفه جویی قابل توجهی است.

از نوآوری هایی که در این برج به انجام رسیده کاهش مصرف انرژی است که در این زمینه تدارکات وسعی دیده شده از جمله آنها می توان از حسگرهای حرکتی تا تجهیزات سیستم تهویه با راندمان بسیار بالا نام برد و پنجره ها که از کف تا سقف ادامه پیدا می کنند لذا میزان نوری که به داخل آن می تابد قادر است 95% فضای داخلی را روشن کند و سیستم تنظیم کننده تعادل میان نور خورشید با نور چراغ ها نصب شده است که بطور اتوماتیک نور چراغ ها را در شب و روز، مناسب با محیط تنظیم می کند. یک آب نما را که در طول آن حدود 10 متر می باشد در لابی یا ساختمان نصب شد.

آب مورد نیاز این آب نما به وسیله آب باران در پشت بام تامین می شود (آب باران در تانکرهایی بزرگ جمع آوری شده) که در اثر پایین آمدن از آن میزان رطوبت نسبی را به حدود 30 الی 50 درصد می رساند که این میزان بسته به فصل متفاوت است و وجود چنین آب نمایی باعث کاهش 5% مصرف سیستم تهویه در تابستان می گردد. آب از طریق شیلنگ های پلی اتیلن که در کف نصب شده اند در تابستان ایجاد خنکی و در زمستان ایجاد گرمایش می کند. در زمستان این سیستم قادر است دمای کف را که به وسیله سنگ گرانیت پوشیده است به حدود 26 درجه سانتیگراد برساند که این به معنای تامین 36% گرمای مورد نیاز است و در طول تابستان این سیستم دمای کف را به کمتر از 20 درجه سانتیگراد رسانده که باعث 10% صرفه جویی می گردد. در تهیه مواد برای قسمت های مختلف این برج سعی شده که در مصرف منابع صرفه جویی شود به طوری که موکت های مورد مصرف در کف پوش ها و همین طور تجهیزات سقف و بخش اعظم دکوراسیون داخلی از مواد بازیافتی استفاده شده است.

رعایت این مسائل باعث گردید که کل میزان مصرف انرژی در این ساختمان 25% کمتر از آسمان خراشهای مشابه و هم اندازه با آن باشد؛ دیوارهای لابی این برج متحرک هستند و می توانند بر اساس تعداد افراد حاضر در لابی، تغییر اندازه دهند.    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هرم صلح آستانه، آستانه، قزاقستان (2006)

رییس جمهور خوش شانس نه تنها آنچه را که می خواهد می سازد و با پایتخت جدید خود «Astana» (پایتختی که در سال 1998 توسط معمار معروف ژاپنی کیشو کوروکاوا طراحی شد) جولان می دهد، بلکه امیدوار است در دوره بعدی انتخابات نیز با بهره برداری از همین فعالیت های عمرانی دوباره انتخاب شود. در اصل آنچه «نظر بایف» را در موقعیت یک کارفرمای ثروتمند برای آثار منحصر به فرد قرار می دهد، حجم وسیع تولید نفت، گاز و منابع معدنی در سال های اخیر توسط قزاقستان است؛ اپوزیسیون سیاسی نیز در قزاقستان، چندان مخالفتی با آقای رئیس جمهور و فعالیت های عمرانی بلند پروازانه او ندارد.

آنچه ریاست جمهوری قزاقستان از نورمن فاستر خواسته بود، مرکزی عظیم برای گفتگوی ادیان در کنار سالن اپرایی قابل رقابت با بزرگترین سالن های جهان، یک موزه ملی فرهنگ، دانشگاهی برای مقوله تمدن و مرکزی برای تعاملات گروه های نژادی و جغرافیایی قزاقستان بود.

قزاقستان با ترکیب جمعیتی 50 درصد روس با مذهب ارتدوکس، 50 درصد مسلمان قزاق و نیز با افزایش اختلافات افراط گرایانه قومی، می توان به نظر بایف برای آنچه در ذهن می پرورد حق دارد؛ از نظر بین المللی نیز وی در سپتامبر 2003 میزبان کنگره رهبران مذهبی جهان بود و طبیعی است که بخواهد این موضوع را به جریانی دائمی تبدیل کند.

فاستر شکل هرمی را برای نداشتن هیچ گونه تاثیر منفی به لحاظ مذهبی انتخاب کرده است. وی که تاکنون تعداد زیادی سالن کنسرت، گالری های هنری و موزه طراحی کرده است، اهمیت این مرکز را بیش از همه تلقی می کند؛ «این مجموعه در اصل یک مرکز فرهنگی است، اما از آنجایی که قرار است میزبان یک کنفرانس صلح متشکل از پیروان 18 مذهب جهانی باشد، دیگر مختصات آن بسیار فراتر از یک مرکز فرهنگی خواهد بود. مختصاتی به عظمت مذهب، صلح و همکاری جهانی...؛نشانه ای در جهت ترک هر گونه مخاصمه و خشونت برای توسعه عدالت و برابری انسان ها...».

هرمی عظیم، ساخته شده از الگویی الماس گونه، ملبس به صفحات مجوف فولاد ضد رنگ و پلاک های سنگی خاکستری کم رنگ که در رأس به شیشه رنگی ختم می شود؛ رنگ هایی ملهم از پرچم قزاقستان و عظمتی در خور خودنمایی یک ملت.

قرار است 200 نماینده از مذاهب مطرح جهان هر 3 سال در قالب نشستی عظیم با همکاری شورای امنیت سازمان ملل در این محل گرد هم آیند، یک گردهمایی، درست در نقطه زیرین راس هرم. فاستر خود رد این مورد می گوید: «آنچه برای من اهمیت داشت نمادینه کردن صلح بود.». یک مرکز تحقیقاتای برای مذاهب جهان کتابخانه ای عظیم، طبقه تحتانی مرکز  همایش ها را در بر می گیرد. سالن اپرای 1500 نفره، مردم را به سوی خود فرا می خواند و فاصله پایین ترین بخش این تالار با راس هرم بالغ بر 77 متر است.

برای مردم عادی نیز جنبه های نمایشی قضیه اگر بیشتر نباشد کمتر نیست؛ هرم که بر روی تپه ای مصنوعی بنا شده، بسیار عظیم تر از آنچه هست، به چشم می آید.

داستان زندگی این یادمان ملی وقتی بسیار جالب توجه تر می شود که وارد باغ آسمانی مرکزی شویم؛ نورپردازی تاثیر گذار و ترکیب فضاسازی سبز در داخل حجمی عظیم از دیوار های شفاف و مسیری زیگ زاگ با حرکتی رو به اوج، بهشتی اثیری را تداعی می کند. برنامه ریزی ساخت این اثر آن چنان سریع بود که برای خود معمار نیز باور کردنی نیست؛ شغل سابق نور سلطان نظربایف در زمان کمونیست ها به عنوان کارگر فولاد سازی، بسیار به طراحی و ساخت هر چه سریع ترسازه فولادی بنا که حائز شرایطی خاص است، کمک کرد. سازه ای که با توجه به نوسان دما در پایتخت جدید از 40 درجه زیر صفر تا 40 درجه بالای صفر (آب و هوای عادی در استپ های آسیای مرکزی)، بسیار حساس و تعیین کننده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برج روسیه، مسکو، روسیه (2011-2007)

شرکت فاستر اقدام به طراحی بلند ترین برج اروپا در مسکو نمود. قرار است این برج از آسمان خراشهای فدراسیون در مسکو (با ارتفاعی معادل 1425 فوت) که مراحل اجرایی آنها هنوز به پایان نرسیده است پیشی گیرد. پس از ارائه سه آلترناتیو توسط فاستر، شهردار مسکو یکی از آنها را جهت اجرا برگزید، ساختاری سه وجهی متصل به ستون فقرات مرکزی، به ارتفاع 600 متر (5000 متر مسکونی) و 118 طبقه (کف تا کف 4.25 متر) که در کل مساحتی معادل 5.5 میلیون فوت مربع را در بر خواهد گرفت. سیستم تهویه طبیعی، مهار برف و باران امکاناتی چون پیست یخ برای استفاده عموم در طبقه همکف، 101 آسانسور و ... قسمتی از تسهیلاتی است که برای این برج در نظر گرفته شده است. طبقه بندی فضاهای موجود به گونه ای است که بخشهای مسکونی و هتل ها در طبقات فوقانی و قسمتهای اداری و فروشگاهها در طبقات پایینی منظور شده اند. طبقات زیر زمین نیز پارکینگ مجموعه را تامین می کنند (3680 جایگاه پارک ماشین ها). هزینه ساخت این برج 1.5 میلیارد دلار و تاریخ اتمام مراحل اجرای پروژه 2011 برآورد شده است.

 

 

 

ساختمان جدید مرکز تجارت جهانی، خیابان 200 گرینویچ شهر نیویورک، نیویورک، ایالات متحده (2011-2007)

ارتفاع برج با آنتن 411 متر (ft1.350)، این برج 78 طبقه است، ارتفاع طبقات 382 متر (ft1.254) و مجموع مساحت طبقات 235000 متر مربع (dq ft 2.530.000)می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1987-1989 «برج سده یا قرن» بونکیوکو، توکیو

طرح: دفتر معماری فاستر و همکاران: ن. فاستر ، د. نلسون، ک. شاتلورث،م. برامهال، اچ.کان،ت. پولیتوویسز، ای. سیلینگ، یاکوبو؛ دفتر معماری فاستر و همکاران ژاپن: سی. سدون، اچ.براور،ای.میلر،ک.لویی،اچ.آنو.

پس از ساخت یک آسمان خراش در هنگ کنگ، توکیو محلی شد تا این شرکت دومین آسمان خراش خود را -که همچون برج قبلی، با توجه به مفهوم انعطاف پذیری فضا ساخته می شد- تجربه کند. این دو برج، از جنبه های مختلفی چون گونه شناسی عملکردی و فرم مشابه یکدیگر و حتی در برخی موارد یکسان هستند. رابطه و شباهت آنها، از جنبه ی فن آوری ساخت به کار رفته در آنهاست. ترکیب بندی غیر معمول این ساختمان، نتیجه ی کنار هم قرار گرفتن دو برج 19 و 21 طبقه است. این دو برج مجاور هم، به وسیله ی تالار ورودی بلندی که روشنایی عمق کامل دو برج را تأمین می کند از هم جدا شده اند. انعطاف پذیری فضاهای اداری عاری از هر گونه عناصر سازه ای ثابت، از طریق انتقال سرویس ها و عناصر تأسیساتی به دو ضلع خارجی بنا و انتقال سازه ی اصلی و قوی ساختمان به دو ضلع دیگر، به حداکثر رسیده است. سازه ی این بنا به گونه ای طراحی شده که بیشترین میزان ایمنی را در برابر بلایای طبیعی (مانند زلزله و طوفان) دارد و در عین حال، ابداع آگاهانه و خردمندانه ای در زمینه ی ساخت و سازه های ژاپن به شمار می رود.

الگوی قوی و گویای به کار رفته در اسکلت سازه ای همراه با مهاربندی های آن، به درهای سنتی ژاپن که «توری» نامیده می شود اشاره دارد و علاوه بر نشان دادن ترکیب بندی معماری، فنی نماها، نظم حاکم بر توالی بلوک های طبقات را نیز به نمایش می گذارد. موضوع دیگر اینکه عناصر خطی نما، طبقات حایل و طبقات معلقی را که از خط نما و تالار ورودی عقب کشیده اند، از یکدیگر تفکیک کرده است.  ورودی ساختمان که در طبقه ی همکف قرار دارد. از بالا، جلو و عقب نورگیری می کند و به فضای پشت ساختمان دسترسی دارد. در این قسمت یک سطح شیشه ای منحنی قرار گرفته که آب بر روی آن جریان می یابد و هوای تهی گاه استخر شنا را خنک می سازد. این فضا، یادآور طرح سنتی معبدهای ژاپنی است. یک نگارخانه ی هنری نیز در طبقه ی اول زیرزمین و زیر فضای بلند واقع در آن قسمت، ساختمان را به یک سیلوئت شاخص در بافت شهری منطقه ی بونکیوکو تبدیل کرده است.

1992-1998 فرودگاه بین المللی هنگ کنگ، چک لاپ کوک هنک گنک

در جولای 1998، فرودگاه چک لاپ کوک به تنها فرودگاه هنک گنگ  تبدیل شد. این فرودگاه در مرکز منطقه ای قرار دارد که به آسیا و استرالیا دسترسی دارد. به همین دلیل، به یکی از بزرگ ترین فرودگاه های جهان تبدیل شده است. در سال 2040، این فرودگاه قادر خواهد بود  سالانه 80 میلیون مسافر (برابر با کل ظرفیت فرودگاه های هیترو و JFK، در نیویورک) را جا به جا کند.

این فرودگاه، یکی از جاه طلبانه ترین پروژه های ساخت و ساز در دوران مدرن است. زمینی که این فرودگاه در آن قرار دارد، زمانی یک جزیره ی کوهستانی بود که در یک برنامه ی وسیع آماده سازی، قله ی آن (با ارتفاع 100 متر) برداشته شد و در سطحی به ارتفاع 7 متر از سطح دریا گسترده شد. به همین دلیل، مساحت جزیره به چهار برابر مساحت اصلی اش برابر با مساحت شبه جزیره ی کائولون توسعه یافت.

این فرودگاه بر اساس مفهومی طراحی شده است که برای اولین بار در فرودگاه استانزتد مطرح شد و از آن زمان، به عنوان الگویی برای ساخت فرودگاه های سراسر جهان تبدیل شد. مهم ترین ویژگی های آن عبارت است از: استفاده از سقف سبک بدون هر نوع تأسیسات و تجهیزات نورگیری طبیعی، ادغام تجهیزات حمل بار و قرارگیری تأسیسات و تجهیزات حمل و نقل در زیر کف تالار اصلی. این فرودگاه با داشتن فضاهای وسیع و روشن شده با نور روز، دروازه ی منحصر به فردی برای ورود به شهر به وجود آورده است.

طراحی فضاهای این فرودگاه با توجه به خواسته ی مسافران،موضوع دیگری است که بر اهمیت آن افزوده است. در این طرح، ایجاد حس جهت یابی به وسیله ی عناصر طبیعی-هم در داخل و هم در خارج ساختمان-  مد نظر بوده است؛ به گونه ای که مسافران، هم مرز خشکی و آب را به خوبی تشخیص دهند و هم بتوانند هواپیماها را تماشا کنند. این فرودگاه، پلانی به شکل Y دارد که سقف گنبدی شکل آن به عنصر پیوند دهنده ای در تمام طرح تبدیل شده است. جهت این طاق ها، بون توجه به جهت واگرایی شاخه ها و بال ها ثابت نگه داشته شده است. از این رو، امتداد بام – خود- به عامل موثری در تسهیل جهت یابی تبدیل شده است.

مسافران عازم سفر، در انتهای شرقی پایانه و در مرکز حمل و نقل زمینی پیاده می شوند و پس از کنترل گذر نامه وارد سالن شرقی (بزرگ ترین سالن خرده فروشی جهان) می شوند. اگر فرودگاه را یک شهر تصور کنیم، این سالن به مثابه ی بازار اصلی آن است. فضای فرودگاه، در قسمت بعد از این محوطه باریکتر می شود و به تالار طویلی می رسد که در آنجا 38 در خروجی برای سوار شدن به هواپیما وجود دارد.

مسیرهای دسترسی به این فرودگاه، یک جاده و یک خط آهن است که پس از عبور از یک فراز راه منتهی به لانتائو، به سمت جنوب حرکت می کند و با عبور از دو پل جدید امتداد می یابد. کل مسافت بین فرودگاه و شهر را می توان در بیست دقیقه طی کرد.

1995 دفتر مرکزی صنایع الکترونیک دوو سئول، کره

طراحی این ساختمان – یعنی دفتر مرکزی صنایع الکترونیک دوو- فرصت مناسبی بود تا نمای متناسب شهر سئول خلق شود.

این برج 166 متری، نیم رخ منحصر به فردی دارد و فرم منحنی آن که با حرکت به بالا هم گرا می شود، حاصل قوانین و آیین نامه های مربوط به سایه اندازی در شهر است که در نهایت، شکل برگ یا کشتی های بادبانی سنتی کره ای را در ذهن تداعی می کند. سازه ی فولادی این برج، دو ستون بیرونی و دو ستون داخلی را که خود تابع انحنای نماها هستند، با هم ادغام کرده است.

یک هسته ی مرکزی بتنی- فولادی، نیازهای سنگین تأسیسات فضاهای اداری وسیع و بدون ستون را تأمین می کند. بازوهای خرپایی به کار رفته در سازه، علاوه بر تأمین ایستایی جانبی سازه با باغ واقع در پشت بام که ارتفاع آن تا سه طبقه است نیز، هم خوانی دارد. بالابرهای سریع السیر شیشه ای که دید بسیار زیبایی به شهر دارد، در سطوح مربوط به باغچه ها توقف می کند و از آنجا از طریق پله برقی، دسترسی به سطوح اداری امکان پذیر می شود.

نمای شرقی این برج به طرف داخل انحنا یافته است تا ضمن ایجاد سایه بر دکل هم ارتفاع برج نیز تأکید کند. نقطه ی اوج این دکل، محلی برای فرود هلی کوپتر است که به صورت سطح پیش آمده و جالب نمایان شده است. به منظور افزایش سازگاری این ساختمان با اقلیم، کرکره های قابل تنظیمی در نما به کار رفته است که از طریق آنها می توان میزان تابش نور خورشید به داخل را کنترل کرد. پنجره های بازشو نیز تا حدودی امکان تهویه ی طبیعی را به وجود می آورد. علاوه ب این سیستم های کم هزینه و کم مصرف، یک سیستم خنک سازی تابشی نیز در سقف تعبیه شده که در کاهش هزینه های نگهداری، نقش بسیار مهمی دارد.

1996 برج هزاره لندن، انگلیس

ساختمان های بلند را یم توان نمودی از توان و آرمانشهریهای مدرن قلمداد کرد.

برج هزاره، ریشه در نیازهای شهر لندن داشت و پاسخی بود بر سیل مردمی که از حومه های شهر به محیط شهری باز می گشتند تا لذت زندگی شهری را تجربه کند.

این برج که در قلب شهر لندن و در سایت بازار بورس بالتیک سابق قرار دارد.140000 متر مربع فضای کاری به دست می دهد که شامل فضاهایی چون فضاهای اداری، آپارتمان ها، فروشگاه ها، رستوران و باغچه هاست. این برج با 92 طبقه و 385 متر ارتفاع، بلندترین ساختمان اروپا به شمار می رود.

پلان منحنی و توده های احجام مختلف آن به گونه ای است که دیدهای منحصر به فرد و مختلفی از زوایای گوناگون به دست می دهد. همچنین، در این نماها از شیشه ی بازتابی استفاده شده تا جلوه های غیر مادی ایجاد کند. نوک دو شاخه ی برج، عبور از فضاهای اداری با پلان عمیق به فضاهای مسکونی را بارزتر کرده و دو برج کوچکی به وجود آورده است که هر یک از آنها، ارتفاع متفاوتی دارد. تسهیلات عمومی، در محل تقاطع بخش های اداری و مسکونی در طبقه ی همکف قرار گرفته است. ساخت یک نگارخانه، دید پانورامای شورانگیزی از لندن و حتی فراتر از آن به دست داده است.

هنگامی که کارفرما از ساخت این پروژه منصرف شد، سایت آن را در شرکت سوئیس ری خریداری کرد. این شرکت از طراحان خواست ساختمان جدیدی طراحی کنند که اگر چه به بلندای برج هزاره نیست، ولی در آن، همان رویکردها نسبت به فرم و اکولوژی مد نظر قرار گیرد.

1997-2002 مرکز موسیقی سیج گیتس هد، نیوکاسل گیتزهد، انگلستان

مرکز موسیقی جدید، به یک نشانه ی شهری در منطقه ی تاین ساید تبدیل شده و به عنوان قلب پروژه ی وسیع تری برای بازسازی منطقه ی حاشیه ی رودخانه، از اهمیت و ارزش ویژه ای برخوردار است. علاوه بر این، نمادی از هویت بین المللی منطقه است که پیش بینی می شود سالانه نیم میلیون نفر از آن دیدن کنند. سایت این مرکز، در مجاورت پل هزاره ( پلی برای گذر عابرین پیاده و دوچرخه سواران که گیتزهد و نیوکاستل را به هم مرتبط می سازد) و پل تاین قرار دارد؛ به گونه ای که قوس بزرگ پل تاین، در فرم پوسته ای بام مرکز موسیقی هم منعکس شده است.

این مرکز دارای سه تالار و یک مدرسه ی موسیقی است که پایگاهی برای فعالیت های موسیقی سمفونیک و فولکور در منطقه ی شمال به شمار می رود و امکان اجرای برنامه هایی در زمینه ی موسیقی فولک، جاز و بلوز را فراهم می سازد. بزرگ ترین تالار این مجموعه، با استفاده از پیشرفته ترین تجهیزات صوتی و آکوستیکی ساخته شده و تا 1650 نفر گنجایش دارد. تالار دوم، برای فعالیت های مربوط به موسیقی فولک، جاز و موسیقی پاپ در نظر گرفته شده است و در صورت چیدمان انعطاف پذیر و غیر معمول صندلی ها می تواند تا 400 نفر را در خود جای دهد. تالار سوم، فضای تمرین گروه های مختلف و گروه سمفونی شمال و مدرسه ی موسیقی است. این مدرسه برای کودکان دانش آموزان و دیگر گروه های سنی طراحی شده و بر اهمیت این منطقه به عنوان یکی از مراکز مهم آموزشی موسیقی می افزاید.

هر یک از این تالارها به صورت مجموعه ای جداگانه مورد توجه بوده است؛ ولی ماهیت این سایت که در معرض وزش بادهای شدید قرار دارد، باعث شد که تالار سرپوشیده ای در امتداد کرانه ی آب طراحی شود و سه تالار را به یکدیگر متصل کند. درنتیجه، کل مجموعه با بامی غشایی که حول تالارها و راهروی عمومی پیچیده شده، پوشش داده شده است.

با قرارگیری کافه ها،  بوفه ها، فروشگاه ها، اطلاعات و دفتر فروش بلیط در تالار اصلی، این امکان به یک فضای عمومی وسیع تبدیل شده است. این راهرو، سرسرای ورودی تالارها و فضای عمومی مدرسه ی موسیقی – که پایین آن قرار دارد- محسوب می شود و چشم انداز زیبایی  به رودخانه ی تاین به وجود می آورد. با کاهش تسهیلات پذیرایی در فضای پشت صحنه ها، جو صمیمی و دوستانه ای در مجموعه به وجود آمده است؛ به گونه ای که نوازندگان نیز همچون تماشاچیان و دانش آموزان مدرسه ی موسیقی، از بوفه های مشترک راهروی عمومی استفاده می کنند.

مرحله ی برنامه ریزی ساخت مرکز موسیقی حدود ده سال به طول انجامید و طراحی آن نیز طی مشاوره ها و نظر سنجی های متوالی از نوازندگان و دوستداران موسیقی انجام شد. این مجموعه، خلأ جغرافیایی بین مراکز موسیقی شهر را که بر روی نقشه به وضوح دیده می شود، پر کرده است. نزدیکترین مکان برای فعالیت های هنری نیز در فاصله ی سه ساعتی این مرکز قرار دارد. علاوه بر این، این مجموعه مکمل مرکز هنرهای معاصر بالتیک فلورمیلز واقع در همان منطقه است که در کنار هم،کرانه ی رود تاین را به یک منطقه ی هنری تبدیل کرده اند.

1998 مرکز فرهنگی دوبی

این مرکز فرهنگی واقع در دوبی، با توجه به سنت های بومی معماری در منطقه ی خلیج فارس طراحی شده است. پلان این ساختمان، طرح خانه های سنتی اعراب را تداعی می کند. این خانه ها دارای فضای مشترکی در مرکز است که لایه ای از فضاهای خصوصی ونیمه عمومی حول آن قرار گرفته اند و در نهایت، مجموعه ای از فضاهای اجتماعی و باغچه ها و لایه ی خارجی آن را تشکیل می دهند. این چیدمان فضایی، اهمیت زندگی خصوصی خانواده و توجه به فضای عمومی – برای گردهم آیی و معاشرتی دوستانه در فرهنگ عرب- را منعکس می کند. همچنین، این مرکز نمادی از گونه شناسی فضاهای محلی ماند آبادی ها، خیمه ها و بازارهای سرپوشیده است.

این مجموعه، از ساحل دوبی در خلیج فارس منشعب شده است؛ به طوری که فرم اصلی و هیجان انگیز آن روی آب قرار گرفته و از طریق پلی شامل ساختمان های مسکونی،  با ساحل ارتباط یافته است. واحدهای مسکونی با باغچه هایی در وسط، در پایین سکویی قرار گرفته اند که جاده و پل را بر روی تکیه گاه سازه ای به وجود آورده اند.

این جاده، علاوه بر سایه اندازی بر روی واحدهای مسکونی، به حفظ حریم خصوصی آنها نیز کمک می کند؛ زیرا از بالای سطح جاده، داخل این آپارتمان قابل رویت نیست. این مجموعه، در کل اسکله ای را به وجود می آورد که کشتی ها می توانند اطراف آن توقف کنند. از سوی دیگر، گشودگی های موجود در سازه ی پل به گونه ای است که قایق های کوچک می توانند از زیر آن عبور کنند.

این مرکز شامل یک مدرسه ی موسیقی با خوابگاه، دو تالار کنسرت و یک مرکز نمایشگاهی با تماشاخانه هایی برای نمایشگاه های موقت و یک نمایشگاه دائمی است. در وسط مجموعه هم میدان عمومی کوچکی برای تجمع مردم وجود دارد. این فضاهای عمومی (از جمله فروشگاه ها، باشگاه های ورزشی و مراکز خدماتی) از طریق پله برقی قابل دسترسی است. بدین وسیله فضای خصوصی مدرسه ی موسیقی کاملاً جدا می شود و از طریق یک ورودی مجزا قابل دسترسی است.

در این مجموعه، سنت های محلی مربوط به کنترل شرایط محیطی به طور کامل مورد توجه قرار گرفته است. در این مرکز، بام شفاف و وسیعی کل مجموعه را پوشش می دهد. وظیفه ی این بام، حفاظت در برابر تابش خورشید و به جریان انداختن هوای خنک در فضاهای عمومی است. سازه ی این بام دارای کرکره ای آلومینیومی است که روی تیرهای فولادی حلقه ای قرار دارد و به دلیل سبک وزن بودن آن، تنها از دو تکیه گاه برای نگه داشتن آنها استفاده شده است.      

  

                 

                                                     

          

        

منابع:

 

1- محمد حسین احمدی شلمانی،هفت معمار،چاپ سوم، نگاران شهر چاوش،1389

2- الدوبندتی،ترجمه : میرسعید موسوی، نورمن فاستر، چاپ دوم، نشر خاک، 1384

3- www.fosterandpartners.com

4- www.maha-shalmani.com

+ نوشته شده در  90/09/01ساعت 19:25  توسط deadgirl  | 

با مراجعه به فرهنگ عمید کلمه باغ، خود معنای معین و محدودی را که بیان گر مکان یا فضای پوشیده و محصور از درختان را در بر می گیرد. اگر بازتر بنگریم و به تفسیر اساطیری لغت بپردازیم ،در ذهن کلمه فردوسی تجلی می کند، که در فرهنگ ایران به معنای باغی است با استخرها، برکه ها، درختها و گل های رنگارنگ و این خود نمایانگر، علاقه و وابستگی ایرانیان به طبیعت است.

در تورات از باغ های باستانی خوزستان به دفعات و به طور پراکنده در بخش های مختلف عنوان شده است.

بر اساس طبع حساس و ظریف جدایی ناپذیر ایرانیان از طبیعت ، تجسم اشکال طبیعی از قبیل: ایجاد کانالهای آب ، بهره جستن از کاریزها و ریشه دادن به مظهر قنوات در باغات به تدریج مرسوم گشته است . با الهام از انواع چاههای آرتزین و فوران چشمه های آب معدنی ، خلق فواره در حوض های ایرانیان پدیده ای زیبا و سرگرم کننده بوده است . اساس های شکل گرفته ، به قالب زیبا در آمده و سینه به سینه در چرخه هنر باغ سازی تا به امروز کشیده شده است .حتی در مورد گسترش کشت گیاهان زینتی، در ایران قدیم تنوع زیاد نبوده و بیشتر شامل: انواع نسترن های رنگین، یاس، شقایق، سوسن، بنفشه، میخک و شب بو و ... بوده است. ولی بر اساس سفرنامه شاردن (در قرن هفدهم از ایران بازدید کرده) تمامی گل هائی که در فرانسه وجود دارد در ایران نیز یافت می شود.

بررسی آثار مینیاتوری موجود،قالی بافی و ارتباط آن ها با گذشته های دور و آثار تاریخی، بیانگر این هنر می باشد. بر اساس شواهد موجود، آثاری به دست آمده که در باغ های قدیم ایران استخرها و آب نماهای متعدد به اشکال مستطیل و دایره ای احداث می شده و بندرت چند گوشه ای بوده اند. ولی برخی آثار موجود بعد از قرن نوزدهم، نشان می دهد که حوض و استخرهای هشت گوشه ای و دوازده گوشه ای متداول گشته است این طرح را در آثار و نقاشی ها به طور وضوح می توان یافت. ضمناً طرح های فواره سازی و آب نماهای کوچک بسیار مرسوم بوده، از آثار تاریخی باقی مانده حوضچه ای است که امروزه در عمارت عالی قاپو دیده می شود، با ایجاد اشکال آب روها و آب شره ها که امروزه هم کم و بیش وجود دارد. از بقایای این آثار به طور ذهنی و عملی، وجود حوض ها و استخرهای کوچک در منازل قدیمی جنوب تهران و شهرستان ها می باشد.

به نظر می رسد تاریخچه احداث باغ و به نظم درآوردن محیط از نظر زیبائی با درک احساس و اسناد تاریخی مردم هم زمان باشد، این دوره از تاریخ قرون وسطی یا قرون طلائی نیست، بلکه به طور تکاملی از افکار و احساسات مردم سرچشمه گرفته است. بنابراین هنری است که هرگز نمی میرد.

بنابراین اشاره علامه قطب الدین محمود این مسعود شیرازی از کتاب کمال الدین ابوالحسن فارسی در قرن هفتم هجری (کتاب مناظر و مرایا در کتابخانه مجلس موجود است) در کتاب دره التاج راجع به باغ هلو چگونگی طراحی آنها چنین آمده است، بسیاری از باغ های ایران از اصول قرینه سازی، ترکیب رنگ گل ها و گیاهان برخوردار بوده  و خود از سبک و روش خاصی در زمینه آرشیتکت باغ بهره مند می باشد. اسناد و مدارک دیگری از امام فخر رازی در سنن و مناظر آملی در نفایس الفنون، مناظر بوعلی سینا در شفا و سنخ دیگر از سایر حکما (بعضی ها به طور مستقل تالیف شده، برخی در ضمن بیان نکات ریاضی و در علوم ریاضی) وجود دارد. این تالیفات عموماً علمی، نظری و مدلل بر تأثیر ریاضیات و نقش آن در علم مهندسی باغبانی است. مدارک مذبور خود مدلل بر وجود باغهای مختلف در تاریخ ایران می باشد. از جمله در زمان زرتشتیان، نشانه هائی از باغ های مصفا در دست است و بنا بر گفته چاردین در دهکده نجف آباد نزدیک اصفهان باغ های زیبائی موجود بوده است.  زرتشتیان علاوه بر کشاورزی و باغ داری، در آب رسانی به طریقه حفر قنوات مهارت بسیار داشتند و اثراتی مدلل بر این موضوع در دست است.

تاریخچه باغ های قدیمی ایران به حدود سه قرن قبل از میلاد مسیح می رسد، ولی متأسفانه قبل از آن آثار و بقایا و متونی در دست نیست. برخی بر این عقیده اند که نخستین پردیس ها در شوش ساخته شده و در دوران خود به حد اعلای درجه زیبائی رسیده است.

هنر طراحی و معماری باغ ها در ادوار تاریخ کاملاً تحت تاثیر مسائل محیطی، اقتصادی و سیاسی قرار داشته، در طول تاریخ به اوج و اعتلائی رسیده و گاهی کاملاً مورد بی توجهی و بی میلی قرار گرفته است. زیرا تجربه ها و سنت ها و نوع زندگانی تاثیر بسیاری در رفتار ما نسبت به محیط و طبیعت باقی می گذارد. نتیجتاً بسیاری از آن ها معدم شده و یا در دوره خاص خود سبکی را نشان نداده است.

در هر حال این سنت ها در بسیاری از شهرهای فعلی ایران در طول تاریخ به گونه ای بارز وجود داشته است،  آن چنانکه آنندراج در این زمینه گزارش مفصلی دارد از جمله باغ نظر اصفهان و همچنین اشاراتی که در فارس نامه در مورد باغ وکیل شیراز (متعلق به مرحوم وکیل) باغ نظر کازرون (متعلق به حاج علی خان) آمده است که در حدود 1080 سال قبل ساخته شده و از آثار تاریخی و تالیفات متعدد محققین چنین  بر می آید که مجموعه ای از چندین باغ را باغ نظر می نامیده اند. ولی قدیمی ترین آثاری که امروزه تعدادی از آن ها به جای مانده آثاری است که از دوران تیموریان آغاز می گردد. آثار مزبور مربوط به بعد از اسلام در ایران می باشد.(بر اساس اسناد موجود به صورت نقاشی و یا منعکس شده آن به صورت طرح هائی بر روی قالی و قالیچه ها می باشند.)

در دوران تیموریان باغ های بسیاری به دستور تیمور لنگ در اطراف شهرها و مراکز تجمع احداث گردیده است. به عنوان مثال باغ هائی که در سمرقند د اطراف کاخ های سلطنتی و متنفذین احداث شده، ولی در طول تاریخ آن ها به تدریج از بین رفته اند.باغ های مزبور تحت عنوان باغ های دوره تیموری مشخص می گردند.  از خصوصیات این باغ ها وسعت زیاد،احداث ساختمان ها به طور کناری و ایجاد تزئیناتی بر دیوارهای محصور شده اطراف باغ است. در برخی از آثار دیده می شود که ساختمان ها در وسط باغ واقع و اطراف آن ها را خندق هائی پر از آب احاطه می کند، در اطراف خندق ها از درختچه های وحشی از نوع تمشک و گیاهان تیغ دار پوشانده می شده است.

در این گونه باغ ها حوض های بزرگی را که توسط انهار پر می شده با فواره های بلند و فراوان ایجاد می کرده اند. احداث سکوبندی، سنگ فرش خیابان ها، آب شره ها و خیابان های متقاطع و مستقیم با کاشت درختان غیر مثمر در کناره آن ها به منظور ایجاد سایه معمول بوده است.

گاهی در این گونه باغ ها پرندگان خانگی یا اهلی شده نگاه داری می کرده اند.

در سیر تحولی تاریخ طراحی باغ دوره صفویه همانند زنجیری به دوره تیموریان مرتبط بوده است و منحصرا تغییرات کوچکی یافته است. شاید بتوان گفت سبک پدید آمده به نام سبک صفوی معروف است. به عنوان مثال باغ فین کاشان که از آثار دوران صفویه است، دارای آب نماهای زیبائی می باشند (آب آن دارای جیوه بوده و درخشندگی و زیبائی خاص دارد).این باغ ها با دیواره های بلند محصور شده و در محل ورودی آن فضائی به عنوان فضای تجمع احداث شده و عمود بر این سطح، خیابان های موازی با جوی هائی شیب دار و با فاصله های نامنظم پله دار ایجاد شده است، در قسمت انتهائی باغ ساختمان کوشک مانند ساخته شده و در وسط باغ حوض بزرگی که درختان تنومند در اطراف آن است مشاهده می گردد. امروزه با تغییراتی که در فضای سبز آن داده اند خیابان های عمود بر یکدیگر و منظم درست کرده اند ولی روی هم در طرح اصلی آن تغیرات زیادی داده نشده است، در مورد خصوصیات اصلی این باغ و ساختمان توضیح و بحث مفصلی لازم است که در این مجموعه نیازی نیست.  ولی متذکر می گردد که در دوران قاجاریه این باغ از معروفیت تاریخی خاص خود برخوردار بوده است تا آن جائی که برخی احداث آن را به دوران قاجار نسبت می دهند. بطور کلی به نظر می رسد این باغ به شخص یا کسی متعلق نبوده بلکه نوعی پارک عمومی و نظرگاه بوده است. چنان که در روضه الجنات آمده است باغ نظرگاه هرات هم از همین گونه می باشد.

سیر تاریخ باغ سازی در دنیا

انسان در طول تاریخ سعی در شناسایی و ارزیابی محیط خود کرده است، بر همین معیار تلاش نموده به نحوی با طبیعت ارتباط صحیح و مناسبی برقرار کند. این کوشش گاهی به گونه ای بوده است که موجب تخریب محیط گشته و گاه نیز همگام با آن حرکت کرده است. بنابر نظریه محققین زیست شناس این پدیده عکس العملی است که انسان در مقابل طبیعت نشان داده است. به طور کلی انسان متأثر از محیط زیست خود بوده و گاهی در بازسازی طبیعت، تخیلات و ایده آل ها هم نیز در جهت مناسب و موافق آن قرار می گیرند و شرایط و امکانات اکولوژیکی خود تنوع وسیع گیاهی را در سرزمین ها پدید می آورد. اگر به تاریخ و افسانه های اساطیری به دقت توجه شود، قصه باغ نمرود و شداد ( که بهشت موعود را تصویر کرده است ) بیانگر سیر تاریخ باغ سازی است و به حدود بیش از سه هزار سال قبل از مسیح می رسد. ولی در رهگذر تاریخ، زمان فراعنه و حضرت موسی، نمایانگر آن است که در اطراف رود نیل باغ های مشجر زیتون و طرح های هندسی بسیاری معمول بوده و در اطراف معابد، مقابر و کاخ ها درختان کهن همراه با گیاهان زینتی معطر، پیچک ها وگیاهان رونده کاشته می شده است. اگر توجه کنیم در مورد هنر باغ سازی در سیر تاریخ، یکی از عجایب هفتگانه باغ های معلق بابل بوده که بخت النصر پادشاه بابل برای ملکه خود در ششصد سال قبل از میلاد مسیح ساخته است. آن طور که در داستان ها آمده است این باغ ها پنج طبقه بوده و به فاصله پنجاه پا روی هم قرار داشته اند که در هر طبقه آن درختان بزرگ و گیاهان زینتی کاشته بوده اند، ولی اکنون آثاری از آن بر جای نمانده است. برخی از محققین بر این عقیده اند که باغ های تفریحی پارسیان و مصریان در طول تاریخ مخصوصأ قبل از میلاد مسیح، بزرگترین منبع الهام بخش هنر باغ سازی در یونان قدیم به ویژه در دوران افلاطون و ارسطو، بوده است. در یونان قدیم اینگونه پارک ها و باغ ها محل تجمع فلاسفه بوده است. در مورد باغ های پیش هز میلاد مسیح مدارک و اسناد بسیاری وجود دارد، از جمله اظهار نظر پلاتو ) Palato (  در مورد باغی که در آتن در چهار صد سال قبل از میلاد مسیح در شهر ویولت )  ( Violetبوده و در آن جا با سقراط به بحث می پرداخته است. پلینی ( Pliny ) در کتاب تاریخ طبیعی خود که مبنای گیاه شناسی دارد، از باغ های بزرگ و وسیعی که در روزگاران روم قدیم وجود داشته سخن به میان آورده است و در آن از باغ های پوشیده از گل، جدول بندی و نوعی طرح قرینه بحث می کند.

بطور کلی سبک باغ های قدیم روم به گونه ای گسترش یافت که در منازل بصورت باغچه ها و تراس بندی مرسوم گشت. امروزه کم و بیش در بسیاری از قسمت های ایتالیا می توان باغ های تراس بندی شده را که متأثر از تاریخ است مشاهده نمود. بایستی گفته شود در قرون وسطی نیز هنر باغ سازی توسعه چندانی نیافته، ولی بتدریج در طول قرون رو به تکامل نهاده و به نوعی اشاعه یافته است. شاید اینجا مناسب باشد به زیباترین باغ پس از اسلام اشاره شود که باغ قصر الحمرا می باشد. این باغ در جنوب اسپانیا و نزدیک به گرانادا واقع شده است. در این باغ حوضچه ها و حوض خانه هایی که در حد وسط ساختمان و فضای آزاد است احداث شده. یکی از شاهکار های مهم آن نحوه آبرسانی و استفاده از نی و کانال می باشد. در این باغ اطاق هایی همانند تراس های سز پوشیده با گیاهان سبز، نحوه ارتباط فضای داخل و بیرون را مشخص می کند. بطور کلی سبکی که در این باغ به کار رفته کاملاً ایده های شرقی داشته و وجود آب نما ها و فواره ها در بیرون وداخل ساختمان، دلیل بارزی از ورود طبیعت به داخل ساختمان می باشد.

هنر پارک و باغ سازی از اوائل قرن سیزدهم بتدریج رو به تکامل نهاده است، آثار آن بصورت تابلو های نقاشی در موزه های انگلستان و فرانسه دیده می شود. در اواخر قرن شانزدهم و اوائل قرن هفدهم که دوران جهش های بزرگ علوم طبیعی و فلسفه است، سبک ها و روش های باغ سازی اختصاصی، در بعضی از ممالک مشخص گردیده و از همین قرن حفظ فضای سبز و طرح ایجاد مکان های زیبا جهت زیبا سازی محیط برای متخصصین و مردم عادی مفهوم یافت. بنابر این ساختن قصر هایی را که در میان انبوهی از درختان جنگلی متداول بوده و به تدریج منسوخ گشته و سعی بر آن نمودند که اطراف ساختمان فضای باز و گسترده ای همراه با گل های دائمی احداث نمایند. آثار تاریخی زیادی در طول تاریخ پدید آمده که کمو بیش تعدادی از آن ها با بازسازی باقی مانده اند. به عنوان مثال باغ های ورسای، لوکزامبورک و تویلری. که سبک های اختصاصی در طراحی آن بکار رفته و مشابه آن ها در ایتالیا ( سرزمین هنر و معماری و طراحی )، انگلستان و اطریش و . . . وجود دارد.

مناسب است برای آشنائی با سبک طرح هائی که کم و بیش جنبه تاریخی و اصولی دارند و در بسیاری از کشورهای اروپائی و مشرق زمین باقی است تعدادی را مورد بررسی قرار دهیم.

نرده ها

کاربرد نرده در آغاز ، به منظور وسیله حفاظت ساختمان ، باغ و پارک و ... بوده، ولی امروزه علاوه بر نقش حفاظتی جنبه تزئینی نیز دارد. طبیعی است بر حسب نوع جنس و کاربرد آن ، متخصصین طراحی، انواع و اشکال متنوعی را در این زمینه ارائه و توصیه کرده اند که بر حسب کاربرد به چند دسته طبقه بندی می شوند:

نرده های آهنی و توری

نرده های آهنی ، برحسب ذوق و سلیقه سازندگان به اشکال مختلف و طرحهای متنوع ، برای علاقه مندان تهیه و ارائه شده است . این گونه نرده ها ممکن است به طور مستقل با سطح زمین در ارتباط بوده ، طول و ارتفاع آنها متغییر می باشد. همچنین بر حسب سلیقه های خاص فردی ، نرده های آهنی بر روی دیواره های کوتاه، توسط ستون هایی به یکدیگر متصل می گردند و دیواره حفاظتی را پدید می آورند. در کنار این گونه نرده ها ، می توان از برخی گیاهان رونده یا گیاهان مربوط به پرچین ، جهت تزئین استفاده نمود.

 

 

نرده های چوبی

با وجود آن که عمر و دوام چوب در این مورد بسیار کم  و محدود است ، لذا امروزه کاربرد آن بسیار می باشد. این گونه دیواره ها در بیرون ساختمان به منظور دیواره حفاظتی همراه با پوشش گیاهی جهت زیبایی مرسوم است و به اشکال مختلف و متنوع ساخته می شوند. دیواره های مزبور ، گاهی از شاخه های درختان به صورت طبیعی یا کاملا خراطی شده ، مورد استفاده قرار می گیرند . دیواره های چوبی علاوه بر نقش حفاظتی ، در داخل باغ و پارک به صورت پاراوان یا دیواره های منقطع برای گیاهان رونده در نزدیک دیوار ساختمان یا در وسط چمن بکار می رود.

نرده های تزئینی از بامبو

استفاده از این گونه دیواره ها در خاور دور بسیار مرسوم می باشد و حتی در داخل ساختمان نیز به عنوان دیوار جدا کننده به کار می رود. هنرمندان این صنعت،طرح های مختلف و زیبائی با ضخامت های مختلف از بامبو به صورت دیواره یا پاراوان ... می سازند. به طور کلی بامبو در صنعت کاربردهای متنوع و بسیاری دارد.

نرده های تزئینی فایبر گلاس

امروزه با پیشرفت صنعت پتروشیمی ، برخی از متخصصین با رنگ ها و صور مختلف ، نرده هایی با طول و عرض مناسب در کارخانجات تهیه و در دسترس علاقه مندان قرار می دهند.

داربست ها و آلاچيق ها

لغت داربست و آلاچيق در تعريف ، به معناي سايه بان آمده است ، ولي بر حسب موقعيت ، شكل ساختمان و طرز قرار گرفتن آن ، تعابير خاص خود را حفظ مي نمايد . احداث انواع داربستها و آلاچيق ها و آركها موضوع تازه و جديدي در هنر طراحي در باغ و منازل و پاركها نمي باشد و همراه با سير تاريخ احداث باغهاي عمومي يا پاركهاي دولتي ، قصرهاي حكام كه به منظور و مقاصد معينه پديد آمده است جاي بخصوصي دارد .

آلاچیق ها

در پارکهای عمومی ، فضاهای سبز بزرگ و … اطاقکهایی که کاملا با مصالح ساختمانی بنای منازل متفاوت می باشد ، ساخته می شود که نقش آنها نوعی سایه بان و یا استراحت گاهی موقتی برای عابرین است. 

معمولا در ساختمان این گونه اطاقک ها (آلاچیق) ، نکاتی را که از نظر چشم انداز و برخورداری از زیبایی منطقه ضروری می باشد ، مورد توجه قرار می دهند.گاهی در میان یا کنار این گونه آلاچیق ها ، حوضچه های کوچکی احداث یا در وسط آن از درختان پا بلند که بتوان در بالای آن چتری به منظور ایجاد سایه و تنوع در یکنواختی ایجاد نماید ، غرس می کنند.معمولا محل نصب یا برپا داشتن آلاچیق ها یک فرمول مشخص و کاملا تثبیت شده ای ندارد.گاهی آلاچیق ها را کنار استخرهای بزرگ ، آب نماها یا بر فراز بلندی در باغ ، در میان توده ای از درختان که حالت جنگلی دارند ، بنا می کنند.

به طور کلی تاریخچه احداث آلاچیقبه طور مستند در آثار باقی مانده ، چندان مشخص

 نیست. ولی از اوائل قرن هفدهم ، کم و بیش در برخی از باغات و قصر ها ، اطاقکی را دور از محل ساختمان به عنوان نشتن گاه میان روز و یا خلوت گاه می ساخته اند و برای تزئین داخلی یا خارجی آن از گلدان های گل استفاده می شده است.به عنوان مثال آلاچیق معروف باغ نیمانس در ساسکس انگلستان به سبک ایتالیایی همراه با ستون ها یا آلاچیق هایی به سبک کیوکس های شرقی در باغ سزین کوت در گوسیسترشیر کنار زمین بازی تنیس است. شکل و محل تعبیه آلاچیق ، بستگی به موقعیت زمین ، سلیقه طراح و شناخت چگونگی هم آهنگی با یکدیگر عوامل موجود را در باغ دارد.در مورد اشکال آلاچیق ها و طرح های آنها فرم هائی را در تصاویر ضمیمه ارائه می دهیم.

در شمال ایران آلاچیق ها بیشتر در باغات چای و میوه ، به اشکال مختلف با مصالح ساختمانی متنوع از قبیل : چوب ، بقایای ساقه های برنج و گندم ، هنوز هم مرسوم است . در برخی دیگر از نقاط ایران این گونه آلاچیق ها علاوه بر ویژگی خاص خود ، به عنوان انبار های موقت یا استراحت گاه نیم روز ، مورد استفاده قرار می گیرند. مصالح ساختمانی که در آلاچیق های روستایی ایران بکار می رود ، بسیار ابتدائی و از مصالح ارزان قیمت می باشد. 

 

 

داربست ها یا پرگولا

در طول تاریخ ، احداث این گونه سایه بان ها ، بسیار متداول و مرسوم بوده ، شاید گاهی مفهوم لغت به گونه ای باشد که در خواننده بتواند تصوری از ستون های مرمرین (روی آنها به فواصل مختلف سرپوش هایی از مصالح مختلف همراه با پیچش و پوشش گیاهان زینتی ) را پدید آورد. ولی به طور کلی این سایه بان ها به منظور ایجاد زیبایی و فضایی نیم سایه ، در روی قسمتی از تراس ها ، کنار دیوار ، بر روی راهروهای بریک که یک طرف آن دیوار می باشد، احداث می گردد. طراحان در نیم قرن گذشته به احداث داربست کمتر توجه نموده اند. ولی امروزه در معماری باغ ، پارک ها و منازل با فضای بزرگ ، کاربرد آن بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. قبل از احداث پرگولا ، بایستبی به سبک و فرم ساختمان کاملا توجه داشت ، تا هماهنگی آن با تمام خصوصیات ساختمان و باغ برقرار باشد.

کاربرد مصالح ساختمانی در شکل و زیبایی اولیه داربست بسیار موثر است . همچنین در انتخاب گیاهان به عنوان پوشش بایستی دقت شود و مناسب است بیشتر از گیاهان رونده مانند رزرونده ، کلماتیس ، گلیسین و ... استفاده کرد. طول و عرض داربست بر حسب موقعیت محل احداث ، متغییر می باشد.

شاید داربست ها را بتوان در اشکال و گونه های دیگری به عنوان آرک ، با فواصلی در خیابان های باریک ، با مصالح مختلف ایجاد نمود. آرک بیشتر در پارک ها یا منزلی که فاصله درب ورودی و ساختمان زیاد است یا درب ورودی توسط خیابان طویلی با ساختمان ارتباط پیدا می کند، کاربرد دارد. اصولا در خیابان های طویل ، کاربرد تعدادی از آرک ها ( طاق نماهای چوبی یا فلزی ) با عرض های مختلف در فواصل متفاوت ضروری می باشد. در کنار و اطراف پایه آرک ، گیاهان رونده و پیچنده ای که دارای گل های زیبا می باشد، کاشته می شوند و طاق نصرت هایی همانند تونل از گل و گیاه پدید می آورند.

آب و هنر در باغ

یکی از عناصر اصلی و حیاتی در باغ وجود آب است که قسمتی از آن منحصرا برای آبیاری حفاظت گیاهان و بخش دیگر به منظور ایجاد و خلق زیبایی در طراحی مورد استفاده قرار می گیرد. ولی آنچه که مورد توجه است وجود و تاثیر آب از دیدگاه خلق زیبایی و تنوع در محیط از قبیل تشکیل انواع نهرها ،به طور مصنوعی آب نما ها (حوض و حوضچه ) آبشارها چشمه های مصنوعی ،حلقه چاه ها استخر و آبشخور پرندگان است .از طرف دیگر وجود آب در باغ به هر یک از صور فوق ،خود به نحوی در متعادل کردن درجه حرارت هوا ، تامین رطوبت نسبی جهت گیاهان و ایجاد طراوت خاص موثر می باشد که نتیجتا مجموعه این عوامل از یکنواختی و خشکی محیط می کاهد .

نهرها

شرح و توضیح اختصاصی درباره نهرهایی که جنبه تزیینی داشته باشد، بستگی کامل به سلیقه و ذوق فردی دارد . بنا براین اگر ایجاد نهرها صرفآ به منظور آبیاری باشد و می توان از آن نیز برای خلق زیبایی به صور مختلف استفاده نماییم، می توان از شیب ها یا گردش های آب در زوایای مختلف با بکار بردن سنگ چین در طول مسیر یا تپه بندی هائی با قطعاتی از تراورتن، سنگ رودخانه، منظره آبشار کوچکی را ایجاد کرده یا در طول مسیر حرکت آب، حوضچه هائی با ابعاد کمتر از یک متر مربع احداث نمود و در اطراف آن سکوبندهائی به منظور گلکاری پدید آورد. گاهی نیز برای ایجاد زیبائی یا اهداف دیگر، نهرهای انشعابی را با گردش های شکل داده شده درست کرد که خود به نوعی بر زیبائی باغ می افزاید.مصالحی که در این مورد بکار می رود شامل: انواع قلوه سنگهای رنگین همراه با ملات سیمانی یا سنگ های مرمری و دیواره های بتونی است. گاهی در قسمت هائی که آب بایستی بصورت شره یا آبشارهای کوچک جریان یابد، از موزائیک و سرامیک استفاده می شود،  تا صدای آن آرامش بخش روان خسته رهگذران باشد.گاهی برای ایجاد زیبائی یا بیان مفهومی، در روی این گونه نهرها پل های کوچکی با اشکال و اندازه های مختلف احداث می نمایند.

مصالح ساختمانی آب نماها

مصالحی که برای ساختمان آب نماها به کار می رود، می تواند برحسب خصوصیات منطقه و شکل آب نما متنوع باشد. بدین ترتیب که برخی از آب نماها از آجر، سیمان، بتون و دیگر مصالح ساختمانی که به خوبی غیر قابل نفوذ هستند ساخته می شوند. گاهی آب نماهائی را که در باغ می سازند شکل و حالت طبیعی به آن می دهند و در کناره های بیرونی آن تراس بندی و گلکاری می نمایند. به طور کلی در مورد آب نماهائی که فرم هندسی دارند، آب نما را با بتون درست می کنند. به منظور تزئین در روی دیواره ها، کف، لبه و پاشوره های آن می توان از سنگ های تراورتن، مرمر، سرامیک، کاشی، قلوه سنگ و... استفاده نمود. در حالی که در طرح هائی که خطوط آن ها منحنی است از آجر و سیمان استفاده و سپس تزئینات فوق را به کار می برند. 

ابعاد آب نماها

1- عمق

همانطوري كه قبلا توضيح داده عمق آب نماها نبايستي زياد باشد ، و معمولا عمق را برابر با ارتفاع آب مورد نظر به علاوه 20 سانتي متر در نظر مي گيرند .

2- پهنا

پهناي آب نما معمولا برابر واحد مورد نظر به علاوه 2 برابر ضخامت ديواره ها است . مثلا اگر پهنا 2 متر و ديواره 20 سانتي متر باشد پهناي كلي برابر 40/2 متر مي شود .

3- كف آب نماها

كف آب نما را قبل از ديواره هاي آن آماده مي كنند ، بنابراين لازم است به نحوه ساختماني آن توجه شود .

_ يك قشر عايق از سنگريزه .

_ يك قشر با ضخامت 5 سانتي متر از بتون كم سيمان .

_ بالاخره پوشش بيروني يا نهايي از بتون .

_ شيب كف آب نما .

عايق بندي : امروزه براي عايق بندي آب نماها ، مصالح ساختماني متنوعي به بازار عرضه شده يا روشهايي را توصيه مي كنند كه مهندسين ساختمان از نكات خاص آن برخوردارند .

زير آب : استفاده از زير آب در حوض و حوضچه هاي قديمي كم و نادر بوده و معمولا جهت تخليه آب از دلو و افراد استفاده مي شده است . ولي امروزه با توجه به نوع ساختمان آب نماها از تكنيكهاي خاصي براي تخليه مانند : زيرآب يا موتور پمپ استفاده مي شود . در اين صورت معمولا در كنار آب نما چاه كم عمقي حفر مي كنند و جهت تخليه آب نما ، زير آب مستقيما توسط كانالي به چاه ارتباط پيدا مي كند .

امروزه با پيشرفت صنعت از مواد پلاستيكي ( پلي اتيلن و تركيبات مشابه ) مصالحي تهيه مي شود كه مي تواند به صورت پوششي در گوديهاي طبيعي يا مصنوعي از آن استفاده كرد . و آب نماهايي بدون ديواره ساختماني صاف احداث نمود .

استخر

طبیعت گرایش موجودات به آب و آب تنی، سبب شده که انسان ها بالاخص به نحوی از انحناء از این موهبت حیاتی تا آنجایی که میسر است ، حداکثر بهره برداری را بکنند . از آنجایی که سیر تسلسل علمی و تاریخی می نمایاند ، انسان ها از آغاز تا به امروز ارتباط خاصه خود را با آب حفظ کرده اند . اقوام و مردمانی که در کنار دریا و دریاچه ها می زیستند حداکثر امکان را برای استفاده از آب داشته اند آن دسته که امکان کمتری در اختیارشان بوده از آب های معدنی ، برکه های طبیعی، رودخانه ها و … سود برده اند .

سیر تاریخ و افزایش تجملات حیاتی ، تکنولوژی مدرن و امکانات مالی ،انسان را بر آن داشته که نیاز به آب تنی را با احداث حوض ،حوضچه یا استخر در منازل ، استخرهای محله

ای و کوچه ای یا استخرهای عمومی در استادیوم ها بر آورده کنند .

اگر به طرحهای مختلف استخرها توجه کنیم ، می بینیم که این گونه استخرها در اوایل قرن بیستم بیشتر به صورت مستطیل ، بیضی یا به اشکال هندسی منظم بوده است. در طول قرن حاضر بخصوص بعد از جنگ جهانی دوم ، در طرح اینگونه استخرها تجدید نظرهایی گردیده و اشکال هندسی نا منظم با خصوصیات بهداشتی بیشتر ،تزئینات نوری و تولید امواج مصنوعی در آب ، تفنن خاصی را به همراه آورده است .

در منازل بر حسب موقعیت ساختمان و امکان وجود فضای کافی ، استخرها در اندازه و اشکال مختلف ساخته می شوند.بطور کلی عمق استخرها نیز برحسب موارد استفاده از 10 سانتی متر شروع و به اندازه های استاندارد بین المللی در مسابقات می رسد. شیب در کف استخرها گاهی یک نواخت و کاملاً افقی یا بدون شیب است. در پاره ای دیگر از استخرها، عمق از 60 سانتی متر با شیب ملایمی شروع به عمق مورد نظر می رسد.امروزه در استخرها، آب از کانال معنی وارد و برای رعایت اصول بهداشتی با نظم معینی و روش خاصی تصفیه و یا ضد عفونی می شود. دیواره استخرها را با موزائیک، کاشی های صاف و رنگین یا ساده و سرامیک می پوشانند. در داخل استخرها سکوهائی (عرض حداقل 35 سانتیمتر و ارتفاع 20 سانتی متر) ساخته می شود که گاهی به جای سکوها می توان از نردبان های آهنی استفاده نمود. معمولاً در کنار عمیق ترین قسمت استخر محلی را جهت نصب تخته پرش (با ارتفاع مختلف) تخصیص  می دهند. جهت تخلیه استخر،کانالی در عمیق ترین قسمت آن تعبیه و هنگام تعویض آب دریچه مزبور را باز می نمایند. عمق معمولی استخرها را در منازل با فرمول های مختلف در نظر می گیرند که عبارتند از:

برای اطراف استخر و لبه های آن می توان از سنگ هائی که در دالاژ به کار می رود استفاده نمود. لزوماً سنگ های مزبور نباید لغزنده باشند. در کنار استخرهای منازل می توان محلی را برای سایه بان های چتری، آلاچیق ها، داربست های سایه افکن (پوشیده از گیاهان رونده)، نیمکت و ... و نیز  قسمتی مفروش از چمن تخصیص داد، اصولاً در ساختمان استخرهای عمومی یا استخرهای ویژه مسافران مسائل و اصول فنی ساختمان بایستی رعایت شود. معمولاً استخرهای عمومی در محله یا مناطقی که از لحاظ فضا و کان در مضیقه می باشند، بر حسب نوع استفاده، اعمال مختلف را در آن تعبیه می کنند. اگر فضا بحد کافی وجود داشته باشد دو یا سه استخر مستقل، بطور مجزا ، جهت استفاده اطفال در سنین مختلف تا بزرگسالان احداث می نمایند.

فواره ها و چراغها

حركت و چرخش نور و روشنايي در آب و آب نماها موضوع تازه اي نيست ، بلكه آن را به زمان لوئي چهاردهم و شاهكارهاي لونوتر نسبت مي دهند . به عنوان مثال در باغ ورساي ، در فصول مناسب ، نمايش نور و آب با موزيك براي تفرج و سرگرمي درباريان مرسوم بوده است . با پيشرفت علم و تكنيك اين پديده تكامل يافته و خود نوعي هنر انشعابي را پديد آورده است . تاثير نور و رنگ در زمينه هاي تاتر و دكوراسيون، كمك به بيان سوژه ها ، مشخص و مشهود است و در اين مورد متخصصين و فيزيسينهاي ورزيده اي وجود دارد .

چراغ ها در حیات بخشیدن و زنده نگاه داشتن و نشان دادن طبیعت گیاهان در شب موثرند. چراغ بطور گسترده و تمنوع در باغ به اشکال مختلف همانند چراغ پایه دار در کنار خیابان ها، چراغ های دیواری،لابلای توده و پوشش های برگ ها، آذین بندی های باغی، به اشکال مختلف در سطح چمن و کنار استخر یا زیر آب در استخر و آب نما کاربرد دارد. برای روشنائی در باغ از چراغ های کم نور با طرح های ژاپونی که اصطلاحاض فانوس نامیده می شوند، استفاده می گردد.

ساختمان اين چراغها از آهن و يا چوب مي باشد . تنوعي كه در ساختمان چراغهاي باغي و خياباني وجود دارد بر حسب سليقه و ذوق متخصصين و موسسات توليد كننده بسيار مي باشد ، طرحهاي پيچيده و يا بسيار ساده اي از فواره ها در آب نماها به كار برده مي شود كه همگي بر حسب امكانات ، ميزان آب ، موقعيت محل متغيير و متفاوت است و براي احداث آن از اصول هندسي و فيزيكي استفاده مي شود كه اصول كلي آن چرخش آب با فشار موتور پمپ از آب نما به فواره است .

چشمه ها

با استفاده از خصوصيات طبيعي ، طرحهايي از چشمه ها در باغهاي كلاسيك طراحي مي كنند . ايجاد چشمه هاي كوچك در باغها ، به طور مصنوعي به نحوي به لطافت و زيبايي فضاي باغ مي افزايد . در صورت امكان ، مسير و حركت آب را در باغ به صورت كانالهاي زيرزميني در مي آورند تا از يك نقطه به صورت مظهر ظاهر شود و نيز حوضچه كوچكي در كنار مظهر ايجاد مي كنند تا حالت طبيعي را پديد آورند . در باغهايي كه اين عمل ميسر نباشد از حوضچه هاي كم عمق يا تزئيناتي از قبيل فواره ها و موتور پمپ هاي كوچك استفاده مي كنند .

آشیانه پرندگان

یکی از خصوصیات بارز پرندگان لانه و آشیانه سازی است. این کیفیت غریزی طبیعی تقریباً در تمامی پرندگان وجود دارد. انسان ها با توجه به این کیفیت و الهام گیری از اشکال و طرح های آن ها، برای جلب پرندگان اقدام به ساختن آشیانه هائی در باغ یا پارک ها کرده اند. در ساختمان این آشیانه ها  از انواع مواد مانند قطعات کوچک چوب، نی، یا بوریا و... استفاده شده است. ساخت اینگونه آشیانه ها در باغ جنبه تفننی  زیبائی نیز دارد. گاهی در اطراف آشیانه ها، گیاهان رونده ای که بتواند کم و بیش آن ها را احاطه کنند، کاشته می شود تا لانه ها حالت طبیعی بیشتری داشته باشند.

بطور کلی لانه و آشیانه بایستی نزدیک توده درختان، در کنار برکه های طبیعی پوشیده از گیاهان بلند یا در کنار آبشخور پرندگان تعبیه و نصب گردد. اگر فضای مورد نظر عاری از توده گیاهان باشد، لازمست لانه ها در کناره یا قسمتی از ساختمان قرار گیرد، به طور کلی لانه ها بایستی از تابش مستقیم و شدید خورشید مصون باشند، گاهی آشیانه ها را در لابلای شاخه های درختان نصب می کنند.

انواع آشیانه ها

آشیانه ها را بر حسب محل و نوع کاربرد آن به اشکال مختلف می سازند برخی از نوع پایه بلند به ارتفاع 120 تا 180 سانتی متر می باشد. لانه هائی که در روی این پایه ها نصب می شوند به شکل جعبه بوده و دارای دو تا سه دریچه جهت ورود و خروج پرنده می باشد. این لانه گاهی بصورت شیروانی، گاهی مسطح یا به شکل جعبه های پستی ساخته می شود. ساختمان لانه ها گاهی به شکلی است که در روی انواع پایه ها، قطعاتی منظم می شود تا پرنده بتواند در روی آن ها نشست و پرواز نماید و همچنین مخزن کوچکی برای دانه یا مواد غذائی در آن تعبیه می شود. چنانچه آب در نزدیکی این لانه ها نباشد، لازمست از طشتک های کوچک یا حفره های کند شده در چوب استفاده شود.

لانه های بصورت جعبه های پستی و اشکال مشابه آنرا می توان با توجه به موقعیت ساختمان، در روی دیوارها، کناره بالکن یا سایه بان ها که گیاهان رونده آن را پوشانده اند نصب کرد.

هنر در باغ

سخن از آنجا آغاز می شود که هر کس برای بیان اندیشه، زبانی به کار می برد و هنرمند با زبان هنر سخن می گوید که خود بس لطیف و دل انگیز است. هرگز قصد بازگوی داستان بازشناسی هنر پیش از تاریخ را ندارم، ولی به طور کلی می توان اندیشید که مفهوم هنر در بین مردمان ماقبل تاریخ شاید گنگ و مبهم بوده است. بروز و رشد استعاره در هنر و استمرار در هنر و استمرار آن طی هزاران سال از بدو پیدایش هنر تا پایان عصر ماگدالنین خود می تواند موجب حیرت گردد و این تعجب زمانی به اوج می رسد که در فرهنگ های مختلف مانند شاتو پرونین، اورنیاسین، گراوتین، ... با توالی و استمرار مشخص بر جای مانده است. بسیاری از محققین کشیده اند تا هنری شاخص و ممیز هر یک از فرهنگ های فوق الذکر را بیابند. ولی دگرگونی در هنر چنان تدریجی و آهسته روی داده که محققین در انبوهی از صور حد واسط رها و غرق شده اند.

برخی بر این عقیده اند که در هر اثر هنری دو جذبه وجود دارد، نخست زیبائی و دیگری انگیزه آفرینش است. ولی نگارنده چنین می اندیشد، امروزه در دنیای متأثر از تکنولوژی، کاربرد تفهیمی و بیان گر آن در مکان  خود عامل سومی باشد. به عبارت دیگر سومین عامل خود در بیان واقعی دو عامل دیگر نقشی موثر بعهده دارد.

از میان بازمانده های هنر در تاریخ، چنین بر می آید که برخی از آن ها در کاربرد وظیفه مشخصی را نشان نمی دهند و شاید بتوان گفت تاکنون نقش رسالت آن ها به وضوح برای ما مشخص نشده است، از قبیل: مجسمه کوچک مشتمل بر پیکره های حیوانات و تندیس زن، پلاک های استخوانی و شواهد بیان می شود به طور کلی یا نقاشی شده، ولی آنچه که از نظر دلایل و شواهد بیان می شود به طور کلی زمینه قیاسی دارد. در هر حال نقوش و علائم اختصاری، خود مفسر مفاهیم خاصی است که بر روی پیکره حیوانات هم می توان یافت. مایه اندیشه در تمام این آفریده های هنری مشترک است و هر چه به سوی شرق سوق می یابیم با گسترش این پدیده بیشتر روبرو می گردیم. شاید این پدیده متعلق به اواخر فرهنگ گراوتین تاماگدالنین میانی باشد. انسان نخستین پیکره های کوچکی از جاوران تیره گربه سانان، اسب، گاو وحشی را می تراشیده است. در عصر پارینه سنگی، گاهی آمیختگی تصاویر دو یا چند حیوان، یکی از جنبه های مهم هنری محسوب می شده است و گاهی در سیر تکاملی هنر، این آمیختگی در مجسمه سازی بین انسان و حیوان مشاهده می شود که هنوز بسیاری از این آثار را در موزه ها و پارک ها، می توان به عنوان تبیین علائق انسانی توجیه کرد.

حال پس از این توضیح و مقدمه اگر به سومین عامل ذکر شده در بالا توجه کنیم، هنرمندان در معرفی و بیان پیکره ها در آرایش باغ، موزه ها و کاخ های سلاطین نقش اساسی داشته اند. الکساندریوپ (1744-1688) چنین می گوید، محل استقرار مجسمه یا پیکره در مکان محدود و مشخصی باید باشد تا بتواند حس زیبائی و توجه بیننده را جلب نماید. بنابراین کاربرد مجسمه در پارک ها و باغ ها می تواند به نوعی، مفاهیمی را بیان کند و متناسب برای هر گونه سطح و فضائی می بایست مجسمه به شکل و اندازه معینی به کار رود. برخی معتقدند نبایستی شکل و اندازه پیکره ها در باغ های کوچک و بزرگ فرق نماید.

در قرن هجدهم یا زمان ویکتوریا چنین مرسوم بود که در باغ ها، مجسمه و یا پیکره هائی از انسان در مکان های مشخصی از باغ نصب گردد. در تاریخ  باغ های ژاپونی، کاربرد سنگ خود سمبلی از واقعیت تفهیمی فرهنگ جامعه بوده است. امروزه با سیر تکاملی این فرهنگ، هنر پیکره های مدرن از پرندگان، انسان ها، با سمبل های مذهبی، خود مدلل ارتباط وجودی انسان با طبیعت است. برخی از هنرمندان بر این عقیده اند که مجسمه بایستی در میان درختان، یا در پای تراسی کوتاه و تپه واقع شود. برخی دیگر بر این عقیده اند که جایگزینی مجسمه در میان درختان کمی پوشیده خود زیبائی طبیعی را پدید می آورد.

.هر گونه عامل آرایش که علاوه بر بافت گیاهی است و محیط سرسبز را تنوع می بخشد، می تواند جزئی از هنر در باغ محسوب گردد. این خود می تواند شامل فرم دادن تک درختان، کوتاه نگاه داشتن آن ها تا کاربرد انواع گلدان ها، چراغ ها و... باشد. ولی به نظر نگارنده اگر زیباترین انواع وسائل و عوامل تزئینی درست، به جا در باغ یا پارک یا تراس منزل واقع نگردد علاوه بر آن که زیبا نیست، ناهنجاری و سردرگمی در محیط پدید می آورد. بنابراین توصیه می شود متخصصین و علاقه مندان تزئین و استفاده از امکانات هنری در باغ،  به این نکته حساس توجه نمایند که چه عاملی در کجا با چه رنگ و خصوصیاتی می تواند گویا و مبین مفهوم سمبلیک خاصی باشد.

در قرن هجدهم استفاده از گلدان ها در اندازه های مختلف خود نقش بسیار حساسی در یزبائی باغ به عهده داشته و در فضای فرهنگی و جامعه آن زمان اهمیت آن ها از آبشارها و سایر موارد تزئینی باغ بیشتر بوده است. مدلل این ادعا، وجود تابلوهای نقاشی است که از قرن پانزدهم باقی مانده است که تصویر گلدان های بزرگ همراه با گل را نشان می دهند. امروزه تعداد یزادی از این ظروف به فرم های قدیمی یا مدرن در باغات مشاهده می شود که از انواع مواد مختلف چوبی، پلاستیکی، برنزی، گل، سیمانی و... تهیه می شود.

همچنین در باغ از ساعت های آفتابی برای زیبائی و یا تزئین استفاده می گردد. استفاده از ساعت آفتابی خود سابقه تاریخی دارد. در زمان قدیم شناخت وقت و لحظه ها توسط سایه و حرکت خورشید و در شب با حرکت ماه مشخص شده است، شاید ساعت های آفتابی، قدیمی ترین کرنومتر بشر بوده است. اگر ساعت آفتابی را به عنوان وسیله تزئینی در باغ به کار می برید،توصیه می شود آن را روی پایه ای یا در سطح وسیع چمن کاری بگذارید. روشنائی در باغ یکی دیگر از پدیده هائی است که امروزه در  آرایش باغ به فراوانی توصیه می شود. در زمان لوئی چهاردهم در تریانون بزرگ هزاران شمع در ظرف های شیشه ای می گذاشتند تا باغ روشن شود.

تزئینات گیاهی نمای ساختمان ها

ساختمان های بلند و آسمان خراش ها نشانه ای از پیشرفت تکنولوژی و دور شدن انسان ها از طبیعت دست نخورده می باشد. امروزه گسترش تکنولوژی به نحوی در دوران و احساس آدمی اثرات نامطلوب گذارده و همبستگی طبیعی را که انسان ها از آغاز با طبیعت داشته اند، به جدائی سوق داده و نتیجه اثرات آن وجود انسان های عصبی، خسته و به ظاهر متحرک می باشد. حال چگونه می توانیم کمی روح و احساس طبیعت را به بلوک های سنگی و آهنین برگردانیم؟ آیا می توانیم لطافت گل برگ های آزاد و زنده در دشت و طبیعت را با آن ها تلفیق کنیم؟

امروزه ایجاد هم آهنگی، تلفیق و سازگاری بین آن ها خود نوعی هنر مدرن محسوب می شود. لذا متخصصین فن سعی بر این دارند، طبیعت زنده و سرسبز را به نحوی با مظاهر تکنولوژی مدرن پیوند دهند و مناظری زیبا و بدیع همراه با اثرات شان خلق کنند. در این زمینه آزمایش های توکین دانشمند روسی نشان داده ، بسیاری از گیاهان و درختان ماده ای به نام فیتون سید  در هوا پخش می کنند، این ماده برای بسیاری از باکتری ها، قارچ ها، تک سلولی ها و برخی از حشرات نقش کنترل کننده دارد. نتیجتاً با در دست داشتن آمارهای متعدد که در سراسر دنیا محققین ارائه داده اند، اهمیت اثرات اینگونه گیاهان مشهود است. با پیشرفت تکنولوژی یا بعبارت دیگر طلوع خورشید عصر طلائی صنعت، دگرگونی های متداول که در محیط زیست دیده می شود (نابودی جنگل ها، مراتع، آلودگی آب، خاک و هوا) موجب ناراحتی های روانی بسیار گشته است.  به عنوان مثال، در آمریکا حدود 10 میلیون بیمار روانی و در ایران بیش از 4 میلیون نفر را تخمین زده اند.

نتیجتاً ناراحتی های عصبی بر روی دستگاه گوارش، قلب، پوست و ... اثر گذاشته و سایر عوارض نیز بروز می نماید. دکتر شاوکر در سال 1976 بهترین دارو برای افرادی که ناراحتی عصبی معده، گردش خون و برونشیت دارند استراحت در هوای سالم، محیط بی سر و صدا و فضای سبز جنگلی را توصیه می کند.

گیاهان قادرند با شاخ و برگ خود هر بار تا 67 تن در هکتار گرد و غبار و میکروب های معلق در هوا  را در خود رسوب دهند  و پس از هر بارندگی، آمادگی جذب مواد آلوده کننده هوا را پیدا نمایند. بنابراین توجه به کیفیات و خصوصیات گیاهان، نقش آن ها در زیبائی، سالم سازی هوای شهر و روستا می تواند ما را بر این دارد که از حداقل فضای موجود در ساختمان ها، بالکن ها و... جهت کاشت گیاهان حداکثر استفاده را بنمائیم. مناسب است همراه با این سعی و کوشش، در انتخاب گیاه و رنگ های آن ها نیز دقت و توجه کافی به عمل آوریم.

انتخاب گیاهان بر حسب خصوصیات طبیعی آنها

1- نور

گیاهان بر حسب طبیعت شان، برخی نیاز به آفتاب کامل و کافی داشته و  برخی سایه پسند بوده و عده ای در مکان های سایه و آفتاب به خوبی رشد و نمو می کنند. بنابراین در انتخاب گیاه، بایستی به موقعیت محل، میزان نور و روشنائی کاملاً توجه شود. برای روشن شدن اثر نور و آفتاب در ساختمان، بر حسب موقعیت محل، متخصصین چرخه ای را معرفی کرده اند که در این چرخه دامنه مکانی روشنائی به سه قسمت تقسیم می شود.

A مکان های آفتابی و گرم، B مکان های نیمه سایه و C مکان های کاملاً سایه.

بنابراین با توجه به این چرخه می توان نوع گیاهان را در طول روز با شدت روشنائی متفاوت انتخاب نمود.

در مکان های آفتابی و گرم، بیشتر گیاهان یک ساله و دو ساله از قبیل تاج خروس، تاج خروس برگی، بگونیایی همیشه گل دار، داودی، تاتوره، جعفری ، شب بوی پاکوتاه، آفتاب پرست، رازک ژاپنی، گل کاغذی یک ساله، سیلن، خورشیدی، همیشه بهار، آهار، انواع شاه پسند و... را می توان پرورش داد.

در مکان های سایه و سایه آفتاب، گیاهانی از قبیل: گل حنا، فلوکس، زنبق رشتی، پروانش، پیچ تلگرافی، بنفشه معطر رشد و نمو می نمایند. در حالی که برخی دیگر از گیاهان در مکان های کاملاً سایه از قبیل : راهروها، داخل ساختمان ها  و بالکن ها مانند: فتوس، انواع فیلودندرون، مارچوبه زینتی، برگ بیدی، مارانتا، ... که به نام گل های آپارتمانی نیز نامیده می شوند می توانند به خوبی رشد و نمو نمایند.

2- رطوبت

میزان رطوبت در حفظ و حراست گیاهان اهمیت به سزائی دارد. مخصوصاً شرائط کلیمائی منطقه در چگونگی رشد آن ها و انتخاب گیاهان موثر می باشد. به عنوان مثال: در مناطق ده نشین، مخصوصاً در کنار رودخانه ها، دریاچه ها که به طور معمول میزان رطوبت هوا بالا است، می توان از گل  هائی نظیر شمعدانی، بگونیا، فوکسیا و ... استفاده نمود. در مناطق شهری، که تراکم ساختمان زیاد و وجود بتون و آسفالت در خشکی هوا موثر و میزان تابش خورشید بالا می باشد می توان از گیاهانی که مقاوم به گرما هستند، از قبیل: انواع شمعدانی با رنگ های صورتی، قرمز، بنفش و بگونیای همیشه گل دار و ... استفاده کرد.

3- خاک

به طور کلی خاک گلدانها و جعبه ها بایستی از نظر غذائی کاملاً غنی باشد، زیرا کمبود برخی میکرویاماکروالمان ها موجب اختلالات رشد و بدشکلی هائی در گیاه می گردد ضمناً لازم است یک یا دو سال یک بار خاک گلدان ها را عوض نمود. زیرا گاهی در اثر ترشحات ریشه و اختلالات یونی،  مشکلاتی در خاک از نظر تغذیه گیاه پدید می آید اختلالات مزبور موجب کندی رشد و مرگ میر گیاهان می شود. معمولاً برای تهیه خاک گلدان ها فرمولی به کار می رود که شامل: یک قسمت کود دامی یا خاک برگ، یک قسمت خاک باغچه و کمی ماسه همراه با کود شیمیائی است.

امروزه خاک هائی تحت عنوان تورب، یا پیت و غیره از نظر تجارتی وارد بازار شده است ( در هر حال گیاهان بر حسب طبیعت شان برخی نیاز به خاک های مرطوب و برخی دیگر خاک های خشک و خاکهای غنی احتیاج دارند).  بایستی توجه داشت برای کاشت گیاهان در هر نوع خاک، گلدان ها و جعبه ها دارای زه کشی با منقدی برای خروج آب اضافی باشند. زیرا رطوبت زیاد می تواند موجب خفگی، پوسیدگی و از بین رفتن گیاهان گردد.

4- اثر هماهنگی رنگها

هنگامی گیاهان و گل ها جلوه بیشتری دارند که با رنگ دیوار و بالکن ها، نوعی تناسب و هماهنگی داشته باشند. این نکته به طور چشم گیری در انتخاب گیاه موثر است. به عنوان مثال: هیچ گاه نباید در ساختمانی که دارای دیوارهای سفید یا روشن هستند،  رنگ گل ها را سفید انتخاب نمود. یا به عبارت دیگر رنگ سفید مانند اطلسی گل سفید بر روی دیوار سفید اثری پدید نمی آورد. بنابراین باید از انتخاب گل های سفید رنگ در این نوع ساختمان ها خودداری شود. در دیوارهای سفید، خاکستری روشن یا زرد روشن باید از گل هائی که دارای رنگ قرمز تیره، و بر روی دیوارهای زرد (انواع زرد)، گل هائی که دارای رنگ آبی یا بنفش هستند استفاده نمود. از طف دیگر برای بالکن  پنجره هائی که به رنگ چوب طبیعی هستند، کاشت گیاهانی که دارای گل های به رنگ نارنجی یا قرمزند توصیه می شود. هر چند که رنگ های مختلف و متنوع در دیدگاه  تماشاگر، اثرات مختلف می گذارد ولی بایستی در این مورد کاملاً اعتدال را مورد توجه قرار داد. زیرا گیاهان الوانی که در یک مکان کاشته شده، فقط می توانند از نزدیکقابل رویت و لذت بخش باشند. ولی در پنجره ها و بالکن ها بایستی جلوه گیاهان به گونه ای باشد که از فاصله دور این کیفیت بیان گردد و نظر بیننده را به خود معطوف دارد، این امر هنگامی میسر است که انتخاب گیاهان به صورت یک دست و یکرنگ انجام گیرد و عملاً بر حسب آماری که به دست آورده اند، ثابت شده یک دست بودن رنگ گل های یک جعبه بیشتر از گل های الوان نظر بیننده را جلب می کند. البته می توان دو رنگ را که به یک دیگر نزدیک باشند انتخاب کرد، ولی در هر حال رنگ اصلی باید قوی تر از رنگ دوم باشد.

لذا توصیه می شود برای ایجاد زیبائی بیشتر، در تمام بالکن ها و پنجره های یک ساختمان چند طبقه از گل های هم رنگ و یک دست استفاده شود. اگر این نکته در سطح شهر به طور یک نواخت تعمیم یابد، خود زیبائی خاصی را پدید خواهد آورد. به عنوان مثال: در شهر برن همه ساله رنگ گل جهت تزئین بالکن ها و پنجره ها از طرف متخصصین شهرداری انتخاب و به مردم توصیه می شود.

ج- ترکیب رنگ ها

به طور کلی در افراد مختلف، احساس و درک رنگ ها و هماهنگی آن ها یکسان نمی باشد، بلکه با تنوع و تغییرات خاصه ای به صورت گرایش به یک یا چند نوع رنگ همراه است. به عنوان مثال: برخی نوعی احساس و برداشت نسبت به رنگ قرمز، عده ای بنفش، صورتی و یا ... دارند که می تواند به صورت مختلف (تنفر، زدگی،تمایل، خوش آمدن،  بی تفاوتی  و سردی و...) بروز نماید.

بنابراین با توجه به خصوصیات فردی، سلیقه و شرایط محیطی، بین رنگ های انتخابی و ترکیبی بایستی نوعی نظم و هماهنگی با مفهوم پدید آید. اصولاً ساختمان چشم انسان در هنگام سلامتی کامل از نظر تشخیص و تفکیک رنگ ها به گونه ای است که سه رنگ اصلی، زرد، قرمز و آبی را می تواند به طور کامل از یکدیگر تمیز دهد. حال اگر رنگ های اصلی یاد شده در بالا به نحوی با یکدیگر مخلوط شوند نتایج زیر حاصل می گردد:

- رنگ زرد + قرمز ــــــــ  نارنجی یا آجری

- رنگ قرمز + آبی ــــــــ بنفش

- رنگ آبی + زرد ــــــــ سبز

بنابراین هر رنگ به یک رنگ تکمیل کننده ای نیازمند است. حال اگر بخواهیم یک ترکیبی کاملاً چشم گیر و جلب توجه کننده به دست آوریم، بایستی از کاتالوگ رنگ ها و مقایسه آن ها به طور عینی کمک بگیریم. به عنوان مثال رنگ زرد با بنفش، آجری با آبی – قرمز با سبز هماهنگی جالبی را پدید می آورد. ساده ترین مثالی که می توان آورد،رنگ شبز گیاهان با گل های قرمز است که تاثیر آن بیشتر از گلدان هائی است که تماماً دارای گل های قرمز میباشند.(به عبارت دیگر رنگ قرمز گل ها در متن سبز برگ ها اثر می گذارد). باید متذکر شد، گاهی ترکیب سه رنگ مختلف می تواند به علت هماهنگی یا عدم هماهنگی در بیننده اثر مشخصی را پدید آورد.

+ نوشته شده در  90/09/01ساعت 19:6  توسط deadgirl  |